آرم فرهنگستان هنر
اخبار > احیای نظام استادشاگردي، در قالبي نوين، نيازمند نگاهي همه‌جانبه و متناسب با شرایط زمان است


احیای نظام استادشاگردي، در قالبي نوين، نيازمند نگاهي همه‌جانبه و متناسب با شرایط زمان است

 

نخستین نشست از سلسله نشست‌های «تأملی در رابطه استادشاگردی در آموزش هنرها» برگزار شد.

نخستین نشست از سلسله نشست‌های «تأملی در رابطه استادشاگردی در آموزش هنرها» برگزار شد.

به گزارش روابط‌عمومی فرهنگستان هنر، نخستین نشست از سلسله نشست‌های «تأملی در رابطه استادشاگردی در آموزش هنرها» (آموزش هنرهای تجسمی)، دوشنبه، 26 مهر 1400، به همت مديريت تحقیقات توسعه‌ای در آموزش هنرِ فرهنگستان هنر به‌صورت برخط برگزار شد.
در این نشست، ناهید عبدی، مدیر تحقیقات توسعه‌ای در آموزش هنر فرهنگستان هنر، با ذکر اینکه در طول تاریخ، مقوله «آموزش» در فرهنگ و تفکر ایران جایگاهی ویژه داشته است، گفت: در واقع، محور اصلی آموزش نزد ایرانیان مسئله «پرورش» بوده و این مهم از ارکان تمدنی این سرزمین به شمار می‌آید؛ از این‌رو شناسایی و تحلیل ابعاد و ارکان و نیز سازوکار آن از موضوعات مهم در امر پژوهش در حوزه آموزش محسوب می‌شود. در این مقوله مسئله استادشاگردی به‌عنوان یکی از مظاهر فرهنگی و میراث ایرانی‌اسلامی مطرح می‌شود. از سوی دیگر، اسناد بالادستی بر احیای ارزش‌ها و مظاهر فرهنگ ایرانی‌اسلامی تأکیدی ویژه کرده‌اند. در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، تحت عنوان «نظام دوری»، چنین آمده است: «نظام دوري عبارت است از همراهي معلم با دانش‌آموزان در چند پايه تحصيلي.» در ادامه، نقش معلم به‌عنوان هدایت‌کننده و اسوه‌ای امین و بصیر در فرایند تعلیم و تربیت آمده است؛ لذا مفهوم مندرج در سند را می‌توان برگرفته از همان اصل استادشاگردی مضبوط در سنت ایرانی‌اسلامی تلقی کرد.
این پژوهشگر ادامه داد: در حال حاضر، استفاده از ظرفیت‌های بومی و میراث ارزشمند فرهنگ ایرانی‌اسلامی یکی از چالش‌های مهم سیاست‌گذاری و الگوپردازی در سطوح مختلف آموزش در کشور محسوب می‌شود که در تمام اسناد بالادستی نیز بر آن تأکید شده است. از این‌رو به‌کارگیری تمام ظرفیت‌های فرهنگی در برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری و الگوسازی در آموزش مطرح است. تلاش ما در برگزاری این نشست‌ها بر همین مهم استوار است.

