همايش بينالمللي عبدالقادر مراغي –موسيقيدان برجسته قرن هشتم و نهم هجري- كه در روزهاي پنجم و ششم خردادماه در شهرستان مراغه برگزار شده بود، صبح روز سه شنبه هفتم خرداد در سالن سينما تك موزه هنرهاي معاصر تهران ادامه يافت.
همايش بين المللي عبدالقادر مراغي –موسيقيدان برجسته قرن هشتم و نهم هجري- كه در روزهاي پنجم و ششم خردادماه در شهرستان مراغه برگزار شده بود، صبح روز سه شنبه هفتم خرداد در سالن سينما تك موزه هنرهاي معاصر تهران ادامه يافت.
به گزارش روابط عموميهمايش بين المللي عبدالقادر مراغي، در اولين نشست علمياين

همايش كه با رياست داريوش طلايي آغاز شد،ابتدا عبدالمجيد كياني به ارائه سخنراني خود درباره «متن خواني و زبان تخصصي موسيقي مراغي» پرداخت. او در اين باره گفت: «عبدالقادر بن غيبي الحافظ المراغي در خاتمه كتاب «جامع الالحان» و در باب ثاني عشر كتاب «مقاصد الالحان» فصلي مختصر حدود 25 را به آداب اخلاقي مباشران موسيقي اعم از نوازندگان و خوانندگان، اختصاص ميدهد كه به صورت اعجاز و خلاصه نويسي بيان شده است. به همين جهت ضرورت شرح آن احساس ميشود.»
او در ادامه ضمن روخواني متن اول «جامع الالحان» توضيح داد: «مطالب خلاصه فوق
در كتاب حاضر از اهميت والايي
برخوردار است كه متأسفانه امروزه مطالب آن در علوم نظري موسيقي و همچنين در آموزش

موسيقي بسيار كم رنگ شده و ناديده گرفته ميشود. از نظر نگارنده شرح و متن خواني فصل مورد نظر ميتواند با كاربردهاي آموزشي و اجرايي در زمان ما مورد بررسي قرار گيرد.»
بابك خضرايي، محقق و پژوهشگر موسيقي، دومين سخنران اين نشست بود كه درباره «جستجوي مباحث نظري كتاب كنزالالحان» سخنراني كرد. او در ابتدا گفت: «با وجود جستجوي وسيع و همه جانبهاي كه براي يافتن كتاب نا بدست آمده «كنزالالحان»، اثر عبدالقادر مراغي (قرن هشتم و نهم) انجام شده، چندان اميد نميرود كه اين كتاب ارجمند روزي پيدا شود. تاريخ «كنزالالحان» بعد از ماجراي شرط بندي او با خواجه رضوان شاه در سال 778 هجري است، زيرا چنان كه در ديگر رساله خود اشاره كرده، آن داستان را با تفصيل

و نغمه نگاري حس نوبت مرتب در اين كتاب آورده است. در عين حال در كتاب «جامع الالحان» فراوان از «كنزالالحان» ياد شده است. پس اين كتاب پيش از نگارش «جامع الالحان» يعني پيش از سال 808 هجري تأليف شده است.»
خضرائي در ادامه توضيح داد: «از عنوان اين كتاب كه به معني گنج لحنها (ملوديها است و نيز اشارات مراغي در كتابهاي بر جاي مانده از او، چون «جامع الالحان»، «مقاصد الالحان» و «شرح ادوار» و «زوايد الفوايد»، ميتوان دريافت كه مؤلف اين كتاب تعدادي از ساختههاي خود، و احياناً ديگر مصنفان را به شيوه ابجدي نغمه نگاري كرده بوده است.»
او در پايان گفت: «مسلماً اگر اين كتاب به دست نيايد، آن آهنگها جز چند نمونه نغمه نگاري كه در ديگر كتابهاي او آمده، بر ما پوشيده خواهد ماند، اما در عين حال اشارات او درباره كتاب «كنزالالحان» گوياي آن است كه او در اين كتاب نفيس، علاوه بر نغمه نگاري آهنگها، به تفصيل، به مباحث نظري موسيقي نيز پرداخته است.»
سومين سخنران از نشست نخست همايش صبح سه شنبه عبدالقادر مراغي، پژمان رادمهر

