|

در ايران بيش از هفتاد هزار تپه باستانی، با بيش از يک ميليون و دويست هزار اثر تاريخی و معماری و هزاران يادگار دورانهای دوردست وجود دارد که برخی از آن ها در زمره برترينهای جهان جای گرفتهاند و اين امر گواه بر اين ادعاست كه زندگي ما ايرانيان همواره آميخته با هنر بوده و هست.
مولود زندي نژاد- در ايران بيش از هفتاد هزار تپه باستانی، با بيش از يک ميليون و دويست هزار اثر تاريخی و معماری و هزاران يادگار دورانهای دوردست وجود دارد که برخی از آن ها در زمره برترينهای جهان جای گرفتهاند و اين امر گواه بر اين ادعاست كه زندگي ما ايرانيان همواره آميخته با هنر بوده و هست؛ اين آميختگي به حدي است كه گاه بيتوجه از كنار آثار هنريمان ميگذريم و وجود آنها را در كنارمان امري بديهي ميپنداريم. اما بايد به ياد داشته باشيم كه پايداري ايرانيان در عرصههاي مختلف تاريخي مرهون فرهنگ و هنرش بوده و هويتش توسط آثار هنري او بقاء و دوام يافته است.
هادي سيف از جمله پژوهشگراني است كه براي نخستين بار به طور خاص به هنرهايي توجه داشته كه خالقانشان همان مردم كوچه و بازار بودهاند و حاصل پژوهشهاي او تا كنون بيش از 30 عنوان كتاب و صدها مقاله منتشر شده كه امروز ميتواند مرجعي بسيار غني براي شناخت هنرهايي باشد كه به قول وي از دل مردم بيرون آمده و او از آن ها به عنوان هنرهاي مردمي ياد ميكند.
هادي سيف متولد 1326 از شيراز است. وي دوره مقدماتي و دبيرستان را در شيراز گذرانده و سپس در رشته تاريخ هنر در دانشگاه اصفهان ادامه تحصيل دادم و پايان نامه خود را در مقطع كارشناسي با عنوان «نقش تركمنان در آسياي غربي» نوشتم و سپس «تيموريان و تحول هنري مكتب شيراز» را در مقطع ديگر ارائه دادم. براي ادامه تحصيل به دانشگاه استراسبورگ فرانسه رفتم و تز من با عنوان «نقش حيوانات اسطورهاي در حجاريهاي تخت جمشيد» بود.
هنرهاي مردمي چگونه از هنرهاي رسمي تفكيك پذيرند؟ آيا اين هنرها به صورت رسمي هم در آمدهاند؟ اصطلاح « هنر مردمي » در واقع اصطلاحي است كه من از آن استفاده ميكنم و اميدوارم اگر اصطلاح ديگري گوياتر باشد، ابداع شود. به طور كلي بايد بگوييم جرياني در طول تاريخ هنري ايران شكل گرفت و آن رشد هنر در بطن جامعه و در كنار هنرهاي رسمي بود. ما نميخواهيم پرچم هنرهاي مردمي را در دست گرفته و هنرهاي رسمي را بياثر بدانيم، بلكه ميخواهيم بگوييم كه ما با هنر زندگي ميكرديم و تجلي اين هنر را ميتوانيم همان فرشهاي رنگ رنگ با نقشها و طرحهاي زيبا، نقاشي روي كاشي ، پارچه بافي ، آبگينه و ... بدانيم كه متاسفانه آنها را فراموش كردهايم. مثلا آندره گدار در كتابش مينويسد كاشي كاران ايراني به جاي طرحهاي زيباي اسليمي از نقاشيهايي استفاده ميكنند كه زيبا نيستند ولي بايد به ياد داشته باشيم كه اين هم خود آغاز گر يك فكر و ايده جديد هنري بوده است. به هر روي هنرهايي بودهاند كه كمكم وارد دربار شده و بعدها به صورت رسمي در آمدهاند اما به هنرمندان واقعي آنها كه كارگران كم مزد بوده بهايي داده نميشده به همين دليل بسياري از آنها هنرمنداني گمنام ماندهاند.
چطور شد كه شما به اين گونه هنرها توجه كرديد؟ جمع آوري منابع آن چگونه بوده است؟ متاسفانه برخي از محققين ما اغلب تسليم افكار و ايدههاي محققين غربي بودهاند ولي هنر ايراني بخشي از بازتاب احساسات ما است آنچه شايد براي خارجيها گفتنش لطفي نداشته باشد ولي بايد خودمان هويت مان را بشناسيم و پس از آن بتوانيم آن را بشناسانيم و با واژههاي غني تري از هنرهايمان دفاع كنيم. به دليل خلاء هايي كه در اين عرصه احساس ميكردم به اين مقوله پرداختم. بسياري از كتابهايي كه تا كنون از من منتشر شده داراي منابعي از تصاوير است همچنين تا كنون 10 هزار اسلايد از هنرهاي ايراني را جمع آوري كردم كه اميدوارم بتوانم اينها را در زماني عرضه نمايم .
فعاليتهاي پژوهشي خود را از كي و چگونه آغاز كرديد؟ ابتدا سردبيري نشريه فرهنگسراي نياوران را پذيرفتم كه تقريبا به سالهاي 1356 بر ميگردد و چند شماره محدود از آن به چاپ رسيد. اين نشريه يكي از معدود نشريههايي بود كه به موضوع هنر اختصاص داشت و در حقيقت با توجه به برنامهريزيهاي آن زمان قصد داشتيم كه دريچهاي رو به هنر جهاني باز كنيم و در ضمن هنرهاي ايراني را نيز ارج نهاده و معرفي نماييم. اين فرصتي براي آشنايي با هنرمندان آن زمان نيز بود. پس از آن سردبيري نامه نور و فصلنامه هنر را بر عهده داشتم. اما متاسفانه در هر دورهاي خطوط اين نشريهها با تغيير سردبير تغيير ميكرد. اما در واقع نخستين كار تحقيقاتي من به لحاظ چاپ كتاب با نقاشي قهوه خانه آغاز شد.