اولین سخنران این نشست، اصغر جوانی، دانشیار دانشگاه هنر اصفهان، بود. او با تجربه بیش از سه دهه فعالیت و حضور مؤثر در عرصه‌های آموزش و پژوهش هنر کشور به موضوع دگرگونی‌ها و چرخش‌های جهانی در حوزه آموزش هنر پرداخت و گفت: متأسفانه، شیوه‌های آموزشی دانشگاه‌های هنری ما توجه چندانی به این موضوعات نکرده و امروزه بیشتر آموزش‌های ما منجر به کشف خلاقیت و ظهور استعداد دانشجویان نمی‌شود.
او گفت: به‌عنوان مثال، در اکثر محیط‌های آموزشی هنر در سطح دنیا، نظام نمره‌‌دهی به شاگردان از شیوه‌های ارزش‌یابی حذف شده و نظام‌های دیگری جای آن را گرفته است، ولی ما نزدیک به نیم قرن است که همچنان نمره و معدل را معیار سنجش و ارزیابی دانشجو قرار می‌دهیم.
او در همین زمینه افزود: شرح درس‌هایی که وزارت علوم در حوزه هنر در همین سال‌های اخیر تنظیم و ابلاغ کرده اکثراً تفاوت چندانی با شرح درس‌های سی سال قبل نداشته و از لحاظ فنی و تکنیکی با علم روز دنیا فاصله دارد؛ به همین علت، با وجود حجم فراوان دانشگاه و فارغ‌التحصیل و دانشجو و پایان‌نامه و مقاله، مشکلات ما همچنان برطرف نمی‌شود. در حقیقت، دانشگاهِ‌ ما به کارخانه‌ تولید مدرک تبدیل شده‌ است.
این استاد دانشگاه علت کلافگی بعضی از دانشجویان در محیط دانشگاه را نیز عدم تناسب سطح دروس ارائه‌شده با ظرفیت، استعداد، اطلاعات، مدل ذهنی و رخدادهای معاصر این دانشجویان دانست و خاطرنشان کرد: باید با اندیشه‌گری و تلاش برای درمان این درد‌ها کوشید. باید به‌جد مطالبه‌گر دگرگونی در سطوح مختلف، اعم از شرح درس‌ها و امکانات و فضاهای آموزشی، متناسب با زمان معاصر و حتی فراتر از معاصر بود و دانشگاه هم باید پیشگام این موضوع باشد.
او در ادامه، به بعضی از چرخش‌ها و دگرگونی‌های هنر در کشورمان اشاره کرد و گفت: در دوره معاصر، هنر برای همه قشرها مهیاست. در گذشته، اثر هنری فقط در موزه یا گالری به نمایش درمی‌آمد ولی امروزه در میان مردم و سطح جامعه جانمایی و نصب می‌شود و همه مردم آن را مشاهده می‌کنند.‌ در گذشته، اگر ابزار و مصالح و مواد برای خلق اثر هنری محدوده معیّنی داشت، الآن چرخش عظیمی پیدا کرده و هنرمند با طیفی وسیع از ابزار و مواد به خلق اثر می‌پردازد. اگر در گذشته علم استاد بر دانشجو برتری داشت، امروزه در عصر اطلاعات و به‌واسطه فضای مجازی ممکن است علم روز به دانشجو زودتر از استاد برسد.
جوانی در پایان سخنان خود هدف از طرح این مسئله را تمرکز بر معاصربودن خواند و رابطه هنر با اقتصاد و کسب‌وکار و درآمدزایی را از مؤلفه‌های این موضوع دانست و تأکید کرد: یکی از چرخش‌هایی که باید اتفاق بیفتد و توجه ویژه به آن باید کرد این است که دانشجوی هنر بتواند برای خود کسب درآمد کند. متأسفانه، گاهی دانشجویان سطح دکتری ما نیز توان تأمین هزینه‌ها و حتی پول توجیبی خود را هم ندارند چراکه مهارت‌آموزی دغدغه جدّی دانشگاه‌های ما نبوده است.
