اخبار > در كتابخانه تخصصي فرهنگستان هنر برگزار شد «هم‌انديشي هنر تطبيقي»


در كتابخانه تخصصي فرهنگستان هنر برگزار شد «هم‌انديشي هنر تطبيقي»

 

روش‌ها و تكنيكهاي مطالعات تطبيقي هنر در پرتو رويكرد پديدار شناسي تجلي پيدا مي‌كند.

روش‌ها و تكنيكهاي مطالعات تطبيقي هنر در پرتو رويكرد پديدار شناسي تجلي پيدا مي‌كند.

به گزارش روابط عمومي فرهنگستان هنر ، پروين پرتوي كه در هم‌انديشي هنر تطبيقي سخن مي‌گفت ضمن بيان مطالب فوق گفت : « پديدار شناسي كمك مي‌كند به ماهيت اشياء نائل شويم و تفاوت آن با ساير نظريات پيش از خودش در اين است كه عمده اهدافش يكي كردن عين و ذهن است.»

وي افزود : « اين دوگانگي از زمان دكارت آغاز و سبب تقسيم دانش بشري به سه شاخة خردگرايي ( راسيوناليسم ) ، تجربه‌گرايي ( امپرسيسم ) و نگرش اثباتي ( پوزيتيويسم) شد.»

پرتوي در بخش ديگري از سخنان خود به بررسي نظرات هوسر ، هايدگر و ديگر انديشمندان صاحب نظر در اين حوزه پرداخت و در توضيح عقايد آنها گفت :« هوسر تلاش مي‌كرد بين رئاليسم و ايده‌‌آليسم آشتي برقرار كند اما شاگردانش خواستند اين نگاه را زميني كنند و معني‌ها را دريافت كنند و مثلاً هايدگر چرخشي كه در اين ديدگاه ايجاد كرد اين بود كه به جاي “ من " از "ما " آغاز كرد و بحث " عالم حيات " را در نحوة ظهور انبياء مدنظر قرار داد.»

پرتوي در بخش ديگري از سخنان خود دربارة آراء و عقايد هايدگر گفت :« هايدگر معتقد است. اگر يك پديده بخواهد به ماهيت خود برسد بايد چهار مورد را در درون آن مدنظر گرفت : زمين ، آسمان ، فناپذيران و خداوند.هايدگر مي‌گويد : اثر هنري بايد عالمي را ايجاد كند و فقط فرم و متريال و ... مهم نيست.»

وي خاطر نشان كرد : «اين عالم هميشه در اختفاست و هميشه همة آشكاري را نشان نمي‌دهد ، تلاش هرمنوتيك هم همين است كه ببيند اين عالم چه عالمي است و چه‌ چيزهايي را آشكار مي‌كند. البته اين طور نيست كه پديدار شناسي حلقة مفقودة معني را پيدا كند. بلكه راهها و روش‌هاي ديگري هم است.»

پرتوي در خاتمه سه روش‌ براي مطالعات كاربردي پيشنهاد كرد و به توضيح آنها پرداخت ، وي روش اول را تجربه مستقيم پديدة موردنظر ، روش دوم را روش اگزيستانسيال يا وجودي و روش سوم را روش هرمنوتيكي عنوان كرد.

پس از پرتوي بهمن نامورمطلق دبير فرهنگستان هنر دربارة مطالعة تطبيقي بينامتني نزد " ژنت " به ايراد سخن پرداخت و گفت :« بينامتنيت ابتدا توسط كريستوا مطرح شد اما به سرعت و در شاخه‌هاي ديگر توسط بارت و ديگران گسترش پيدا كرد و گرايشهاي مختلفي در اين عرصه معرفي شد كه برخي متن محور و برخي ديگر مخاطب محور بودند.»

وي در ادامه و ضمن اشاره به تفاوت نظريات ژنت با كريستوا گفت :« ژنت بينامتنيت را يكي از شاخه‌ها ترامتنيت مي‌داند و كليه ارتباطات يك متن با غير خودش را در آن جمع مي‌كنند.»

