اخبار > گزارش سومين هم‌انديشي نشانه‌شناسي هنر


گزارش سومين هم‌انديشي نشانه‌شناسي هنر

 

سومين هم‌انديشي نشانه‌شناسي هنر، 3 اسفند ماه در تالار فارابي دانشگاه هنر و با محوريت روش شناسي نشانه شناسي هنر برگزار شد.

سومين هم‌انديشي نشانه‌شناسي هنر، 3 اسفند ماه در تالار فارابي دانشگاه هنر و با محوريت روش شناسي نشانه شناسي هنر برگزار شد.

در گزارش كه «فرهاد ساساني» دبير علمي هم‌انديشي از روند برگزاري آن ارائه داد آمده بود:« مسئله‌اي كه از ابتداي تشكيل گروه نشانه‌شناسي هنر و نيز در هر نشست و سخنراني رخ مي‌نماياند، روش‌شناسي نشانه‌شناسي هنر بود. از طرف ديگر تنوع رويكردهاي مختلف درون گروه و نيز برخورد انديشمندان مختلف بيرون از گروه، بررسي موضوع روش‌شناسي را با اهميت‌تر جلوه مي‌داد. پس ضرورت داشت تا در اين مورد بحث شود كه آيا نشانه‌شناسي به خودي خود رشته، رويكرد يا روش است؟ و چنانچه رشته است، آيا مي‌توان به يك روش مشخص در درون آن دست يافت يا روش‌هاي متفاوت و متنوعي وجود دارد.»

ساساني يكي از ويژگيهاي نشانه‌شناسي را تعامل زياد آن با ديگر شاخه‌هاي علمي و هنري دانست و گفت: «افراد مختلف از نشانه‌شناسي برداشت‌هاي مختلف مي‌كنند، پس ورود به حيطة زيبا‌شناسي مدخلي براي بررسي ساير علوم مي‌شود.»

وي افزود:« براساس ضرورت‌هاي ذكر شده در سومين هم‌انديشي كه توسط فرهنگستان هنر و با همكاري معاونت پژوهشي دانشگاه هنر برگزار شد، يازده مقاله با محورهاي : روش شناسي مكتب‌ها و نظريه‌هاي نشانه‌شناسي، روش‌شناسي مطالعات نشانه شناختي رسانه‌ها و نظام‌هاي نشانه‌اي مختلف، روش‌شناسي گونه‌هاي مختلف نشانه‌شناسي، روش‌شناسي و رويكردهاي مختلف نشانه شناختي و روش‌شناسي و بعدهاي نشانه‌اي مختلف ارائه شد.»

پس از سخنان دبير علمي هم‌انديشي، اولين نشست به رياست دكتر فرزان سجودي برگزار شد و نخستين مقاله آن با عنوان خاستگاه فلسفي روش‌شناسي در دانش نشانه‌شناسي را دكتر «احمد پاكتچي» ارائه كرد. پاكتچي روش‌شناسي غيرفلسفي را يك كلان روش دانست كه روش‌هاي خود را سامان مي‌بخشد و به دستگاهي بزرگ تبديل مي‌كند.

وي‌گفت:« روش‌شناسي علوم انساني در طول قرن 20 طوري است كه اگر كسي بخواهد از روش‌شناسي سخن بگويد، حتي اگر به هنر ربطي نداشته باشد، ناگزير است وارد حيطة هنر شود.»

پاكتچي يادآور شد:« كم‌رنگ شدن مرزها و رابطة ناگزير هنر و علم اصلي‌ترين مسئله در روش‌شناسي قرن 20 است.»

او در بخش ديگري از سخنان خود مسئله مهم قرن 19 را هوشيار شدن نسبت به مسئله آگاهي دانست و گفت:« به دنبال اين آگاهي متديسم و روش‌گرايي مورد توجه قرار گرفت. اما از اوايل قرن 20 مرحلة جديد هوشياري نسبت به هوشياري مطرح شد و هوشياري‌هايي كه در قرن‌هاي پيش شكل گرفته بود در تقابل با هم قرار گرفتند و مسئلة جديد اين شد كه آيا نبايد در روش‌هاي مختلف به وحدت برسيم؟ چرا كه روش‌هاي مختلف هر كدام به درد يك مسئله خاص مي‌خورند.»

دومين سخنران، زهرا اهري عضو هيأت علمي دانشگاه شهيد بهشتي، دربارة كاربرد روش چارلز موريس در مطالعة نشانه‌هاي معماري شهري سخن گفت.

