اخبار > هم انديشي حضور انسان در هنر و معماري تخت جمشيد


هم انديشي حضور انسان در هنر و معماري تخت جمشيد

 

گروه پژوهشي هنر تطبيقي فرهنگستان هنر، سومين هم انديشي سالانه خود را با عنوان «حضور انسان در هنر و معماري تخت جمشيد» روز پنجشنبه دوم خرداد ماه 1387 درسايت باستاني تخت جمشيد برگزار كرد.

گروه پژوهشي هنر تطبيقي فرهنگستان هنر، سومين هم انديشي سالانه خود را با عنوان «حضور انسان در هنر و معماري تخت جمشيد» روز پنجشنبه دوم خرداد ماه 1387 درسايت باستاني تخت جمشيد برگزار كرد.

به گزارش معاونت پژوهشي فرهنگستان هنر، در ابتداي اين نشست آقاي دكتر نامور مطلق، رييس گروه هنر تطبيقي، ضمن تشكر از رييس و استادان دانشكدة هنر شيراز و سازمان ميراث فرهنگي اين شهرستان كه در جلسه حضور داشتند،گزارشي ازاهداف و فعاليت‌هاي فرهنگستان هنر و گروه‌هاي پژوهشي ارائه كرد. در ادامه بهنام كامراني، دبير علمي‌اين هم انديشي، در سخناني ضمن بيان تدابير اتخاذ شده در برگزاري اين هم انديشي در بيان ضرورت اين برنامه ابراز داشت: «بررسي و تحليل هنر گذشتة ايران نه تنها ما را قادر مي‌سازد كه قسمتي از رموز تاريخ را بازيابي كنيم، بلكه قسمت‌هايي از سنت را در اختيار ما مي‌نهد كه امكان بازيابي و كاركرد تازة آن در زمان حال مي‌تواند مقدور باشد.پارسه يا تخت جمشيد بنا بر نظريات اخير مكان مقدسي براي برپايي جشن نوروز بوده است. با آيين نوروز «بازآفريني زمان» ممكن مي‌شود و از اين راه ارتباط ميان روان مردگان و بازپروري فضاي مقدس نيز امكان‌پذير مي‌شود. درك فضا و زمان مقدسي كه در دامنة كوه رحمت در بناي تخت جمشيد متجلي شده است، راه را براي شناخت هنر هخامنشي هموار مي‌كند. اگرچه اين هنر از عناصر تمدن‌هاي هم‌جوار تأثيراتي گرفته است؛ اما در پالودن و آرامش و سكون عناصر تصويري منحصر به فرد، تصويرگر روح صلح‌طلب و طبع لطيف ايراني است. بسياري از ميثاق‌هاي اين دوره در هزاره‌هاي بعد در هنر ايران دوام مي‌يابد و اگر تغيير مي‌كند، روح حاكم بر آن ثابت است. پژوهش‌هاي تازه چشم‌اندازهاي جديدي را در اختيار ما مي‌نهد تا بتوانيم دوباره گرد و غبار ساليان را از آثار تاريخي به كنار زنيم.» وي در ادامه ابراز اميدواري كرد كه ديدگاه‌هاي نويني كه در نشست ارائه مي‌شود بتواند راه‌گشاي توجه دوباره به هنر ديرين ايران باشد.

پس از بيانات بهنام كامراني اولين پانل اين هم انديشي به رياست دكتر كاشفي برگزار شد.

«سفرنامه نويسان عهد قاجار و تخت جمشيد با رويكرد پسااستعماري»، اولين سخنراني بود كه توسط مريم لاري ارائه شد. لاري درابتداي سخنان خود ضمن معرفي رويكرد پسا استعماري ، گفت: «در دورة قاجار، سفر «فرنگي»ها به ايران افزايش چشمگيري يافت كه خود بخشي از شبكة درهم تنيدة عوامل شكل‌دهندة تحولات آن عهد را تشكيل مي‌دهد. از دل اين سفرها مكتوباتي سر برآوردند كه امروزه از بهترين منابع مطالعاتي در مورد آن دوران هستند. برخي از سفرنامه‌ها، مي‌كوشد تا سيمايي را كه غربيان به طور خاص از تخت جمشيد، به مثابة نمادي از ايران باستان، در مقايسه با اوضاع آن روزگار ترسيم نمودند، بنماياند. مطالعات باستان‌شناسي و بازشناسي ردپاهاي مقاصد استعماري، مورد نظر اين پژوهش نيست؛ بلكه قصد آن رونمايي تصوير «ما» در آينه «ديگران» است.»

