اخبار > روايت شناسي هنري از منظر گريماس و كاربرد آن در روايت سينمايي


روايت شناسي هنري از منظر گريماس و كاربرد آن در روايت سينمايي

 

جلسة روايت‌شناسي هنري از منظر گريماس با سخنراني دكتر علي عباسي بسيت و هشتم تيرماه با حضور دكتر سجودي،دكتر ساساني، دكتر نامورمطلق، دكتر شعيري، دكتر معين ، دكتر پاكتچي، اعضاي گروه نشانه شناسي فرهنگستان هنر، اساتيد، دانشجويان و جمعي از علاقمندان در سالن اجتماعات معاونت علمي پژوهشي فرهنگستان هنر برگزار شد.

جلسة روايت‌شناسي هنري از منظر گريماس با سخنراني دكتر علي عباسي بسيت و هشتم تيرماه با حضور دكتر سجودي،دكتر ساساني، دكتر نامورمطلق، دكتر شعيري، دكتر معين ، دكتر پاكتچي، اعضاي گروه نشانه شناسي فرهنگستان هنر، اساتيد، دانشجويان و جمعي از علاقمندان در سالن اجتماعات معاونت علمي پژوهشي فرهنگستان هنر برگزار شد.

دكتر عباسي در ابتدا به موضوع اصلي نشانه معنا شناسي و ابعاد آن اشاره كرد و گفت: «موضوع اصلي نشانه‌ معناشناسي، نشانه نيست بلكه ارتباط‌هاي ساختاري مولدي است كه در سطح زيرين متن، معنا را توليد مي‌كند. در واقع نشانه‌ معنا شناسي را در 4 بعد روايي، احساسي، تمثيلي و بياني مي‌توان روايت كرد.»

سپس دكتر عباسي به سير زايشي معنا اشاره كرد و افزود: «سير زايشي معنا به دو قسمت، ساختارهاي معنايي – روايي و ساختارهاي گفتماني تقسيم مي‌شوند. ساختارهاي معنايي – روايي نيز به دو قسمت «ژرف ساخت» و «رو ساخت» تقسيم مي‌شوند. در بخش ژرف ساخت سه دسته عناصر وجود دارند، عناصر نحوي، نحو بنيادي «ارتباط مقوله‌هاي بنيادي» و نحو روايتي «ارتباط نقش‌هاي عاملي». بحث جلسة ما در مورد نحو روايتي «ارتباط نقش‌هاي عاملي» است.»

سپس عباسي افزود: « در دهه‌هاي 60 و 70 حوزه نشانه معنا شناسي بيشترين پيشرفتها را هم از نگاه پژوهشهاي نظري و هم از لحاظ عملي و كاربردي،‌ روي متون گوناگون، چه ديداري و چه نوشتاري انجام داده است.

در همين سالها، نشانه معنا شناسي در حوزه تحليل روايتي گفتمانها، بيشترين پيشرفتها را نسبت به حوزه‌هاي ديگر مطالعاتي خود داشته است.

گريماس نيز براي نشان دادن روش خود بر ساختار روايت‌ها تكيه كرد، او بر اين باور است كه بايد از سطح گذشت و به لايه‌هاي عميق متون وارد شد. تا بدين ترتيب بتوان علاوه بر ساختارهاي سطحي معنادار،‌ ساختارهايي كه در عمق متن، واقع شده‌اند را پيدا كرد.»

دكتر عباسي در ادامه به موضوع «روايت حداقل» پرداخت و گفت: «روايي بودن از ديدگاهي كلي‌تر يعني نگاه انسان شناسي، با تجربة روزانة ما در ارتباط است. اين تقابل هميشگي ثابت و متغير است كه توليد معنا مي‌كند و يكي از عناصر ثابت نيز است.»

عباسي در ادامه به دو نوع گونه‌شناسي اشاره كرد و افزود: «گونه‌شناسي به دو نوع گفتمان تقسيم مي‌شود يكي گفتمانهايي كه بيشتر ويژگي‌ روايتي دارند مانند رمانهاي حادثه‌اي، فيلمهايي كه حالت تعليق مي‌گيرند و .... و ديگري گفتمانهايي كه بيشتر جنبة ثابت دارند مانند گفتمانهاي توصيفي فيلمهاي مستند.»