وي ابتدا به معرفي چارلز ويليام موريس پرداخت و گفت:« چارلز ويليام موريس نشانه‌ها را در قالب علوم رفتاري توضيح مي‌دهد و مبتني بر آن شيوه‌هاي دلالت را روشن مي‌كند. وي در مطالعة نشانه‌ها، سه جنبة متمايز را در نظرية نشانه شناسي مطرح مي‌كند: سوية نحوي، سوية معناشناسانه و سوية كاربردي.»

اهري گفت:« استفاده از روش برخورد موريس در مطالعة نشانه‌هاي طراحي شهري نتايج كاربردي جالب توجهي را به دست داده است.»

وي در تعريف نشانه از نظر موريس گفت:« به چيزي مثل (الف) زماني نشانه گفته مي‌شود كه به ترتيبي رفتار را در جهت هدفي تنظيم كند كه مشابه (اما نه لزوماً عين) شيوه‌اي باشد كه چيز ديگري مثلاً (ب) رفتار را در همان جهت دارا باشد در اين صورت (الف) يك نشانه است.»

اهري در ادامه سخنان خود ضمن نشان دادن تصاويري از معماري سنتي ايران و مقايسة آن با فضاهاي فعلي گفت: «معماري شهرسازي ما بر دو اصل كثرت و وحدت شكل گرفته كه عده‌اي در نگاه سطحي و كلي ممكن است به مفهوم يكنواختي از آن برسند، اما خود اين موضوع بحث نهفته وحدت و به دنبالش كثرت را تداعي مي‌كند.»

پس از اهري،دومين نشست به مديريت احمد پاكتچي آغاز شد ،اولين سخنران بهمن نامورمطلق، پيرامون «بررسي نشانه‌شناختي نقد نزد رولان بارت» صحبت كرد. وي در معرفي بارت گفت:« رولان بارت از بانيان نقد نو محسوب مي‌شود و دوره نقد نو به طور جديد با مباحث و نوشته‌هاي او آغاز شد. اما نقد نزد بارت همواره در حال توسعه و گسترش بود و اين گسترش از نقد تا تحليل و از تحليل بلاغي تا تحليل ساختاري و نهايتاً تا تحليل متني تداوم داشت.»

دبير فرهنگستان هنر با محور قرار دادن آخرين روش نقد بارت كه تحليل متني است گفت:« تحليل متني از ساختارگرايي فاصله مي‌گيرد و به پسا ساختارگرايي نزديك مي‌شود.»

نامورمطلق گفت:« به خاطر مطالب گوناگوني كه بارت در حوزة نقد ارائه داده است خيلي از محققين راجع به بارت‌ها صحبت مي‌كنند ،يكي از آنها مي گويد:" من رولان بارت‌هاي زيادي را مطالعه كرده‌ام، اما هنگامي كه يكي را درك مي‌كردم او در جاي ديگري بود". بعضي حتي بارت‌ها را مقابل يا متضاد هم مي‌بينند.»

او در بخش ديگري از سخنان خود ضمن اشاره به اينكه آثار بارت بعد از نقد و حقيقت در سه مرحله خلاصه مي‌شود گفت:« بارت تمام اصول نقد سنتي (پوزيتيويستي) را رد ميكند و نقد نو را مطرح مي‌سازد كه به آن نقد تفسيري مي‌گويد.»

پس از نامورمطلق پروفسور «پتر تروپ» دربارة نشانه‌شناسي هنر و مسائل روش‌شناختي نشانه‌شناسي فرهنگ گفت: «وجود متن هنر در فرهنگ و كاركرد مفهوم متن در نظريه، نوعي چالش جديد ميان روابط درون متني و روابط برون متني پديد آورده است. همچنين از يك سو گسترش محيط رسانه‌اي امكان فعال كردن متن‌ها را گسترش داده است و از سوي ديگر، متن‌ها در فرآيند‌هاي انطباقي فرهنگ، مؤلفه‌هاي وجود شناختي خود را تغيير مي‌دهند.»

وي ضمن اشاره به اينكه ورودي متن‌هاي جديد به فرهنگ نمي‌تواند جدا از متن‌هاي از پيش موجود ديده شود ادامه داد:« از نظر وجودشناسي متني اهميت دارد كه به هويت‌هاي چندگانه آن در فرهنگ توجه شود.»