دبير فرهنگستان هنر در بخشي ديگر دربارة روش مطالعه براساس بينامتن چهارگزينه معرفي كرد : 1- شناسايي بينامتن و نوع آن 2- شناسايي نوع بينامتن 3- شناسايي متن مرجع 4- نحوه و ميزان تأثيرگذاري پيش متن و بينامتن بر متن.

نامورمطلق گفت : «"بينامتنيت و بيش‌متنيت به بحث هم‌انديشي امروز نزديك‌تر است چون رابطه دو اثر هنري يا ادبي را مطرح مي‌كند. اما از طرف ديگر بايد بدانيم رابطه دو متن با هم در بيش متنيت براساس اشتقاق يا برگرفتگي است. مثلاً‌ اقتباس‌هاي برگرفته از شاهنامه. اما در بينامتنيت رابطه حضوري است ، يعني يك عنصر از يك يا چندين متن در متن جديد حضور پيدا كند.»

وي در جمع‌بندي سخنان خود گفت :« شناخت بينامتن نه تنها به محقق كمك مي‌كند تا عناصر گوناگون يك متن را بشناسد بلكه با كمك به آشكار شدن جنبه‌ها و ميزان تعاملي بودن آثار به شناخت بيشتر متن كمك مي‌كند.»

پس از ارائه سخنان مهين پرتوي و بهمن نامورمطلق‌‌، پرسش و پاسخ با حضور اين دو برگزار شد. در اين جلسه سؤالات پيرامون جايگاه مؤلف و بررسي اثر ادبي يا هنري با در نظر گرفتن حضور يا عدم حضور مؤلف يا خالق مطرح شد. همچنين يكي از حاضرين توضيحاتي دربارة عقايد و نظرات ژاك دريدا خواست كه پرتوي در اين‌باره صحبت كرد.

در ادامه هم‌انديشي بررسي هنر تطبيقي و اولين سخنراني بعدازظهر، ابتدا بهناز عبداللهيان دربارة " نقد اسطوره‌اي تعاريف و بنيان‌گذاران " آن گفت :« در تمام دنيا ، مردم با هر فرهنگي و در هر كشور و سرزميني ، اساطيري دارند كه حفظ آنها به اعتبار آن قوم كمك مي‌كند ، چراكه اسطوره‌سازي يك فعاليت خلاق بشري است و نشان از چگونگي برداشت مردم از دنياي پيرامون خود و نحوة ادراك آنان از جهان هستي دارد.»

وي در ادامه و در ارائة تعاريف گوناگوني كه از اسطوره رايج است گفت :« اساطير برخلاف تصور ابتدايي در مورد دنياي طبيعي ، بازگشتي از حقيقتي بنيادين هستند . آنها در طول زمان و در فرهنگ‌ها حفظ شده‌اند ، وارونه گشته‌اند ، جانشين شده‌اند ، عناصري وام گرفته‌اند ، بخشي از خود را به ديگر اسطوره‌ها وام داده‌اند ، عقب نشسته‌اند ، تكثير شده‌اند و شاخ و برگ يافته‌اند. اما تا به امروز دوام آورده و باقي مانده‌اند.»

عبداللهيان در ادامه به معرفي و بررسي عقايد " يونگ " و استادش فرويد پرداخت و گفت : «ترجمة انگليسي كتاب روان‌شناسي ناخودآگاه يونگ در سال 1916 نقطة عطفي بر نقد اسطوره‌اي تلقي مي‌شود.»

او خاطر نشان كرد: «مهمترين بحثي كه يونگ مطرح مي‌كند Archetype يا كهن الگو است كه مي‌تواند متأثر از افلاطون و الهام گرفته از كلمات Arche به معني فرم و نوع باشد.»