جلیل جوکار، عضو هیئت‌علمی دانشگاه هنر اصفهان، به‌عنوان دومین سخنران این نشست، با ذکر اینکه منابع مکتوب و رسالات به‌جامانده از حوزه ادبیات تعلیمی هنر گنجینه‌ای بی‌بدیل و والاترین تجلی رابطه استادشاگردی در هنر است که برای ما به جا مانده است، گفت: هر کدام از این منابع مبیّن زوایای ظریفی از این رابطه ارجمند است و در این نشست به بیان بعضی از زوایای این روابط می‌پردازیم.
او ادامه داد: منظور از منابع مکتوبْ تذکره‌ها و رسالات و گاهی دل‌نوشته‌های به‌یادگارمانده در دل نگاره‌های مرقعات است. بر اساس متون مقدس تمام ادیان الهی، مخصوصاً ادبیان ابراهیمی، استاد ازل و ابد انسان خداوند است و به‌واسطه جبرئیل، که موکل خداوند است، نخستین دانش را به بشر می‌آموزد: «وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا و عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ یَعْلَمْ». و همین معنا را می‎توان در جای‌جای ادبیات فارسی واکاوی کرد؛ لذا در ادبیات عرفانی استاد ازل یا سلطان ازل کنایه از خداوند است که همانا پروردگار و آموزگار ازل و ابد اوست؛ بنابراین صفات خداوندی الگویی برای صفات استاد می‌شود؛ صفات او که حکیم، علیم، خبیر، رحمان، رحیم، حی، خالق و مصوِّر است.
این نگارگر ادامه داد: یکی از مشکلات آن است که بی‌ریشه شده‌ایم و از ریشه‌ها و هویت دیرینمان قطع شده‌ایم و درخت بی‌ریشه محکوم به فناست. امروز اگر مشکلاتی داریم، به آن دلیل است که منِ معلم، چندان‌که باید، عاشق نیستم و، چندان‌که باید، به متعلم عشق نمی‌ورزم و متعلم نیز، چندان‌که باید، عاشق نیست و، چندان‌که باید، به علم و عالم عشق نمی‌ورزد و دانشجو نیست.
او ادامه داد: آن گاه که صفات خداوندی در صورت و سیرت و آثار استاد متجلی شد، در روند تعلیم، استادْ دلیلِ راه و مرادِ متعلم می‌شود. رابطه مراد و مریدی است که سبب می‌شود که میرعماد در سطور آغازین رساله آداب‌المشق، پس از حمد و ثنای استاد ازل، قلم‌فرسای تحسین حُسن خط مرادش، سلطان علی مشهدی، شود.
این پژوهشگر ادامه داد: بی اغراق، رسالات برجای‌مانده از استادان هنرهای تجسمی سنتی، مانند خوش‌نویسی و نگارگری، تجلی حکمت و علم و بخشندگی و مهربانی و تسلط و ذوق سلیم تربیت‌یافته استادان ادوار گذشته است. بسیاری از این رسالات منظوم‌اند و این نکته نشانگر تسلط تخصصی و ادبی استاد هنرمند و هم عشق او به تعلیم و تعلم و متعلم است.
این نگارگر گفت: امر آموزش در فرهنگ ایرانی تدریسی نیست و بلکه فراتر از آن و تعلیمی است و علاوه بر آموزش، پرورش را نیز شامل می‌شود. این نظام تعلیمی پیشینه‌ای کهن در ایران دارد و گواه آن کتاب سیروس‌نامه نوشته «گزنوفون» است که در کتاب خود می‌نویسد اطفال فارس را برای آموختن عدالت و انصاف به مکتب می‌فرستند، همان‌گونه که ما کودکانمان را برای آموزش ادبیات به مکتب می‌فرستیم. کودکان ایرانی به مدرسه می‌روند تا راه عدالت و پرهیزگاری بیاموزند. از این متن کاملاً مشهود است که تأکید بر آموزش اخلاقیات و تقدم آن بر آموزش فنون از ارزش‌های دیرپای ایرانیان بوده است و نمونه‌های بسیاری در تاریخ هنر ما وجود دارد که مبیّن ژرفای نظام سنتی استادشاگردی است. این نظام به معنای درگذشتگی نیست و می‌تواند بسیار به‌روز باشد و زیباست.

