اخبار > هنر اسلامي از جنس تذكر و ياد آوري است


سيد محمد بهشتي در نشست تخصصي بزرگداشت لرزاده :
هنر اسلامي از جنس تذكر و ياد آوري است

 

سيد محمد بهشتي، رييس دانشنامه تاريخ معماري ايران شهر در نشست تخصصي بزرگداشت زنده ياد حسين لرزاده گفت: «هنرمند سنتي وظيفه‌اش شناسايي لايه‌هاي پنهان مخاطبش است به همين خاطر هنر اسلامي از جنس تذكر و ياد آوري است.»



سيد محمد بهشتي، رييس دانشنامه تاريخ معماري ايران شهر در نشست تخصصي بزرگداشت زنده ياد حسين لرزاده گفت: «هنرمند سنتي وظيفه‌اش شناسايي لايه‌هاي پنهان مخاطبش است به همين خاطر هنر اسلامي از جنس تذكر و ياد آوري است.»

به گزارش روابط عمومي فرهنگستان هنر، نشست تخصصي معماري بزرگداشت استاد حسين لرزاده دوشنبه، 21 شهريور با سخنراني سيد محمد بهشتي، حسين مفيد، محمد رضا حائري، نعمت‌اله عطارزاده و نوشاد رُكني در سالن ايران فرهنگستان هنر برگزار شد.

نخستين سخنران اين جلسه سيد محمد بهشتي، رييس دانشنامه تاريخ معماري ايران شهر، با اشاره به بيت «جلوه گاه رخ او ديده من تنها نيست - ماه و خورشيد همين آينه مي‌گردانند» به شخصيت استاد لرزاده و هنرمنداني چون او پرداخت و گفت: «اين بيت از حافظ مصداق شخصيت مرحوم لرزاده و كساني است كه با او هم قبيله بودند.»

وي سپس به تفاوت هنر معاصر و گذشته پرداخت و افزود: «در هنر معاصر در بهترين حالت با آثار هنري مواجه هستيم كه اغلب احوالات خود هنرمند است و هرچقدر هنرمند بتواند، بي واسطه‌‌تر آثار هنري خود را بشناساند؛ موفق تر است. آثار هنري جديد، گويي قاب‌هايي هستند كه وي را در برگرفته‌اند و گاه امضاي هنرمند از اثر هنري او بسيار بزرگ‌تر نمايان مي‌شود. چون هنرمند در اين‌جا وظيفه دارد تا خود را به مخاطبش نمايان سازد.»

بهشتي در همين زمينه ادامه داد: « در سنت هنري ما، به نحو ديگري است و هنرمند قرار نيست در قاب اثر ظاهر شود. وظيفه او بسيار به مخاطبش معطوف است؛ زيرا در اين‌جا مخاطب لايه‌هايي بسيار پنهان دارد و هنرمند وظيفه‌اش غواصي و ورود به اين لايه‌هاست؛ تا آن را پيش روي مخاطبان قرار دهد. زيرا هنر اسلامي از جنس تذكر و ياد آوري است و دريافت شما مشابه قبل نيست؛ چون در آينه تكراري وجود ندارد. »

وي سپس به ماهيت وجودي هنرمند سنتي پرداخت و خاطر نشان كرد: «هنرمند در اين‌ جا اهل تذكر است تا آينه وجودي‌اش را صيقل داده و بداند چيست، كيست و اهل كجاست. براي چه آمده و در اين حالت چگونه شرحي پيدا مي‌كند.»

رييس دانشنامه معماري ايران افزود: «اگر هنرمند بخواهد ديده شود؛ توفيقي در هنرش نخواهد داشت. رفته رفته اين هنر كم رنگ مي‌شود و تعداد كساني كه مبتني بر اين سنت حركت مي‌كنند، تحليل مي‌رود. جنس مرحوم لرزاده از جمله اين هنرمندان است و چنانچه مرحوم لرزاده در حال حاضر حضور داشتند، موافق برگزاري بزرگداشت براي خودشان نبودند بلكه بيشتر ترجيح مي‌دادند تا بزرگداشت سنت معماري و فرهنگي برگزار شده تا اين سنت حفظ شود.»

