اخبار > ژان دورينگ: در هنرهاي اسلامي، شعر مركزيت دارد


ژان دورينگ: در هنرهاي اسلامي، شعر مركزيت دارد

 

در نشست روز پنج شنبه همايش موسيقي مكتب اصفهان كه در دانشگاه هنر اصفهان برگزار شد، ژان دورينگ، پژوهشگر و موسيقيدان فرانسوي درباره وحدت هنرهاي ايراني سخن گفت.

در نشست روز پنج شنبه همايش موسيقي مكتب اصفهان كه در دانشگاه هنر اصفهان برگزار شد، ژان دورينگ، پژوهشگر و موسيقيدان فرانسوي درباره وحدت هنرهاي ايراني سخن گفت.

او به مقايسه هنرهاي ايراني در عصر صفوي پرداخت و گفت: «هنر در فرهنگ فارسي ، برخلاف فرهنگ غرب به طور مشخص و مجزا و محدود نيست. به نظر مي رسد اين مسئله به گونه اي از نوعي تمايل دروني و درك از جهان نشئت مي گيرد كه در قالب هاي گوناگون همچون شعر، نقاشي، موسيقي و خوشنويسي بيان مي شود.»

دورينگ پس از مقايسه هنرهاي عصر صفوي به اين نتيجه رسيد كه شعر بر ساير هنرها غالب بوده است: «شعر، به خوشنويسي موضوع مي دهد، طرحي را براي نقاشي در اختيار نقاش مي گذارد و متني را براي خواندن و يا الگوي آهنگيني را براي نواختن به موسيقي دان القا مي كند.»

شكل گيري رديف در موسيقي ايراني به گفته دورينگ در عهد صفوي اتفاق افتاده است:« مواردي كه قابل رديابي در اوايل دوره صفوي است دانشمندان را به اين باور رسانده كه رديف در اين دوره شكل گرفته است. اما همه چيز از شعر شروع مي شود، بعد آواز است . و ‌آنچه كه جالب است اينكه ساختار غزل در ساختار رديف منعكس مي شود، شعر تشكيل شده از بيتها . ما هم در رديف، سلسله گوشه داريم همچون سلسله بيت از غزل. هر بيت، قافيه اي دارد و هر گوشه هم داراي فرود است. گوشه ها را مي توان به طور جداگانه اجرا كرد و هر بيت هم مي تواند جداگانه خوانده شود. (در متن ها) در يك قطعه موسيقي، خيلي پيوستگي وجود ندارد يك بخشش تند است و يك بخش آرام، يك قسمت آواز است و جايي تصنيف كه البته يك ويژگي خاصي را ايجاد مي كند ،به گونه اي تغيير حال به حال است كه ويژه تصوف و عرفان ايراني است. در شعر هم مثلاً غزل، يك بيت مطلع داريم كه تكليف قافيه و وزن را مشخص مي كند و شروع با آن بيت است و يك پايان كه به نوعي تكميل كننده شعر و پيام آن است كه لحني ديگر دارد. اما ارتباط فني موسيقي و شعر ريتم است.

ما شعرهاي درجه دو و سه داريم كه از يك سري كليشه مثل چشم خمار، شمع و پروانه و... استفاده مي كنند و يا در مينياتور از چند اسب و چند زن شبه مغولي و آهو و سنگ هاي عجيب و غريب كه كاملاً تخيلي است، استفاده مي كنند. درباره رديف موسيقي هم همين طور است. اگر چه گوش ايراني ها حاضر نيست در موسيقي از مقامي به مقام ديگر بپرند و در هنر مركب خواني از يك مد به مد ديگر ملايم حركت مي كنند و از يك دستگاه به دستگاه ديگر رفتن را تدريجي انجام مي دهند كه به آن «سير» مي گويند. بعضي به اصطلاح نوآوري ها و تغيير ناگهاني مدها كه گاهي معمول مي شود چندان در موسيقي ايراني زيبا نيست. به جاي اين كارها بايد از آن ها پرسيد كه تا به حال كدام مقام يا گوشه در اين 150 سال آخر به موسيقي ايراني افزوده ايد؟ بعضي از يك سو نمي خواهند گوشه هاي موسيقي ايراني را رعايت كنند و از يك سو نمي توانند مقام سازي كنند و آخر سر هم يك موسيقي جدا از نت مي سازند.»

ژان دورينگ درباره مؤلفه هاي خاص موسيقي ايراني گفت: «شدت و ضعف در نواختن مؤلفه اي است كه تنها در موسيقي ايراني ديده مي شود و يا اينكه مضراب راست و چپ طنين متفاوتي دارند و يا اينكه يك نت مي زنيد و اين نت، به نوعي با تزيين هاي موسيقايي ادامه مي يابد، نتها در موسيقي ايراني سايه دارند.»