در ادامه ناهيد عبدي ،ديگر سخنران اين پانل مقاله خود را با عنوان «بررسي نگاره‌هاي تخت جمشيد(پارسه) با رويکرد آيکونوگرافي (نگاره‌خواني)» ارائه كرد و ضمن معرفي اجمالي روش آيكونولوژي، گفت: «اگر چه آگاهي‌هاي تاريخي و بحث دربارة شيوه و نيز چگونگي تکنيکي و باستان‌شناسانة آثار تخت جمشيد (پارسه)، نخستين گام براي نيل به تفسير آيکونوگرافيک و از ملزومات اين مطالعه محسوب مي‌شود؛ اما مطلقاً مدارکي کافي براي پيشبرد اين رويکرد به شمار نمي‌آيند. چرا که در يک تفسير آيکونوگرافيک به معناي واقعي کلمه، دسترسي به دانش مکتوبي که مبناي آشنايي اولية ما با نقش مايه‌ها، موضوعات و حوادث مربوط به آن‌ها براي درک مفاهيم خاص باشد، ضروري است.» وي سپس از طريق توصيف آيکونوگرافيکي، ضمن ارائه تجزية شكلي نگاره‌هاي تخت جمشيد و با جستجو و بهره گيري از منابع ادبي مکتوب و شواهد، به تفسيري نمونه‌اي از نقش برجسته‌هاي ‌ تخت جمشيد پرداخت تا به معناي دروني آن دست يابد.

دومين پانل اين هم انديشي با سه سخنراني به مديريت دكتر پروين پرتوي برگزار شد.اولين سخنران اين پانل بهنام كامراني در مقاله اي با عنوان «چشم‌هاي ازلي» به تحليل و مقايسة شكل چشم در هنر هخامنشي پرداخته و گفت: «در واقع پارسه (تخت جمشيد) لحظة اساطيري آغازين را كه در آن نمونة انسان مثالي براي نخستين بار متجلي مي‌شود، بالفعل كرده است. از همين رو، چهره‌ها و به ويژه چشم‌ها در نقوش تخت جمشيد، جنبة ازلي يافته است تا تقليدي از يك اسوة الهي باشد. مرگ و رستاخيز و تولد دوباره نوعي آيين تشرف و رازآموزانه بوده است كه از آن طريق زمان و مكان مقدس به طور مداوم باز آفريني شده است.

نقش چشم در نقوش و مجسمه‌هاي هخامنشي هم شمايل بي‌مرگي و جاودانگي را تجسم مي‌بخشد و هم امكان ديدار و ديده شدن را ميسر مي‌كند. اين حالت همان است كه قرن‌ها بعد روزبهان بقلي به آن اشاره كرده و مي‌گويد: "رمز چشم دريچة جان است و روح از آن دريچه عالم ملكوت را مي‌بيند." در واقع از طريق اين ديدار رابطة دوسويه و رشتة پيوند ميان خالق و مخلوق كامل شده است. «اكهارت» آلماني نيز در همين رابطه مي‌گويد: "نگاه من به وي، همان نگاه اوست به من" يا "ديدة او نور او بيند به او". در عرفان ايراني اين معني به شيواترين بيان تقرير پيدا كرده و گفته‌اند كه اين چشمِ جان كه نقش جانان مي‌بيند، در واقع چشم جانان است كه در چشم صورت آمده. "ديدة بي ديده" يا "ديدة بي ديدگان" است كه در خيال ديدة جان مكشوف مي‌شود. هم از اين روست كه شايد مردمك در چشم‌هاي صورت‌هاي هخامنشي وجود ندارد تا چشم‌هاي ازلي را بهتر تجسم بخشد. چشم در جهان باستان نماد ايزدان خورشيد و نور نيز فرض شده است. چشم مظهر دروازة خورشيد است و گاه مركز جهان (در كلبه‌هاي بدوي) فرض مي‌شود و همچنين طلسمي‌حفاظتي نيز مي‌باشد.» او در ادامه به بررسي تطبيقي نقش چشم درايران ، مصر باستان و بين‌النهرين و كاركردهاي رمزي آن پرداخت.

ديگر سخنران اين پانل آقاي حبيب الله درخشاني بود كه سخنراني خود را با عنوان «مانايي هنري تخت جمشيد/ ‌نسبت دست‌ها و روي‌ها در يگانگي شيوه‌هاي هنري»، ارائه كرده در سخناني بيان داشتند: «دست‌ها و چهره‌ها نه تنها در عالم واقع بلكه در آثار هنري نسبتي دارند. اين نسبت در هنر تخت جمشيد نيز پيوسته بينندگان را به سوي خود مي‌كشاند. همگني و هماهنگي دو جزء مهم پيكره آدمي‌در نقش مايه‌ها و نگاره‌هاي نقش‌هاي برجسته در ساحت تخت جمشيد از رازهاي شگرفي سخن مي‌گويد و راز ديدگان خلاق هنرمندان و پديدآورندگان و نقش‌پردازان آن زمان را بر ملا مي‌كند. چهره‌ها و دست‌ها هماهنگ و ديدگان به دور، به سوي ناكرانمندي و ابديت مي‌نگرند.» وي در ادامه سخنراني با پخش تصوير از برخي نقوش تخت جمشيد با نگرشي زيباشناسانه و تحليل زيبايي‌هاي هنري تخت جمشيد، به بررسي نسبت دست‌ها و چهره‌ها و حالات مختلف آن پرداخت.