مهین سهرابی‌نصیرآبادی، عضو هیئت‌علمی گروه صنایع‌دستی دانشگاه الزهرا، سخنران آخر این نشست بود که با مقاله «تحلیل نظام استادشاگردی از منظر مفهوم تدریس و روش‌های آن» به ایراد سخنرانی پرداخت و گفت: نظام جامع آموزش سنتي بيش از آنکه تدريسي باشد تعليمي است و نگاه من، به‌واسطه حیطه کاری، نگاهی میراث‌داری است. شاگردی را باید به‌عنوان یکی از میراث ناملموس بشر دانست. این میراث ناملموس پشتوانه‌ای برای میراثی ملموس است که بعینه می‌بینیم. هر جایی که ادعای فرهنگی می‎‌کند، به داشته‌های میراث فرهنگی‌اش که همان عینیات است رجوع می‌کند.
من برای ستون فقرات این نقد و پژوهشم از مفاهیم تدریس و روش‌های گوناگون تدریس استفاده کرده‌ام. در روش‌های کلاسیک و سنتی، حضور شاگرد در محضر استاد، در کنار انتقال فنون و تکنيک‌هاي هر فن يا حرفه، شامل پرورش استعدادها و فضايل ملموس اخلاقي نیز بوده و به‌همين سبب، پيشه‌ور در محیط اصول و اعتقادات رايج زمانه خود رشد مي‌يافت؛ لذا نظام آموزشي، در گذشته، حاوي مجموعه‌اي از نظام‌هاي اخلاقي، معنوي، اجتماعي و حتي سياسي بود و اين همه در رابطه استاد با شاگرد و در طول زمان مي‌بايست تحقق می‌یافت. اين مشخصه نظام آموزشي پيش از ايجاد نهاد مدرسه در جوامع بود و اين فرايندِ يادگيري بخشي از زندگي و کار واقعي محسوب مي‌شد.
سهرابی شرط دوام در دايره شاگردي و پيشرفت در کار را، در نظام آموزش استادشاگردي، تبعيت مطلق از نظرهای استاد دانست و اضافه کرد: اصل هدفْ حرفه‌آموزی و رسیدن به توانایی‌ای برای امرار معاش بود. بنا بر اسناد و مدارک موجود، این نظام از اوایل سده هفتم هجری قمری رواج داشته است. معمولاً، شاگرد از مرحله مبتدی یا پادویی شروع، و پس از گذراندن دوره‌اي خاص، به مرحله شاگردی ارتقا پيدا مي‌کرد. شاگرد در اين مرحله به‌تدريج و با گذشت زمان با اسلوب کار استاد آشنا مي‌شد. استحکام روش استاد معمولاً نخستين جلوه‌هايش را در آثار شاگردانش نشان مي‌داده است؛ زيرا شاگرد حق سرمشق قراردادن آثار استاد را پيدا مي‌کرد و اين در تمامي مراحل معيار او محسوب مي‌شد؛ به‌نوعي تقید و وفاداری به سبک استاد بود. استاد نیز تنها به آموزش تکنيک بسنده نمي‌کرد و سعي در تربیت همه‌جانبه شاگرد داشت؛ اغلب رابطه عميق ميان استاد و شاگرد به حدي مي‌رسيد که نوعی مراد و مریدی می‌شد.
این مدرس دانشگاه به اهمیتِ رسیدن به درجه مهارت شاگرد، با عنوان «اجازه‌نامه» از استاد، اشاره کرد و افزود: شاگرد، در صورت کسب این اجازه از استاد، مي‌توانست مستقلانه به کار بپردازد اما در اين مرحله هم، به سبب اعتبار و نفوذ استاد، مقید به رعایت اصول قدما بود. گاهي امکان داشت يک شاگرد از محضر چند استاد بهره بگيرد و اجازه‌نامه او را چندين استاد رقم بزنند.
این پژوهشگر در ادامه سخنرانی خود به تحليل نظام استادشاگردي از منظر مفهوم تدریس و روش‌های آن پرداخت و ادامه داد: نظام استادشاگردي تاحدودي مبتني بر «روش تدريس آزمايشي» بوده است چراکه استادْ هدايتگر و ناظر بر کار شاگرد است و مستقيماً چيزى آموزش داده نمی‌شود و، به‌اصلاح، يادگيرى اکتشافى رخ مي‌دهد. از طرفي، این نظام «روش تدريس نمايشي» نيز محسوب می‌شود؛ زيرا شاگرد از طريق ديدن مهارت خاصي که استاد بروز مي‌دهد آموزش می‌بیند و در فرصت‌هاي بعدي امکان تجربه و آزمايش را مي‌يابد. همچنین در اين نظام، وجوهي از روش تدريس ايفاي نقش نيز نهفته است چراکه شاگرد در بوته رفتار و اعمال قرار می‌گرفته و موظف به ايفاى نقش مي‌شده است.
آموزش استادشاگردي اساساً «روش تدريس بحث گروهي» نبوده است؛ زيرا بحث گروهي يا همکارى گروهى فقط زير چتر انديشه و در قلمرو اصول ارائه‌شده استاد مجاز بوده است. آموزش استادشاگردي استادمحور است نه شاگردمحور؛ چنان‌که شرط شاگردي تبعيت محض از استاد است.
این پژوهشگر در انتهای سخنان خود به توضیح فرايند ياددهي مداوم و ارزش‌يابي تکويني پرداخت و این‌گونه جمع‌بندی کرد: اگر نگوييم ياددهي مداوم و ارزش‌يابي تکويني در اين روش فراگيري مادام‌العمر است، باید دانست که دست‌کم عمر درازي دارد. در آموزش استادشاگردي، روش «تدريس کارگاهي» است و فرايند «ياددهي‌يادگيري» به‌صورت هم‌زمان اتفاق مي‌افتد. هدف ابتدایی این نظامْ آموزش‌‎هاي فني و مهارتي بوده و هدف‌های ديگر، چون ايجاد تغيير در رفتار و نگرش شاگردان، به‌صورت جنبی بوده‌ است. نظام استادشاگردي، با تمام قوا، جرياني «پرورشی یا تربیتی» را دنبال مي‌کرده‌ است؛ زيرا ضمن مهارت‌آموزي، آن رشد همه‌جانبه شخصيت شاگرد در قالب هدايت رشد جسماني، شناختي، اخلاقي و اجتماعي صورت می‌گرفته است. هدف غایی در نظام استادشاگردي پرورش بوده و آموزش فقط وسیله‌ای براي پرورش بوده است، نه خود پرورش. گفته شده است که در جامعه سنتی ما، نظام آموزشی بیش از اینکه «تدریسی» باشد «تعلیمی» بوده است.

 

 

 

 
 
 

زمان انتشار: شنبه ١ آبان ١٤٠٠ - ١٣:٠٣ | نسخه چاپي

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




 

مؤسسات تابعه

پژوهشکده هنر
مؤسسه تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری
مؤسسه فرهنگی هنری صبا


پیوندها

فرهنگستان‌های ایران
دانشگاه‌ها و دانشکده‌ها
مؤسسات پژوهشی
یاد استاد
پورتال قدیم

تماس با ما

ساختمان مرکزی : تهران- خیابان ولیعصر، پایین‌تر از چهارراه طالقانی، شماره 1552
كدپستي : 1416953613
تلفن : 5 - 66954200 دورنگار : 66951167
رایانامه : honar@honar.ac.ir

کلیه حقوق متعلق به این پورتال برای فرهنگستان هنر محفوظ است.