تروپ در بخش ديگري از سخنان خود به چالش‌ ميان پديده‌هاي ابتكاري و تفسير محافظه‌كارانه اشاره كرد و گفت: «مسئلة ديگر فرهنگ از طريق پديداري زبان‌هاي توصيفي جديد است؛ آنجا كه زبان توصيف گام به گام زبان توصيف خويشتن براي آفرينندگان آن مي‌شود. بر اين پايه، مطالعة زبان توصيف، همچنين يك مسئله اخلاقي در دانش‌هايي است كه فرهنگ را مطالعه مي‌كنند.»

اميرعلي نجوميان آخرين سخنران برنامه‌هاي صبح سومين هم‌انديشي نشانه‌شناسي هنر دربارة «نشانه‌شناسي پساساختگرا روش شناسي واسازي متن هنري» صحبت نمود.

او در آغاز گفت:« نشانه‌شناسي با اين فرض آغاز مي‌شود كه گفتار فردي هميشه تنها در ارتباط با نظام زبان قابل تعريف و فهم است و هر نشانه تنها زماني نشانه شناخته مي‌شود كه با توجه به يك قرارداد اختياري درون يك نظام نشانه‌اي معني پيدا كند.»

نجوميان در ادامه با چالش‌هاي متفكران پسا ساختگراي دهة 60 و 70 ميلادي پرداخت و افزود:« اين متفكران هر يك به شيوة خود به ثبات و پايداري نظام‌هاي زباني ( در كلام، تصوير و غيره) شك مي‌ورزيدند و از نگاه آنان ، نظام‌ها هميشه مورد تهديد و هجوم دلالت‌هاي متفاوتي قرار مي‌گيرند كه در نهايت به تعليق مفاد درون متن مي‌انجامد.»

در ادامة برنامه‌ها ، اولين نشست عصر سومين هم‌انديشي نشانه شناسي هنر به رياست فرهاد ساساني برگزار شد.در اين نشست ابتدا بابك معين درباره" گفته پردازي گفتماني" و "گفته‌پردازي گفته" به ارائه مقالة خود پرداخت. وي در تعريف "گفته‌پردازي" گفت : «گفته پردازي عمليات توليد و پرداخت ،گفته توسط گفته پرداز است و در درون گفته مي‌توان به ردپاها و آثار گفته‌پردازي دست يافت.»

عضو هيأت علمي گروه ادبيات زبان فرانسه دانشگاه آزاد، عينيت يافتن گفته را ملزم به گسست فضاي گفته‌پردازي و رسيدن به فضاي گفته دانست و ادامه داد:« اين گسستگي به سه طريق: كنشگري ، زماني و مكاني صورت مي‌گيرد.» او در ادامه به توضيح ويژگي‌هاي اين سه گسست پرداخت و گفت :« با اين سه عمليات از فضاي گفته پردازي به فضاي داستان پرتاب مي‌شويم.»

پس از معين علي عباسي پيرامون بعد واقعيت سنجي كلام و تصوير سخن گفت. وي توضيح داد:« بر خلاف ادراكي كه بر رابطة پيام با مرجعش پايه‌ريزي شده است ( در نظريه ارتباطات)، نشانه معناشناسي تحليلي از واقعيت سنجي ارائه مي‌دهد و در حقيقت هدف گفته پرداز باوراندن به حقيقت است و او به كمك ترفندهاي گوناگون سعي دارد چيزي را بباوراند.»

عباسي در بخش ديگري از سخنانش به ويژگي‌هاي واقعيت سنجي اشاره كرد و گفت: «واقعيت سنجي با تركيب " بودن" و " ظاهر شدن" و شكل‌هاي منفي اين دو ، يعني " نه بودن " و " نه ظاهر شدن " چهار وضعيت را توليد مي‌كند: 1- وضعيت حقيقت 2- وضعيت رمز و راز و پنهان‌كاري 3- وضعيت دروغ و توهم 4- وضعيت ناراستي.»

در ادامه سخنان عباسي ،حميدرضا شعيري دربارة روش مطالعة گفته‌اي و گفتماني در حوزة نشانه معناشناسي گفت : «براي اينكه نشانه معناشناسي بتواند در حوزة مطالعات مربوط به معنا كارا و مفيد واقع شود ، بايد بتواندبه ارائه مدل‌ها يا الگوهايي بپردازد كه قابليت به كارگيري در سطح وسيع و يا حتي جهاني را در تجزيه و تحليل گفته و گفتمان داشته باشد.»

شعيري توليدات زباني را به دو گروه بسته و باز تقسيم كرد و به تفصيل روش مطالعة هر كدام را توضيح داد.