سخنران بعدي، خانم ‌هاله ظريفكار، مدرس دانشكده هنر شيراز، بود كه در مقاله‌اي با عنوان «هاله، تداومي‌بر نقش فروهر» ضمن بررسي و تجزيه و تحليل نقش فروهر و مفاهيم آن، به مداقه در برخي از نقوش و تصاوير به جاي مانده از دوران هخامنشي و پس از آن، و نيز تأملي در باورها و عقايد باستاني، از پيوندي عميق ميان نقش فروهر و‌هاله‌ها سخن گفته، بر تداوم نقش فروهر در تصوير نمادين با عنوان‌هاله سخن گفتند.

آخرين پانل اين هم انديشي نيز با مسئوليت خانم كنگراني با دو سخنراني برگزار شد. «تحليل نقش گاو- انسان بالدار از ديدگاه اسطوره‌اي» عنوان مقاله‌اي بود كه توسط بهناز عبداللهيان ارائه شد. وي در ابتدا با توضيحي درباره حيوانات تركيبي بيان كرد: «موجودات ترکيبي که از آميختن اجزاء مختلف حيوان و انسان و يا حيوانات گوناگون با هم پديد مي‌آيند از دير باز در اساطير، داستان‌ها وافسانه‌هاي ملل،تمدن‌ها و فرهنگ‌هاي مختلف وجود داشته است واهميت اين موجودات به قدري است که در هنر ايشان نيز انعکاس يافته است. يکي از معروف‌ترين، زيباترين و بزرگ‌ترين اين نقوش در ايران ، نقش گاو انسان بالدار بر دو طرف دروازه ملل در تخت جمشيد است.» عبداللهيان سپس به بيان مفاهيم اين نقش وتحليل آن از ديدگاه اسطوره‌اي، ضرورت وجودي آن و جايگاه تفکر انساني در ايران باستان پرداخت و همچنين نقش مذکور را با نقوش ترکيبي انسان- حيواني در برخي از ديگر تمدن‌هاي باستاني مقايسه كرد

آخرين سخنراني اين برنامه با عنوان «من برتر اما وابسته؛‌ بررسي تطبيقي تصوير پادشاهان در الواح و نقوش تخت جمشيد» توسط دكتر بهمن نامور مطلق ارائه شد. دكتر نامورمطلق در ابتداي مقاله خود ابراز داشت: «در تخت جمشيد نظام‌هاي گوناگون نشانه‌اي به انتقال پيام‌هايي مي‌پردازند كه گفته‌پردازان آن‌ها را ارائه كرده‌اند. مهم‌ترين اين نظام‌ها كه امروزه به دست ما رسيده، نقش برجسته‌ها و الواح نوشتاري هستند. گفته‌پردازان در اين دو نظام نشانه‌اي را مي‌توان به دو دسته و لايه تقسيم كرد. نخست پادشاهان، كه فرمان‌هاي خود را ديكته مي‌كردند و دوم هنرمندان كه اين فرمان‌ها را در قالب‌هاي هنري ارائه مي‌دادند. در نگاهي گذرا مشاهده مي‌شود كه الواح داراي يك «من برتر» است؛ من پادشاهي كه بر ديگر انسان‌ها حكم مي‌راند، اما اين من برتر همواره خود را وابسته به مبدأيي الهي مي‌داند و هيچ‌گاه مستقل طرح نشده است.» او در ادامه در يك مطالعة تطبيقي بين نقش برجستة داريوش و لوح نوشتاري مرتبط به آن، به بررسي مفهوم ضمير «من» در دو نظام نوشتاري و تصويري پرداخت.

در انتهاي جلسه دكتر اردشيري در سخناني ضمن تشكر از سخنرانان اين هم انديشي و فرهنگستان هنر به استمرار برگزاري چنين برنامه‌هايي و همكاري‌هاي آينده، ابراز اميدواري كردند . اين نشست با گفتگوي ميان استادان و حاضران در جلسه به پايان رسيد و پس از آن از سايت باستاني تخت جمشيد بازديد شد.

 
 
 

زمان انتشار: شنبه ٥ مرداد ١٣٨٧ - ١١:٤٧ | نسخه چاپي

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




اخبار
اخبار موسسات و زیرمجموعه ها
کلیه حقوق متعلق به این پورتال برای فرهنگستان هنر محفوظ است.