اخبار > هراتي: كتاب بند كه براي تقويب كتاب بوده از هنرهاي ايراني است


هراتي: كتاب بند كه براي تقويب كتاب بوده از هنرهاي ايراني است

 

محمدمهدي هراتي معتقد است كتاب بند كه تا به حال مورد توجه نبوده است، براي تقويت كتاب مورد استفاده قرار مي‌گرفته و از هنرهاي ايراني است.

 محمدمهدي هراتي معتقد است كتاب بند كه تا به حال مورد توجه نبوده است، براي تقويت كتاب مورد استفاده قرار مي‌گرفته و از هنرهاي ايراني است.


محمدمهدي هراتي، عضو پيوسته فرهنگستان هنر، در دومين روز ميزگرد نگارگري گردهمايي مكتب شيراز گفت: «پديده كتاب بند همانند بندهاي ميان اعضاي بدن انسان است.‌همچون بند مفاصل يا بند انگشتان دست كه نقش محوري هر بند، هنگامي‌ ‌درك مي‌شود كه بندها گسسته باشند. در اين روش اركان كتاب به چند ركن تقسيم مي‌شوند و براي استحكام بخشي به مضامين هر ركن كه به لحاظ موضوعي مثنايي از يك مضمون در شكل اجرايي متفاوت است، همچون صندوقي هفتاد بند،‌در تركيب بندي و نقش بندي يكسان، مثنايي از يك مضمون وابسته به هم را عرضه مي‌دارند كه برخي آن‌ها را منزل نگاري‌هاي تك مضموني هم گفته اند كه خود برگي از افتخارات نويافته از هنرهاي بي بديل ايراني است.»

او در ادامه به ابداع پديده جديد كتاب بند مرصع به وسيله مولانا قوام محمد شيرازي اشاره كرد: «مولانا قوام الدين شيرازي كتابت و به قولي تذهيب هم زمان يك شاهنامه را در 1172 صفحه در قطع رشيدي همراه با 38 مجلس با كتابت نستعليق و ستون بندي جداگانه و بين السطور زرين گلزار همراه با شش منزل مزدوج به نام كتاب بند مذهب و مرصع با مضامين مثنايي در هنرهاي كتاب آرايي ارائه كرده است. او در اول، وسط و پايان شاهنامه دو صفحه زوج را تصوير كرده است كه داستان اول در مورد حضرت سليمان و بلقيس، داستان مياني درباره به تخت نشستن لهراسب و داستان پاياني در مورد دو شكارگاه است كه يكي از شكارها با تير و كمان و ديگري تفنگ است.»

او افزود: «آوردن موضوع مذهبي در ابتداي كتاب باعث مي‌شود تا اجازه موافقت با كتاب به راحتي صادر شود.فضاي دوم كه در مورد به تخت نشستن شاهان است نيز بر اين موفقيت تاثير مي گذارد. در اين كتاب بندها، حيوانات زميني در پايين صفحه و حيوانات آسماني مانند سي مرغ در بالاي صفحه نمايش داده شده‌اند.‌هاله نور هم به صورت سروي شكل است.»

هراتي در پاسخ به يكي از مخاطبان در مورد وجود اژدها در نقاشي‌هاي ايراني و چيني و گفت: «به كرات صحبت عناصر چيني در نقاشي‌ها وجود دارد. زماني كه ماني به سمت شرق مهاجرت كرد،‌به سرزمين ختن رفت. ختن يك سرزمين ايراني است كه قالي پازيريك در آنجا بافته شده. پس چيني‌ها، اژدها را از ما گرفته‌اند. به هر حال باورهاي ايران باستان،‌به شرق و غرب رفته است.»

گيتي نوروزيان، محقق هم در مورد نگاره‌هاي ظفر نامه تيموري 935 هجري توضيح داد: «ظفرنامه تيموري توسط شرف الدين علي يزدي تأليف شده و در سال 935 هجري يعني اوايل حكومت شاه تهماسب صفوي، كتابت و تصويرسازي شده است. آنچه باعث مي‌شود ظفرنامه 935 هجري ميان تاريخ هنر شناسان، نسخه‌اي اخص و جالب توجه باشد،‌موارد متفاوت و بعضاً متناقضي است كه به نوعي در آن مطرح شده است. گريس دنهام گست نسخه ظفرنامه 935 هجري را به دليل ساختار هندسي ويژه‌اي كه در نگاره‌هايش ديده مي‌شود، در ذيل نگارگري شيراز در سده شانزدهم ميلادي آورد.»

او در توضيح بيشتر اين نسخه گفت: «در صفحه اختتاميه نسخه مذكور سه نام كمال الدين بهزاد به عنوان نگارگر، ميرعضد به عنوان مذهب و سلطان محمد نور به عنوان كاتب معرفي شده اند. همان طور كه مي‌دانيم سلطان محمد نور كاتبي، هراتي بوده و ظاهراً هرگز هرات را ترك نكرده است. بهزاد نيز كه نگارگر نامي‌مكتب هرات و سپس كلانتر كتابخانه سلطنتي شاه تهماسب بوده است. بدين ترتيب وجود نام اين دو هنرمند در كنار وجود ساختار هندسي خاص مكتب شيراز در بعضي از نگاره‌هاي اين نسخه، باعث مطرح شدن نظريات متناقضي از طرف متخصصان در طول دهه‌هاي گذشته شده است.»

نوروزيان سپس نتيجه گيري كرد: «اساساً اينكه فكر كنيم يك هنرمند اين كتاب را نگارگري كرده، زيرسؤال است‌.چون نگاره‌هاي آن، قلم يك نفر نبوده است. گست گفته از آنجا كه بيشتر نگاره‌هاي اين نسخه با اصول مكتب شيراز مطابقت دارد، پس متعلق به اين مكتب است؛ اما استناد او به چند نگاره اي است كه با اين مكتب مطابقت دارد نه تمام 24 نگاره. بنابراين اين نسخه را نمي‌توان جز مكتب شيراز آورد.»