سيد محمد بهشتي در پايان سخنان خود گفت: «امروزه ما يك آشنايي مختصر از معماري مان داريم و اطلاعاتمان بسيار فقير است. نام استاد لرزاده را مي‌بريم؛ ولي آثار وي را نمي‌شناسيم. اين امر در مورد شيخ و مشايخ معماري است، حال آن‌كه در مورد كساني كه در مقام پايين‌تر هستند؛ در وضعيت بسيار بدتري قرار داريم و در اين حوزه كمتر كساني را شناخته و با آثارشان آشنا هستيم. من در اين‌جا به فرهنگستان هنر پيشنهاد مي‌كنم تا در زمينه منوگرافي شخصيت‌هاي دوره معاصر، مطالعاتي به انجام رساند تا مستنداتي در اختيار همه قرار گيرد.»

حسين مفيد، از شاگردان مرحوم لرزاده دومين سخنران اين جلسه در باب هنر معماري گفت: «قدماي ما معماري را ميان هنرهاي ششگانه، دسته بندي كرده‌اند. در معماري كاري كه مي‌كنيم آن است كه ديده نشوي؛ اما زندگي را از طريق دراماتيزه كردن فضا، جاري سازي.»

وي كاسه سازي، گوشه سازي، گره سازي و مقرنس را به عنوان اصول اربعه معماري بر شمرد و شناسايي اين قواعد را براي معمار از امور پايه‌اي دانست و گفت: «ما از طريق دراماتيزه كردن فضا، اصول معماري سنتي را به چهار اصل تقسيم مي‌كنيم و كساني‌ را به صرف شناسايي اين قواعد نمي‌توانيم معمار بدانيم؛ بلكه اصل، آن است كه معمار علاوه بر دانش فني از يك روح عالي نيز بهره برده باشد و در اينجا مي‌خواهيم بدانيم كه مرحوم لرزاده اين فضا سازي را چگونه انجام مي‌داد.»

سپس حسين مفيد در خصوص ساخت بناي توس توسط مرحوم لرزاده تصريح كرد: «در سال 1311 پس از آن كه مرحوم لرزاده سر در بانك (تجارت)، ساختمان ايران و انگليس و چند بناي ديگر را ساخت؛ براي ساخت بناي يادبود فردوسي دعوت به همكاري شد. قبل از وي آندره گدار، شرق شناس و معمار فرانسوي، پي اين ساختمان را تا پله دوم انجام داده بود كه توسط مرحوم فروغي، رئيس انجمن آثار ملي وقت، مورد قبول واقع نشد. اين بنا در سال 1313 اتمام يافت و ايشان موفق به دريافت مدال درجه يك فردوسي شدند.»

نعمت‌اله عطار‌زاده نيز از شاگردان لرزاده در زمينه خصوصيات شخصيتي وي سخن گفت و زنده ياد استاد لرزاده را انسان هنرمندي دانست كه آموزش دادن را ركن اصلي كار خود قرار داده بود. وي اين معمار برجسته را به عنوان شخصيتي معرفي كرد كه در آموزش درس اول را معرفت و ادب مي‌دانست.»

پس از آن نوشاد ركني، شخصيت تاريخي و فرهنگي هنرمندان را مورد بررسي قرار داد و لرزاده را يك شخصيت فرهنگي دانست كه مي‌تواند به يك شخصيت تاريخي بدل شود. وي در اين باره عنوان كرد: «براي آن كه يك شخصيت فرهنگي جاودان شود و نامش در تاريخ بماند؛ افسانه‌هايي در مورد وي ابراز مي‌شود و همين امر موجب مي‌شود تا وي نام جاودانه‌اي بيابد. استاد لرزاده از جمله آنان است كه در مورد شخصيت ايشان در آينده فراوان خواهيم شنيد.»

وي در همين زمينه افزود: «مرحوم لرزاده داراي ويژگي‌هاي شخصيتي بود كه علاوه بر هنر، آيين فتوت را مي‌دانست و جزء آخرين كساني بود كه رسماً مدرك معمار باشي را دريافت كرده بود و جزء معماران دربار و سلطنتي به شمار مي‌رفت. ولي در عين حال انسان مردمي بود كه تنها به ساخت كاخ و مكان‌هاي برجسته اكتفا نمي‌كرد؛ بلكه خانه و مسجد نيز مي‌ساخت.»