چطور شد كه از نقاشي قهوهخانه آغاز كرديد ؟ در سال 1376 با حمايتهايي كه در آن زمان دكتر حبيبي انجام دادند، ما از وارثان نقاشي قهوه خانهاي دعوت كرديم كه با نگاه جديدتري به خلق آثار هنري دست بزنند، ما قصد داشتيم يك مدرسه جديدي را تشكيل دهيم. در آن زمان 14 نفر از اين هنرمندان در سلامت به سر ميبردند و ما از تعدادي از آنها مثل اسماعيل زاده، بلوكي فر، خليلي ، همداني، فراهاني ، لَرني و ... دعوت كرديم تا در آن شركت كنند، براي اين كار در فرهنگسراي نياوران به آنها مكاني داده شد و از آنها خواستيم تا به سبك نقاشي قهوهخانهاي با موضوعات جديدتر كار كنند. حاصل اين كار بسيار پر بار بود و نزديك به 120 اثر در مدت تقريبا يكسال و اندي از اين هنرمندان تدارك ديده شد، مثلا اثر « بارگاه فردوسي» حسين همداني يك شاهكار بزرگ بود كه بسياري از آنها در گنجينه فرهنگسراي نياروان موجود است. زندگي در كنار اين هنرمندان من را ترغيب كرد تا كتاب «سوته دلان » را بنويسم كه درباره زندگي و آثار نقاشان قهوهخانهاي بود و اين كتاب در همان يك سال اول به چاپ چهارم رسيد و اين بيانگر اين مسئله بود كه ما در زمينه هنرهاي مردمي نياز به پژوهش بيشتري داريم.
تاريخ نقاشي قهوه خانهاي از كجا آغاز شد و به چه دوراني بر ميگردد؟ نقاشي قهوه خانه خارج از اصول نگارگري ايران نيست. در واقع نقاشي قهوهخانهاي از دوران صفويه شكل ميگيرد و در اين زمان مردم هم وارد عرصه نگارگري ميشوند در اين دوره هرچند استحكام نقش و رنگ در آثار وجود ندارد ولي با شكستن ديوارهاي انحصار هنرمندان به خود شان حق ميدهند تا اين هنر را وارد عرصه معماري ايراني نمايند. نقاشي قهوه خانه از كاشيپزخانهها شروع ميشود يعني همان نقاشي بر روي كاشي و تا دوره قاجار هم ادامه پيدا ميكند. بعد از آن در واقع از جنبه سنتي بيرون ميآيد و بر روي بوم شكل ميگيرد و «محمد مدبر» و « حسين قوللر آغاسي» اين نوع نقاشي را ادامه ميدهند كه آثار مدبر در عرصه مذهبي مبتكر و مبدع بوده و آغاسي نيز آثارش در زمينه شاهنامه نگاري بسيار مشهور است. اما با گسترش شهر نشيني و تكنولوژي جاي نقالها را تلويزيون و سينما ميگيرند و به اين ترتيب اين هنر رفته و رفته مهجور ميشود و من اميدوارم با تشكيل نشستهاي تخصصي در باره هنرهاي مردمي دوباره اين هنر جان بگيرد و ادامه پيدا كند.
شاخص نقاشي قهوه خانهاي چيست؟ قرينه سازي در هنرهاي ايراني يك اصل است و ناخودآگاه اگر شما بخواهيد گلداني را روي شومينه بگذاريد از دو گلدان به قرينه يكديگر استفاده ميكنيد؛ « ترازو » در واقع اصطلاحي است كه خود نقاشان قهوهخانهاي از آن استفاده ميكنند و معتقدند كه يك تابلو حكم دو كفه ترازو را دارد و هنگامي كه ميخواهيد اثري را خلق كنيد، مثلا اگر يك سمت درگيري و جنگ است، در طرف ديگر هم بايد به همين شكل باشد؛ نميتوانيد از گل يا تصاوير غير مربوط استفاده كنيد و بايد اين توازن حفظ شود. در واقع شايد اين يكي از شاخصههاي كار نقاشي قهوهخانهاي است كه توازن در نقاشي بايد حفظ شود.
شايان ذكر است، كتابهايي كه تا كنون از هادي سيف منتشر شده شامل «دانشنامه هنرهاي مردمي ايران» و « نقاشي روي گچ » است كه شامل تمام نقاشيهاي روي گچ خانههاي قديمي، تكايا و امام زاده.. است. همچنين كتاب «مجنونيها» پيرامون فرش و طرح قالي است و مربوط به خانواده مجنونيها ميشود كه يكي از بانيان نقوش سنتي در عرصه قالي بودند. مجموعه هشت جلدي از «خانههاي تبار»، «شمايل نگاري»، «نقاشي روي قالي»، «دريچهاي رو به بهشت» و «نقاشي بر زر و سيم » از جمله كتابهايي است كه از هادي سيف تا كنون منتشر شده است. همچنين « يادمان استاد علي اكبر ياسمي»، «علي رخساز» و «چلچراغي در تاريكي» درباره استاد صنعتي نيز از جمله كتابهايي است كه در باره زندگي نامه اين هنرمندان نگاشته است.
هادي سيف كتابهاي « نقش آفريني بر روي قالي» كه يادمان استاد جمشيد اميني است، «نقش آفريني بر سنگ» و «در خلوت غربتي قريب» را در دست چاپ دارد.
|