در ادامه آرويند ناتوريال پاريك، رئيس انجمن موسيقي خانه هند درباره موسيقي ستار هندي و سه تار ايراني در دوره صفوي سخنراني كرد. وي با مطالعه تطبيقي اين دو ساز، تأثير ساز سه تار ايراني را بر سيتار هندي بررسي كرده و گفت: «شواهد كافي وجود ندارد كه نشان دهد سبك هاي موسيقي ايراني و هندي با هم قاطي شده اند كه يك نظام دو رگه بيافرينند. در واقع اين نتيجه گيري درستي نيست كه بگوييم هر يك از نظام هاي موسيقي از يك نظام تأثير گرفته اند. واژه برگرفتن، مناسب تر است، در واقع آنچه كه بين سه تار ايراني و سيتار هندي رخ داده اين بوده است كه مفاهيم جالب موسيقي ايراني از جنبه فني و شيوه هاي موسيقايي قرض گرفته شده و تركيب عامرانه اي در كار نبوده است.»

او پس از مقايسه شكل ظاهري اين دو ساز و اشاره به تفاوت هاي آن ها نتيجه گيري كرد كه هر دو نظام موسيقي ريشه هاي بسيار گسترده اي در سنت هاي باستاني دارند كه اين سنت ها طي زمان طولاني به صورت مقام هاي موسيقايي عظيمي درآمده اند و هر كدام از اين سيستم هاي موسيقايي بايد از هم بياموزند و عناصر و عوامل را بر گيرند تا در واقع به نوعي موسيقي شان را غني تر كنند.

پس از او، پژمان رادمهر، دانشجوي دكتري پژوهش هنر دانشگاه تهران در مقدمه اي با عنوان ادوار مقامي در رسالات موسيقي عهد صفوي ابتدا تعريفي از ادوار مقامي در نظام علمي موسيقي ايراني ارائه داد و به تغييرات ادوار مقامي در 6 رساله دوره صفوي نسبه به 4 رساله متقدم پرداخت:«نظام موسيقي ايران در رسالات متقدم، دوازده مقام مشهور و 6 آواز و 24 شعبه دارد كه در رسالات عهد صفوي هم، اساس نظام موسيقي همان مقام هاي دوازده گانه معروف است. تنها تغييراتي در اسامي اين مقام ها وجود داشته است. همچنين در رسالات عهد صفوي شش آواز و 24 شعبه و 48 گوشه وجود داشته است.»

وي سپس پيرامون اين پرسش به بحث پرداخت كه آيا در تمام طول عهد صفوي سيستم مقامي بر نظام علمي موسيقي ايران حاكم بوده است يا خير؟

دشواري هاي بازخواني بحور اصول (دوره هاي ايقايي) در رساله موسيقي اميرخان گرجي، مقاله ديگري بود كه توسط بابك خضرايي ارائه شد.

در اين مقاله سعي شده رابطه ميان اصول با تعداد ضرب هاي مطرح شده پيدا شود و به دليل ابهامات بسيار، نتايج متكي بر حدس و گمان خواهد بود. خضرايي در ارائه مقاله اش گفت: «باب نهم و يازدهم از بخش اول رساله اميرخان گرجي (ديباچه كمترين غلام استادان) و نيز سرآغاز بخش دوم رساله به اصول اختصاص يافته است. اما شرحي كه ما از بازخواني اين اصول راهنمايي كند، ديده نمي شود. روش نقره نگاري آن نيز با ارسالات منتظميه متفاوت است و حتي تعداد ضرب هايي كه به هر يك از اصول نسبت داده شده، با ديگر رسالات صفوي متفاوت است.»

در نشست دوم ابتدا لئون ميناسيان با مقاله اي با عنوان موسيقي ارامنه جلفا از صفويه تاكنون به تاريخچه موسيقي ارامنه اشاره كرد: «در اوايل قرن 17، شاه عباس ارامنه را از ارمنستان به ايران كوچ داد. در بين اين ارمني هاي به ايران آمده، عاشقاني هم بودند كه چند نفر از آنها در قبرستان جلفا دفن شده اند. به غير از عاشقاني كه بعضي از آن ها خودشان ترانه هم مي ساختند، در ديرها و كليساها، سرود و دعاي مخصوص وجود داشت كه با 8 صداي مخصوص و با نت هاي ارامنه قديم مي سرودند كه تا اواخر قرن 19 هم ادامه داشت و بعداً تبديل به نت هايي اروپايي شد. نت هاي ارامنه صداهاي مثل پو، او، وه، به، خو، نه داشتند كه به غير از اين ها روي كلمه ها مي سرود علامت هايي قرار مي گيرد كه تعدادشان 24 تا بودند. سرودهاي مذهبي هشت نوع صدا دارد كه هر كدام از صداها براي خودشان سرودهاي مخصوص دارند. براي اين سرودها هم كتاب هاي مخصوص نوشته شده و به چاپ رسيده است كه يكي از آن ها با نت هاي اروپايي توسط كشيش وارطانيان نوشته و در سال 1924 به طريقه چاپ سنگي در جلفا به چاپ رسيده است.