محمدرضا حائري معمار و شهرساز به عنوان آخرين سخنران جلسه به تبيين علل تحليل معماري سنتي و جايگزيني فضاي شهري بدون معماري پرداخت و اظهار داشت: «براي اين كه در معماري پيشرفت داشته باشيم، ابتدا بايد گذشته‌مان را بشناسيم. در اين امر تنها مستند سازي است كه به ما كمك مي‌كند تا ما از دانش گذشته آگاهي داشته باشيم.»

وي افزود: «براي شناسايي معماري ايران، شناخت پايه‌اي مورد نياز است. اگر به معماري بناهاي ايراني توجه كنيم، پي مي‌بريم كه تجربيات معماري تا سال 1300 به صورت شفاهي انتقال داده شده است و بر پايه تجربيات صورت مي‌گيرد؛ ولي از آن پس تا سال 1340 به دليل تغيير بافت شهري، معماري رفته رفته از بين مي‌رود و ساختمان‌سازي بر پايه صورت و معنا درهم مي‌ريزد؛ تا جايي كه ما به يك فضاي شهري بدون معماري مي‌رسيم.»

اين استاد دانشگاه ادامه داد: «يكي از دلايلي كه بافت تاريخي ما به ساختن بدون معماري تبديل مي‌شود، موج عظيم شهر نشيني است كه همراه با آن آگاهي عمومي نسبت به معماري كم‌رنگ مي‌شود. اين امر موجب مي‌شود معماري سنتي دچار يك رخوت شده و غلبه فرم، مصالح و ... باعث به هم ريختگي معنا ‌شود.»

حائري عدم وجود كرسي معماري در فضاي آموزشي و دانشگاهي را از عللي دانست كه منجر شد تا معماري مانند ديگر هنرها رشد و توسعه نداشته باشد، و افزود: «در زمينه موسيقي، ادبيات و ديگر هنرها، وجود استادان بنام ايران در عرصه دانشگاهي و آموزشي موجب تداوم مي‌شود. به عنوان مثال با وجود پنج استاد برجسته موسيقي ايران، باعث تداوم رديف در اين عرصه هستيم؛ به همين دليل موسيقي سنتي امروزه پايدار مانده است ولي متاسفانه در مورد معماري اين اتفاق صورت نمي‌گيرد.»

وي در خصوص معماري و فضاسازي غربي كه شيوه‌هاي معماري پيشينيان ما در آن مشهود است؛ با نشان دادن نمونه‌هاي تصويري گفت: «امروزه حتي مي‌بينيم بسياري از قوانين شهرداري بدون حضور معماري صورت مي‌گيرد و در اينجا بحث ما اين است كه متوليان ما، حداقل در امر ساخت بناي مساجد، از فنوني كه استاد لرزاده استفاده مي‌كردند، بهره ببرند.»

وي در پايان سخنان خود، سنت را تعريف كرده و آن را مكانيزمي دانست كه در مسير تحول به پايداري جامعه كمك مي‌كند و ادامه داد: «ما در كشوري زندگي مي‌كنيم كه ساحت هنر به ساحت حكمت رسيده و اين سرزمين، مرز مكانيزم سنت و دانش بومي بوده است. آنچه گذشته ما را به آينده متصل مي‌كرده، سنت ما بوده است كه در تواتر دانش و آگاهي‌ها از نسلي به نسل ديگر به عنوان يك مكانيزم منتقل شده و آنچه امروزه ما را از گذشته مان جدا مي‌كند، كم رنگ شدن سنت‌هاي ماست.»

 
 
 

زمان انتشار: يکشنبه ٢٧ شهريور ١٣٩٠ - ٠٨:٢١ | نسخه چاپي

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




اخبار
اخبار موسسات و زیرمجموعه ها
کلیه حقوق متعلق به این پورتال برای فرهنگستان هنر محفوظ است.