بهرام احمدي، عضو هيئت علمي‌دانشگاه يزد هم در مورد فضاي دو بعدي در مكتب شيراز و ريشه يابي آن سخنراني كرد: «خطه فارس و شيراز به عنوان مهد هنر ايران باستان، نقش اصلي در هنر ايراني و نقاشي ايراني داشته است. فارس از ويرانگري مغول‌ها در امان ماند و باليدن نقاشي ايراني دچار وقفه نشد. در قرن هفتم هجري، شيراز،‌ داراي شيوه خاصي از نقاشي بود كه مي‌توان آن را تداوم حركت هنر تصويري ايران قلمداد كرد. مكتب شيراز استمرار بخش اصول هنر تصويري نقش برجسته‌هاي ايراني بود. برخي از اصول مثل نوع چيدمان كتيبه‌وار عناصر و يا سترگ نمايي، در تبادل هنري با مراكز ديگر ايران، دستخوش تغيير شد. اما دو بعدي بودن و عدم القاي عمق فضايي، در دوران متمادي ماندگار شد و با رنگ پردازي ساده و جسورانه و به كارگيري افق رفيع، به زبان بصري نابي تأكيد داشت كه خاص مكتب شيراز است.»

او در تحليل بيشتر اين موضوع عنوان كرد: «دو بعدي بودن از اصولي است كه بر تماميت نقاشي ايراني دلالت دارد. اما آنچه مورد نظر است، تفاوت آن با القاي عمق و دريافت حس فضاي سه بعدي است كه در نگاره‌هاي مكتب تبريز وجود دارد. هنرمندان تبريز بر القاي فضاي سه بعدي و عمق در عين دو بعدي بودن تأكيد داشتند. حسي كه با چيدمان عناصر خاص، مثل ديوارهاي مورب پنجره باز و فراخي فضا و امثال آن به دست مي‌آمد. اين همان حالتي است كه در مكتب شيراز وجود نداشت، هنرمندان آن،‌مصرانه بر دو بعدي بودن نگاره تأكيد داشتند آنچه كه ريشه در نقوش برجسته قرون گذشته ايران داشت.»

حسن سلاجغه، پژوهشگر نيز در ادامه ميزگرد، شكل گيري فضاي پس زمينه آثار در مكتب شيراز را متأثر از فضاي اديبانه آن زمان، اقليم و طبيعت منطقه، اثر هنر چين و روحيه صحرانشيني دانست.

لاله خرازيان، عضو هيئت علمي‌دانشگاه فردوسي نيز در‌ توضيح« بررسي ويژگي رنگ و نور در نگاره‌هاي گلچين اسكندر سلطان» گفت: «جنگ مصور اسكندر سلطان در كتابخانه گلبنكيان ليسبون يكي از هجده نسخه خطي مصورسازي شده بين سال‌هاي 813 تا 816 ه.ق است. تصاوير آن نمونه اي ارزشمند از آثار كتاب آرايي مكتب نگارگري شيراز در قرن 9 ه.ق است و نمايانگر نخستين امتزاج ممتازترين شيوه‌هاي به كار رفته در نقاشي دربار جلايريان با ضوابط نسخه پردازي معمول در نگارگري دربار مظفري است.»

او اضافه كرد: «از‌ ويژگي‌هاي تصويري به لحاظ مفاهيم نمادين ما بعد طبيعي و متعالي و بيان جهان واقعي با علائم انتزاعي مي‌توان به وجود يك آيين زيبايي پرستي خاص در نگارگري اين دوره پي برد. جهاني معلق و غيرمادي كه از رنگ‌هاي نوراني و تكامل يافته ملون مي‌شود. نورسياه نشانه ظالمت مادي نور كبود، نشانه نفس لوامه، نور سرخ نشانگر گذشتن از نفس لوامه و نور زرد نشانه ايمان است.»

فيروز مهجور، عضو هيئت علمي‌دانشگاه تهران هم در بخش ديگري از همايش، با نشان دادن تصاويري از چندين شاهنامه مختلف، تأثيرپذيري از اقليم فارس، تحت تأثير بودن برخي نمونه‌ها از فرهنگ ايران باستان و اعتقادات فرديسنايي از يك طرف و گزارش‌هاي صوفيانه از سوي ديگر به ويژه در تصاوير مربوط به آفرينش،‌اجرا و ارائه درختان گلدار، شكوفه دار و برگ‌هاي رنگين و باطراوت، توجه به تصاوير انساني و بزرگ نشان دادن چهره‌ها در بسياري از نمونه‌ها، اجراي حاشيه نويسي با گوشه‌هاي لچك مانند تزئيني، رنگ آميزي‌هاي موزون، پر مايه و خوش رنگ، توجه به رنگ گلگون مايل به بنفش در برخي آثار، طراحي خط افق در بالاي برخي آثار و در تنگنا قرار گرفتن آسمان، حاشيه نگاري برخي نمونه‌ها با طرح‌هاي مرغابي و سادگي توأم با ظرافت و به كار گرفتن حداقل عوامل در عين حال با حداكثر گويايي را از جمله شاخصه‌هاي نگارگري آن مكتب قلمداد كرد.

 
 
 

زمان انتشار: شنبه ١٦ آذر ١٣٨٧ - ٠٩:٥٥ | نسخه چاپي

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




اخبار
اخبار موسسات و زیرمجموعه ها
کلیه حقوق متعلق به این پورتال برای فرهنگستان هنر محفوظ است.