عباسي در ادامه به نشانه معنا شناسي روايتي پرداخت و گفت: «در اين نشانه معنا شناسي روايي، كنش‌گر فاعل و كنش‌گر شيء ارزشي از يك ساختار كاملاً نحوي، موقيعتي و خارج از هر گونه جايگاه معنايي خاص نتيجه مي‌شود. و اگر كنش‌گر فاعل و كنش‌گر شيء ارزشي روي يك پايه ساختاري قرار بگيرند، رابطه‌شان صرفاً قرينه‌اي نيست،‌ بلكه رابطه‌اي جهت‌دار است. در واقع هميشه از سوژه به سمت ابژه مي‌رود. و اين حركت در روان شناسي متعدي‌گري ناميده شده است. متعدي‌گري مفهومي است كه تعريف نشده است ولي پايه و اساس تمام پژوهشهاي نحوي بر آن استوار است. بدين ترتيب با تقابل قراردادن ثابت و متغير يا سكون، ديناميك و تحولات اولين تقسيم‌بندي را از يك روايت حداقل نشان داديم. اين تقابل دوتايي اوليه و اصلي به ما كمك مي‌كند تا دو گونه «نقش ويژه» داشته باشيم. نقش ويژة متصل كه در ارتباط با وضعيتهاي ابتدايي انتهايي است و همچنين نقش ويژه تبديل كه با تغيير در ارتباط است.»

در ادامة جلسه دكتر عباسي فيلم قيصر را به عنوان مثال براي تحليل سخنراني خود به نمايش درآورد. و سپس افزود: « در فيلم قيصر، قراردادي بين يك فرستنده و يك قهرمان داستان بسته يا شكسته مي‌شود، منصور به حريم قيصر جنايت يا تجاوز مي‌كند، قرارداد اجتماعي كه بين اين دو نفر بسته شده بود به طور ضمني شكسته مي‌شود و (فرستنده) منصور، قيصر را وادار ميكند كه دست به عمل بزند. در اين فيلم كنش‌گر جامعه است. چرا كه اگر قيصر اين كار را انجام ندهد و دست به عمل نزند، بي‌غيرت و نامرد خوانده مي‌شود. قرارداد ضمني بين او و منصور شكسته مي‌شود ضمن اينكه

قراردادي نيز بين او و جامعه‌اش وجود دارد. جامعه از او مي‌خواهد كه اين كار را انجام بدهد، اما بيان نمي‌كند و مسبب عمل قيصر، جامعه است. و ما به دو موضوع عدالت و انتقام مي‌رسيم. در فيلم «قيصر» به معني انتقام است، عدالت را دولت يا جامعه انجام مي‌دهد. اما انتقام يك عمل فردي است ضمن اينكه در جامعه امروزي ما نيز انتقام نهي شده است. در فيلم قيصر تقابل سنت و تجدد ديده مي‌‌شود. از يك طرف «خانواده قيصر» كه سنتي هستند و از طرف ديگر «جامعه» كه خودش را با پليس كه نشان تجدد را مي‌دهد.

پليس در اين فيلم به جاي اينكه به دنبال منصور باشد، بيشتر به دنبال قيصر است. تجدد خودش را به جلو مي‌آورد. جنگ بين منصور و قيصر شكل مي‌گيرد و جامعه قيصر را هل مي‌دهد به طرف يك عمل تا او وارد عمل جنگ شود. و در انتها، جامعه ديگر به او بي‌غيرت و نامرد نمي‌گويد. اما پليس‌ها از راه مي‌رسند و او را دستگير مي‌كنند.»

سپس در ادامة جلسه روايت شناسي از منظر گريماس، دكتر شعيري اضافه كرد: «راز معنا شناسي روايي در اين است كه معنا زماني توليد مي‌شود كه تغيير باشد. و در نشانه معنا شناسي روايي گريماس (1) معنا زماني بوجود مي‌آيد كه تغيير نيز وجود دارد. سيندرلا در ابتداي داستان در وضعيت فقر قرار دارد و در انتها در وضعيت ثروت قرار مي‌گيرد. اين معناي ثروت در حقيقت عبور از معناي فقري است كه تابع تغييرات مياني است. پس اگر تغيير نباشد، معنا توليد مي‌شود. اين بحث روايي يا نشانه معنا شناسي روايي است كه تابع تغييرات است.»

گفتني است در پايان جلسه روايت شناسي از منظر گريماس،‌ جلسه پرسش و پاسخ نيز برگزار شد و دكتر عباسي به سوالات حاضرين پاسخ داد.

 
 
 

زمان انتشار: يکشنبه ١ مرداد ١٣٨٥ - ١٢:٤١ | نسخه چاپي

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




اخبار
اخبار موسسات و زیرمجموعه ها
کلیه حقوق متعلق به این پورتال برای فرهنگستان هنر محفوظ است.