وي افزود :« يونگ معتقد است كه مردم در تمام فرهنگها و تمدن‌ها اسطوره‌ها و اسطوره‌شناسي‌هاي خاص خود را دارند اما به نظر مي‌رسد تمامي اين اسطوره‌ها بر پايه تحولات و موضوعات مشترك بناشده‌اند. دليل اين ادعا نيز وجود اسطوره‌هاي مشترك در مناطق متفاوت جهان است.»

عبداللهيان در بخش ديگري از سخنانش تأكيد كرد : « اين صورتها و كهن الگوها فقط نام يا تصورات فلسفي نيستند بلكه اجزايي از خود زندگي هستند كه به طرز جدايي ناپذيري با فرد زنده مرتبط اند و از آنجا كه ارتباطي با خودآگاه ندارند. هرگونه تعبير قراردادي يا حياتي دربارة هر كهن الگو غير ممكن است و نمي‌توان به طور قطع گفت كه اين كهن الگوها به چه چيزي باز مي‌گردند.»

سخنران بعدي " نصرالله تسليمي " به بررسي عناصر تصويري معراج نامة ميرحيدر و كمدي الهي دانته پرداخت.

وي اين دو اثر كه اولي مربوط به مكتب هرات و دوران شاهرخ و دومي اثر گوستاو، دوره هنرمند قرن 19 است را براساس محورهاي ساختاري مقايسه كرد و گفت : «در نگرش معراج‌نامة ميرحيدر، سفري تمثيلي از بهشت به دوزخ شكل مي‌گيرد و در صورتي كه در فرهنگ مسيحيت اين طي طريق از دوزخ به بهشت است.»

اين مدرس دانشگاه پيرامون شخصيت دانته گفت : «دانته در قرن 13 و اوايل قرن 14 يعني در اوج تنش‌هاي مذهبي مسيحيت زنگي مي‌كرد. اين دوره پر از تضادهاي فكري بين ايمان و عقل است. از طرف ديگر دانته از يك فرهنگ و فلسفة مذهبي اسلامي نيز تبعيت كرده ، چرا كه گفته شده او به فلسفه ابن رشد علاقه‌مند بوده است .»

وي در مقايسة اين دو تصويرسازي گفت :« سرآغاز هر دو تصويرنگاري و حتي موقعيت داستاني با يك عالم تاريك تصوير شده است. در معراج نامه اولين حركت و سرآغاز اين سفر تمثيلي در شب اتفاق مي‌افتد، چرا كه در تفكر اسلامي شب نماد آرامش و جهان امن است. حال آنكه دنياي تاريك دانته با مفهوم منفي داستان تلقي مي‌شود.»

وي افزود :« نگاهي كه دانته به اين سفر دارد يك تجربة شخصي انسان است و مغايرت زيادي با سفر الهي يك نبي دارد پس طبيعي است در تصويرسازي و حتي روايت داستاني اين كتاب جنبه‌هاي اومانيستي ( انسان‌گرايانه ) بسيار پررنگ‌تر از سير و سلوك عارفانة كتاب ميرحيدر است.»

تسليمي در ادامه به بررسي طبقات بهشت و دوزخ كمدي الهي دانته و مقايسة آن با معراج نامة ميرحيدر و شاخه‌ها و طبقات عرفاني آن پرداخت.

در ادامة هم‌انديشي و خاتمة سخنراني‌ها ميزگردي با حضور : بهمن نامورمطلق ، حبيب‌الله درخشاني ، پروين پرتوي ، مريم لاري ، بهناز عبدالهيان و جلال‌الدين كاشفي برگزار شد.

در اين ميزگرد نخست اعضاء به روند شكل‌گيري اين هم‌انديشي و فعاليتهايي كه در هركدام در اين كميته انجام دادند و نتايج آن اشاره كردند و زمان باقي‌مانده به پرسش و پاسخ اختصاص يافت.

 
 
 

زمان انتشار: چهارشنبه ٥ بهمن ١٣٨٤ - ١٢:٠١ | نسخه چاپي

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




اخبار
اخبار موسسات و زیرمجموعه ها
کلیه حقوق متعلق به این پورتال برای فرهنگستان هنر محفوظ است.