اخبار > نهضت نقاشي روي كاشي، جلال نگارگري مكتب شيراز


در همايش هنرهاي صناعي مكتب شيراز عنوان شد:
نهضت نقاشي روي كاشي، جلال نگارگري مكتب شيراز

 

همايش هنرهاي صناعي مكتب شيراز، عصر روز چهارشنبه، سيزدهم آذرماه، با مديريت حسين ياوري، در مجموعه آسمان فرهنگستان هنر برگزار شد.

 همايش هنرهاي صناعي مكتب شيراز، عصر روز چهارشنبه، سيزدهم آذرماه، با مديريت حسين ياوري، در مجموعه آسمان فرهنگستان هنر برگزار شد.


به گزارش روابط عمومي همايش مكتب شيراز، در اين همايش ابتدا‌ هادي سيف، محقق نگارگري، درباره «تجلي مكتب شيراز در نهضت نقاشي روي كاشي در قرن چهاردهم شيراز» سخنراني كرد. او در ابتدا گفت: «عظمت نگارگري مكتب شيراز، در نهضت نقاشي روي كاشي به همت گمنام هنرمندان برخاسته از مردم كوچه و بازار مانند ميرزا عبدالرزاق شيرازي، از اواسط نيمه دوم قرن سيزدهم تا به اواخر نيمه دوم قرن چهاردهم، نشان از استمرار اصول و قواعد ديرپاي نگارگري مكتب شيراز در خلاقيت كاشي نگاران شيرازي دارد.»

هادي سيف در ادامه، عنايت به تجديد حيات نقش گل و مرغ در عصر زنديه و احياي نگارگري مكتب شيراز با نقش طبيعت و جلوه‌هاي گل و گياه را مهم ترين عامل تأثيرگذار در الهام گرفتن كاشي نگاران در ايجاد نهضت نقاشي روي كاشي دانست و گفت: « كاشي نگاران مخلص با رواج شاهنامه نگاري و از ديگر سوي، الهام از مباني نظم و نثر كهن فارسي، گام سزاوار تأملي در پيروي از شيوه و نگاه نقاشان مكتب شيراز برداشتند.»

در ادامه يعقوب طالبي، كارشناس روابط عمومي‌سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري آذربايجان شرقي، درباره «تجلي ماهيت بر فرم در شمعدان‌ها و پيه سوزهاي قرون هفتم و هشتم هجري، متأثر از آراي شيخ اشراق و شارحان او در مكتب شيراز»، گفت: «با توجه به اهميت نور و جايگاه آن در زندگي انسان، هنرمندان همواره سعي كرده‌اند تعلقات خاطر خويش و درك خود از ماهيت نور را در ساخت ابزار روشنايي دخيل كنند. امروزه با كمي‌تأمل مي‌توان علاقه مندي هنرمندان را به نمايش ماهيت نور در ساختار كلي ابزار روشنايي در قرون 7 و 8 هجري مشاهده كرد، با توجه به ظاهر شمعدان‌ها و پيه سوزهاي اين دوره و نقش پرنده بر روي پيه سوزها،‌مي‌توان حركت صعودي جزئيات تشكيل دهنده آن را استنباط كرد. چرا كه انسان نوراني كه در اصل با نور آغاز مي‌شود، سالك و عارف كاملي است كه سير صعودي خود را از پست ترين عالم (يعني عالم ماده) آغاز و به عالي ترين عوالم به انجام مي‌رساند.»

او در ادامه به تشريح جايگاه نور در زندگي مادي و معنوي انسان با استفاده از آراي فيلسوفان بزرگ از جمله شيخ اشراق و تفسير علماي اسلام از آيه نور و مشكوه و همچنين بررسي ساختاري فرم چند شمعدان و پيه سوز فلزي از قرون 7 و 8 هجري قمري پرداخت.

در پايان پانل اول روز نخست اين همايش، مريم فدايي، ‌دانشجوي كارشناسي ارشد صنايع دستي دانشگاه الزهرا، به «بررسي تطبيقي هنر فلزكاري شيراز و مماليك قرن 8 هجري قمري (در صورت و محتوا)» پرداخت. او در اين باره گفت: «استفاده از صنايع فلزي در ايران سابقه كهن دارد و بهره گيري از آن تا دوره‌هاي اسلامي‌هم تداوم داشته. در ابتدا ممنوعيت شرعي در استفاده از آثار نفيس باعث شد تا هنرمندان ايراني اشياي فلزي خود را از مس و مفرغ بسازند و روي آن را ترصيع كنند. شيوه و سبك ساخت در 4 قرن اول اسلامي‌بر اساس هنر ساساني بود تا اين كه در قرن 8 ه.ق به درجه بالايي از شكوه رسيد. هرات يكي از مراكز فعال اين دوره بود، كه با يورش مغولان، هنرمندان آن به شرق ايران مهاجرت كردند و در فارس و آذربايجان و مصر و موصل و سوريه به آفرينش هنري پرداختند. هم زمان با اشغال سوريه در قرن 8 ه.ق هنرمندان مذكور تحت حمايت حاكمان ايلخاني قرار گرفته، آثار فلزي زيبايي با نشانه‌هايي از سبك شيراز، خراسان، تبريز و موصل ساختند.»