بود كه به موضوع «مقايسه ساختار وزني تصنيفي از موسيقي دستگاهي و ادوار ايقاعي در رسالات مراغي» پرداخت. او در اين باره گفت: «از مباحث بسيار مهم و پرسش برانگيز در تئوري موسيقي دستگاهي،ارتباط ساختار وزني موسيقي دستگاهي با ادوار ايقاعي موسيقي قديميايران است. در كتابهاي متأخر تئوري موسيقي ايراني اكثراً بر اساس ريتم و متن موسيقي كلاسيك غرب تدوين شده است. به نظر ميرسد كه الگوي ادوار ايقاعي برحسب حروف متحرك و ساكن در آموزش شفاهي نسل گذشته استادان موسيقي دستگاهي وجود نداشته است. ولي اين پرسش كماكان مطرح است كه آيا ادوار ايقاعي قديم در «ساختار وزني» موسيقي دستگاهي وجود دارد يا خير.»
محمدتقي حسيني اولين سخنران دومين نشست همايش صبح سه شنبه عبدالقادر مراغي بود كه درباره «پاسخ خواجه عبدالقادر مراغي به اعتراضات علامه قطب الدين شيرازي بر صفي الدين ارموي» سخنراني كرد. او در ابتدا گفت

: «جايگاه و نقش مهم صفي الدين ارموي در تاريخ موسيقي ايران زمين روشن و آشكار است. رساله «الادوار» او نيز از مهم ترين تأليفات موسيقي بوده و بارها توسط ديگر موسيقيدانان و مؤلفان، ترجمه، شرح، نقد و بررسي شده است. لذا در اين مجال سعي بر آن است تا برخي از اعتراضات علامه قطب الدين شيرازي بر آراي صفي الدين ارموي را كه در رساله دره التاج خود تحرير كرده و خواجه عبدالقادر مراغي نيز در تأليفات خود بدان پاسخ داده، مورد تحليل و بررسي قرار گيرد.»
وي افزود: «اين دو دانشمند بزرگ در ايرادهاي خود دلايلي را مطرح ميكنند كه هر يك از اين دلايل، في نفسه صحيح به نظر ميرسد ولي با بررسي اين آراء، به برخي سوء تفاهمها، يا به عبارتي، تفاوت در تعبير اصطلاعات ميان آن دو پي ميبريم.»
در ادامه اين نشست آروين صداقت كيش درباره «بررسي روش شناختي نظريه موسيقي در

آثار عبدالقادر مراغي و مقايسه آن با نويسندگان هم عصر وي» سخنراني كرد. او در ابتدا گفت: «در رسالههاي نظري موسيقي قديم، پرداختن به مسئله موسيقي، روش شناسي خاصي دارد. چنان كه امروز نيز چنين است. پژوهش حاضر متضمن بررسي تطبيقي خطوط كلي اين روش شناخت در آثار عبدالقادر و نويسندگان هم عصر وي است. اين خطوط كلي كه بيش از هر چيز در ساختار سلسله مراتبي متن رسالات مربوط به موسيقي قابل رديابي است،ميتواند نموداري از شباهتها و تفاوتهاي انديشه نظريه پردازان يك عصر باشد.»
صداقت كيش در ادامه صحبتهايش افزود: «بررسيآثار عبدالقادر مراغي چند محور اصلي را در آثار وي آشكار ميكند؛ مسئله فواصل، رابطه زمان و غالبهاي آهنگسازي، ساز شناسي و آداب اجرا. همچنين روش ابداعي وي براي مكتوب كردن موسيقي. در اين ميان شايد آنچه بيشتر در آثار مراغي جلب توجه ميكند، نگاه عمل گراتر او نسبت به ديگر نويسندگان هم عصرش است.»
سومين سخنران پانل دوم اين همايش مهرانگيز فريضي بود كه به توضيحي درباره «تاريخچه اي از فواصل، ويژگيهاي عبدالقادر مراغي» پرداخت. او در اين باره گفت: «ريشههاي موسيقي از جمله محورهاي مهم فواصل، در فرهنگ تمدنهاي كهن همچون زمان پر راز و رمز است. گرچه ابزار مهم سنجش فواصل علوم رياضي و نسبتها است، به نظر ميرسد در اين فرهنگها پاسخ نهايي را نميتوان تنها از طريق علوم تجربي يافت.»

وي در ادامه به بررسي تطبيقي فواصل در آثار بزرگان موسيقي ايران چون فارابي، ابن سينا، صفي الدين، عبدالقادر مراغي، قطب الدين شيرازي و حسن كاشاني بنايي تا امروز و توضيح پاره اي ويژگيها در رسالات عبدالقادر مراغي پرداخت.
فريضي در پايان صحبتهايش عنوان كرد: «عبدالقادر مراغي، شرح دهنده آثار صفي الدين به خصوص به زبان فارسي و ابتكارات عملي در زمينه تقسيمهاي دساتين است. در ادامه بزرگان با ابراز نظريات و آراي خود در همين زمينه، به تداوم و تكامل مبحث فواصل ميپردازند. به گونهاي كه امروز از نظر نگارنده، صاحب يكي از زيباترين و هنريترين تقسيمات دستان هستيم.»
گفتني است همايش عبدالقادر مراغي سه شنبه صبح با برگزاري جلسه پرسش و پاسخ ميان حاضران و استادان پايان يافت.