در آخرين نشست هم‌انديشي كه رياست آن بر عهدة اميرعلي نجوميان بود ، ابتدا فرهاد ساساني به قرائت مقالة خود با عنوان« روش گريزي» يا «به گزيني» پرداخت و گفت : «موضوع تحليل نشانه شناسي ، پس از گذر از ساختارگرايي صرف ، تجربه پساساختار گرايي، و نيز تعامل با رويكردها يا رشته‌هايي چون تحليل گفتمان و مطالعات فرهنگي ، متن، آن هم متني گفتمان‌مند است.»

ساساني در ادامه ضمن اشاره به اينكه نشانه‌شناسي معاصر داراي اشكال و ويژگي‌هاي گوناگون است، سخن خود را با طرح اين پرسش ادامه داد كه : چرا نشانه شناسي معاصر نمي‌تواند داراي يك روش منفرد و ايستا باشد و ناچار است كه به يك ابر روش يا فراروش كه خود مجموعه‌اي از چند روش است متصل شود؟

او در پاسخ سئوال خود به بررسي و تقسيم علم و دانش در سه دوره تاريخي پرداخت و گفت :« با توجه به اينكه به هرحال نشانه‌شناسي از مجموعه‌اي از رشته‌ها و رويكردهاي همخوان با خود بهره مي‌گيرد و در هر گفتماني اگر بخواهيم آن را تجزيه كنيم چهار عنصر اصلي توليد كننده ، باز توليد كننده ، بافت و البته متن با نقش‌هاي كم‌تر و يا بيشتر حضور دارند، لذا استفاده از تعبير " به گزيني " مناسب‌تر است.»

وي در خاتمه متذكر شد :« با توجه به اين تفاسير هنرمند امروز ديگر هنرمندي منفرد نيست و ما هنرمند به شكل منفرد را از دست داده‌ايم .چرا كه گاه يك گروه يا پيشه‌وراني در كنار هنرمندان وجود دارند كه گاه حضور آن‌ها بسيار پررنگ‌تر است.» آخرين سخنران اين هم‌انديشي " فرزان سجودي" عضو هيأت علمي دانشگاه هنر بود كه مقالة خود با عنوان« روش‌شناسي پديداري در برابر روش‌شناسي تثبيت‌گرا» ارائه داد. او در ابتدا به توضيح و ريشه‌يابي مفهوم نظريه پرداخت و گفت: «از آنجا كه نظريه از يك سو مي‌كوشد به پديده‌هاي ظاهراً‌ متفاوت وحدت ببخشد و از سوي ديگر وجود اصلي و بنيادين را كه در نگاه اول قابل تشخيص نيست، بديهي تلقي مي‌كند. بنابراين رويكردي تقليل‌گرا و كلي‌گرا است و به واسطة ويژگي دومش ، گرايش به كشف جهان‌ها يا به عبارتي قوامه عامه جهان شمول دارد.»

وي ضمن اشاره به اينكه نظريه در جستجوي تبيين است و تبيين با بيان علت يا علت‌هاي غايي و جهان شمول يك پديده سروكار دارد، به بررسي اشاراتي به نظريه‌هاي متأخر ويتكنشتاين پرداخت و گفت:« من معتقدم كه مفهوم نظريه در علوم تجربي قابل بسط در علوم انساني نيست، چرا كه در علوم تجربي نظريه مي‌شود تا به پديده‌هاي ظاهراً متفاوت وحدت ببخشد. پس نظريه با اين مفهوم تغييرگرا و كلي گرا است و در اين رويكردجهت حركت به سمت ثبت نشانه‌ها پيش مي‌رود.»

سجودي با بررسي رويكردهاي علت و معلولي بين پديده‌ها و مروري بر انديشه‌هاي بارت به عنوان يكي از نخستين تحليل ‌گران ساخت‌گرايي سخنان خود را پايان داد.

پايان بخش سوم هم‌انديشي نشانه‌شناسي هنر، ميزگرد تخصصي با حضور تمام اعضاي گروه نشانه شناسي فرهنگستان هنر و به رياست بهمن نامورمطلق بود.

 
 
 

زمان انتشار: دوشنبه ١٥ اسفند ١٣٨٤ - ١١:٢٨ | نسخه چاپي

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




اخبار
اخبار موسسات و زیرمجموعه ها
کلیه حقوق متعلق به این پورتال برای فرهنگستان هنر محفوظ است.