وي افزود: «اين تأثيرات در سوريه و مصر بيشتر است و بسياري از كتيبه‌هاي آن‌ها، مضاميني در رابطه با ستايش سلطان و صحنه‌هاي تشريفاتي بزم در باغ و... دارند. آن چه نقوش فلزي شيراز قرن 8 ه.ق را از ديگر مناطق همسايه خود متمايز كرد. استفاده از نقش مايه‌هاي نسخ خطي همان دوره در شيراز است.»

در نشست دوم همايش هنرهاي صناعي مكتب شيراز كه عصر روز چهارشنبه سيزدهم آذرماه برگزار شد نيز ابتدا ايوان سانتو (مدرس هنر و محقق) به ارائه مقاله خود با عنوان «جام‌هاي برنجي از فارس در بوداپست» پرداخت و در اين رابطه گفت: «در دارايي‌هاي موزه هنرهاي شرقي «فرنس هوپ» در بوداپست، دو نمونه گمنام از جام برنجي قالبي موجود است كه در اصل متعلق به استان فارس است. در بدنه بيروني يكي از اين دو، چهار مجلس همانند از دو مراسم تاج گذاري را مي‌توان مشاهده كرد كه حكمراني را با‌هاله گرد سر و همچنين دو ملازم نشان مي‌دهد. در عين حال خط ثلث منقوش مابين مجالس، نمود دارد. جام ديگر، چهار تصوير يكسان ولي نه چندان مناسب از نقش نوشته‌ها و يك شاهزاده را به تصوير مي‌كشد. براي هيچ كدام از دو جام، تاريخي متصور نيست، ولي نمونه ارزنده‌تر شباهتي به مجموعه‌هاي بين المللي از سال‌هاي 1338، 1347 و 1351 ميلادي دارد. از همين رو بايد در اين سال‌ها ساخته شده باشد.»

در ادامه سيدعلي اكبر سيدي، عضو هيئت علمي‌دانشكده هنر و معماري دانشگاه شيراز، درباره «مدرسه غياثيه خرگرد، آخرين شاهكار استاد قوام الدين شيرازي» مقاله خود را ارائه داد و در اين باره گفت: «از شواهد و قراين تاريخي چنين برمي‌آيد كه شهر قديمي‌ خرگرد، مركز ادب و هنر بوده است. چنان كه خواجه نظام الملك آن را در رديف شهرهايي چون نيشابور و اصفهان قرار داده و نظاميه‌اي باشكوه در آن بنا نهاده است. در دوران شاهرخ تيموري، كه هرات را پايتخت خود كرده بود، اين شهر رونقي به سزا يافت. خواجه پيراحمدخوافي، وزير با تدبير وقت، در اين شهر مي‌زيسته است. وي در طول چهل سالي كه شاهرخ از سر حد ختن تا نواحي روم سلطنت داشت، به طور كلي صاحب اختيار بود. به دستور خواجه غياث الدين مدرسه غياثيه خردگرد در سال 848 ساخته شد. اين مدرسه را بسياري از محققان، نمونه بارز مدارس دوره تيموري دانسته‌اند و آن را سمبل معماري خاص دوران تيموري مي‌دانند.»

بهمن فيزابي، عضو هيئت علمي‌دانشكده هنر و معماري دانشگاه شيراز، به عنوان آخرين سخنران از روز اول همايش هنرهاي صناعي در تهران به موضوع «جستاري پيرامون هنرهاي صناعي مكتب شيراز؛ قرون هفتم تا نهم هجري قمري» پرداخت و در اين باره گفت: «يورش وحشيانه مغول و امواج ويرانگر آن، خطه فارس و جنوب ايران را به نسبت ديگر قسمت‌هاي كشورمان، دچار آسيب جدي نكرد. جاي تأمل بسيار دارد كه در اين بي نظمي ‌و آشوب،‌فارس و شيراز به عنوان كانون هنر شاهد دوران رشد و شكوفايي شد. بررسي هنرهاي صناعي مكتب شيراز از جمله فرش، كاري بسيار مشكل است، چون اسناد و مدارك مربوط به اين دوران خصوصاً در حوزه‌هاي فوق اندك و حتي در بعضي زمينه‌ها كاملاً ناياب است. بي گمان جنبش هنري شيراز تأثير زيادي در فنون و هنرهاي مرتبط با هنرهاي صناعي ايراني-اسلامي‌ايجاد كرده است.»

گفتني است اين نشست با جلسه پرسش و پاسخ ميان حاضران و استادان پايان يافت.

 
 
 

زمان انتشار: پنج شنبه ١٤ آذر ١٣٨٧ - ١١:٣٩ | نسخه چاپي

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




اخبار
اخبار موسسات و زیرمجموعه ها
کلیه حقوق متعلق به این پورتال برای فرهنگستان هنر محفوظ است.