از اواخر قرن 18 در كليساها سرودها با ارگ و پيانو نواخته و وقتي مي خواستند استفاده كنند از پيشواي رهبر كل ارامنه اجازه مي خواستند. سابق بر اين عاشقان به غيز از سرودهاي مذهبي، داستان نيز تعريف مي كردند مثل داستان كروغلي، عاشق غريب، ليلي و مجنون كه به مجالس عروس و جشن ها لذت فراوان مي داد.

در جلفا چند نجار هم بودندكه آلات موسيقي مثل تار، چگور، ويولن و حتي پيانو مي ساختند كه مشهورند مثل ملكم و يحيي تارساز و هاكوب هايراپطيان كه ديوان هاي ظريفي مي ساخت.»

پس از مقاله موسيقي ارامنه جلفا، فروغت عزير آوا، محقق تاجيكي مقاله اي را درباره تاريخچه روش استاد و شاگردي در موسيقي ايران ارائه داد: «پديده استاد و شاگردي، پديده اي فرهنگي است كه شاخه هاي گوناگون هنر ايراني را در برداشته و به قرون قديمي تاريخ در ايران و هند باز مي گردد كه گفته مي شود آغاز اين شيوه استاد، شاگردي از اقوام آريايي بوده است و بيشتر در خلق هاي ايران و هند رايج بوده و بعدها به بقيه قسمت هاي جهان هم راه يافته است اگر چه در قرن 21 اين شيوه چندان وجود ندارد. سيستم استاد، شاگردي، تدريسي است نه تعليمي، تعليم معناي گسترده تري را نسبت به تدريس دارد. تعليمات، سطح بالاتري از دانش را در بر مي گيرد كه شامل معلومات تكنيكي است اما تدريس به معناي درس دادن است تدريس به نوعي رفتن شاگرد در پي استاد و شاگردي كردن هنر در محضر استاد كه او هم معلم است و هم پير و شاگرد از او اطاعت مي كند و مدام با اوست.

اين شيوه از پي استاد رفتن و يادگيري بي واسطه از استاد در تاجيكستان به شيوه دهان به دهان يا سينه به سينه معروف است. شاگرد از طريق ديدن انگشت گذاري هاي استاد بر پرده هاي ساز و نحوه نواختن او ساز را ياد مي گيرد نه از طريق نت .يعني اصول تدريس استاد و شاگردي شفاهي است.

البته در باب موسيقي، به صورت علمي هم در آن زمان ها كارهايي شده و در غالب رسالات موسيقي عرضه مي شده است. محقق انگليسي- هنري فارمر كه محقق موسيقي در قرون وسطي است مي نويسد كه اين رساله ها عمدتاً به زبان عربي نوشته مي شده است، ابونصر فارابي، خوارزمي، صفي الدين ارموي در اين مسير بودند كه موسيقي را به طريقه علمي آموزش دهند و بعضي از اين رساله ها به زبان فارسي نوشته مي شده مثل رساله موسيقي محمد نيشابوري و در مكتب بزرگ اصفهان اين رويه رساله نويسي در باب موسيقي وجود داشته است در اين رسالات درباره 24 مقام و 48 گوشه و درباره قواعد و اجراي موسيقي و حتي رابطه شعر و موسيقي نوشته شده است كه از متن اين رسالات چنين برمي آيد كه ‌آن ها قواعد علمي موسيقي را به خوبي درك كرده و بيانات دستوري اين رساله ها قواعدي است كه يادآوري كردن‌ آن ها براي شاگردان ضروري بوده است.»

عزيزي آوا در مخلص كلام گفت:« سيستم استاد، شاگردي در موسيقي شرق و در ايران پا گرفته است و شرق در گسترش اين پديده مهم نقش بسيار بزرگي داشته است. اين سيستم تدريس از زمان آريايي ها به وجود آمده، و اوج‌ آن در فرهنگ اسلامي بوده است، اين سيستم كه سيستمي تدريسي است، به صورت شفاهي است و اصل يادگيري اصول موسيقي است، مرتبه استاد در آن خيلي بالاست و رساله نويسي هم نوعي شيوه تدريس است كه تنها علم نظري را در بر گرفته است.»

 
 
 

زمان انتشار: يکشنبه ٢٦ آذر ١٣٨٥ - ١٢:٢٣ | نسخه چاپي

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




اخبار
اخبار موسسات و زیرمجموعه ها
کلیه حقوق متعلق به این پورتال برای فرهنگستان هنر محفوظ است.