pale
  • جمعه ٢٣ مرداد ١٤٠٥
  • En

آرم فرهنگستان هنر
اخبار > ژاله آموزگار: شاهنامه به فرهنگ ما هويت بخشيده


ژاله آموزگار: شاهنامه به فرهنگ ما هويت بخشيده

 

در مراسم رونمايي كتاب فرهنگ شاهنامه كه مقارن با هزارمين سال سرايش اين اثر بود ژاله آموزگار گفت: «مگر سعادتي بزرگ‌تر از سرايش شاهنامه هست كه به فرهنگ ما هويت بخشيده.»

در مراسم رونمايي كتاب فرهنگ شاهنامه كه مقارن با هزارمين سال سرايش اين اثر بود ژاله آموزگار گفت: «مگر سعادتي بزرگ‌تر از سرايش شاهنامه هست كه به فرهنگ ما هويت بخشيده.»

به گزارش روابط عمومي فرهنگستان هنر، سه‌شنبه، 20 ارديبهشت، مجموعه دو جلدي فرهنگ شاهنامه رونمايي شد. در اين مراسم كه با حضور چهره‌هاي شاخص فرهنگي برگزار شد، محمد علي معلم دامغاني، رييس فرهنگستان هنر، ژاله آموزگار، محقق و پژوهشگر زبان‌هاي باستاني ، فتح‌الله مجتبايي ، نويسنده و پژوهشگر و هادي سعيدي كياسري، معاون هنري و امور بين‌الملل فرهنگستان هنر به بررسي اين مجموعه دو جلدي پرداختند.

پس از علي معلم دامغاني كه در بخش اول اين نشست سخنراني كرد و شرح آن در گزارش پيشين آمده است، ژاله آموزگار با نام سراينده سرود آفرينش سخنان خود را آغاز كرد و گفت: «دانشمندان ايران، شخصيت‌هايي هستند كه آنان را نمي‌توان زاده روز، ماه و سال يا جايگاهي خاص دانست؛ چرا كه آن‌ها به كل تاريخ تعلق دارند و زادگاهشان همه ايران است. يكي از اين شخصيت‌ها و شايد برجسته‌ترين آن‌ها، حكيم ابوالقاسم فردوسي است كه همه جاي ايران سراي اوست. او با هر نوزادي زاده مي‌شود؛ ولي مرگ فرهنگي ندارد.»
وي‌ بزرگ‌ترين سعادت حكيم توس را سرايش شاهنامه و هويت بخشيدن به فرهنگ و ادب ايران دانست و ادامه داد: «اگر سي سالي را تصور كنيم كه فردوسي براي خلق شاهنامه رنج برده است، اين پرسش مطرح مي‌شود كه آيا واقعا حكيم ما در رنج بوده؟ مگر سعادتي بالاتر از سرايش اين اثر بزرگ هست كه به فرهنگ ما هويت بخشيده؟»
آموزگار زندگي حكيم بزرگ را سرشار از زير و بم‌ها دانست و شاهكار او را در دوره‌هاي مختلف گاه به ظاهر مغضوب و گاه مغلوب خواند. شاهكاري كه در حافظه دراز مدت ايرانيان جاي دارد و گردش زمان خدشه‌اي بر آن وارد نكرده است.
وي فردوسي را آرش زمانه خود دانست و افزود: «شاهنامه چگونه كتابي است كه پس از گذشت صدها سال باز هم مورد بررسي قرار مي‌گيرد! يادمان باشد كه به جز شاهنامه فردوسي ما شاهنامه‌ها و تاريخ‌هاي ديگري نيز داشته‌ايم؛ ولي هيچ يك جايگاه شاهنامه فردوسي را نيافته‌اند. شايد اين بدان جهت است كه حكيم توس، تنها هنرش به نظم آوردن نثرها نيست؛ بلكه او آرش زمان خود است كه جواني، دارايي، جان و روانش را بر اين اثر نهاد تا ساليان دراز، ايران و فرهنگ ايراني زنده بماند.»
ژاله آموزگار در ادامه به بررسي مجموعه دو جلدي فرهنگ شاهنامه نوشته دكتر علي رواقي پرداخت و دكتر رواقي را يكي از عاشقان بي‌شمار اين كشور معرفي كرد و گفت: « فرهنگ شاهنامه نخست به معرفي واژه نامه‌هاي پيشين مي‌پردازد، سپس از ”شاهنامه چاپ مسكو“ كه بر مبناي آن، اين واژه نامه تنظيم شده است سخن مي‌گويد و مباحثي را در خصوص ساير نسخ، پيش مي‌كشد كه بسيار مفيد و ضروري است. پس از آن به نقل مجدد مقالاتي مي‌پردازد كه نقد گفته‌هاي ديگران درباره شاهنامه است كه از آن ميان نقل اخوان ثالث بسيار لطف آميز است و در نهايت روش كار و نشانه‌هاي آوايي را توضيح مي‌دهد.»
مولف تاريخ اساطيري ايران در همين زمينه ادامه داد: «آنچه كتاب فرهنگ شاهنامه را نسبت به ساير فرهنگ‌ها متمايز مي‌سازد استفاده از تركيبات است كه كار نسبتا جديد و مشكلي است؛ البته قائده چندان حساب شده‌اي ندارد و غالبا ذوق و قريحه نويسنده در آن نقش دارد. در اين‌جا پرسش‌هاي مختلفي به ذهن متبادر مي‌شود كه اگر واژه‌ها به تنهايي گوياي عبارت نباشد، تركيبات درست به حساب مي‌آيند؟ به عنوان مثال بلور سفيد آيا تركيب است يا سفيد موصوف آن به شمار مي‌رود؟ به هر روي اين امر مسلم است كه كار نويسنده بسيار مشكل بوده است.»
وي با بررسي روش كار افزود: «اين فرهنگ به توضيحات مفصل‌تري در خصوص روش كار نياز دارد. پرسش‌هاي ديگري مطرح است ‌كه آيا همه واژه‌هاي بسيط را آورده يا تعدادي از آن‌ها آورده شده و ديگر اينكه به اسم‌هاي خاص در اين فرهنگ چگونه پرداخته شده است؟»
وي در پايان، تلاش‌هاي علي رواقي را مورد تقدير قرار داد و تأكيد كرد: «همه ما مولف كتاب را مي‌شناسيم و مي‌دانيم كه سرسري از كنار مسايل نگذشته. او چندين سال تلاش كرده تا اين مجموعه عظيم به بار آيد.»

فتح الله مجتبايي از ديگر سخنرانان اين مراسم با اشاره به تقارن هزاره سرايش شاهنامه و انتشار اين فرهنگ نامه گفت:« ما حدود سي سال منتظر اين فرهنگ بوديم و هميشه در جستجوي زبان فارسي در لحجه‌هاي مختلف و مقالات دكتر رواقي هستيم. چرا كه اين فرهنگ نامه يكي از برجسته‌ترين كارهاي علمي در اين زمينه است.»

وي با اشاره به ديگر فرهنگ‌هايي كه در خصوص شاهنامه منتشر شده ‌است، ادامه داد: «بسياري از فرهنگ‌نامه‌هايي كه تاكنون منتشر شده‌اند؛ از درجه علمي بالايي برخوردار نبوده‌اند و اعتبار لازم را نداشته‌اند؛ چرا كه از نسخي استفاده شده كه اين نسخ خود فاقد درجه اعتباراند. در اين فرهنگ، از نسخه مسكو استفاده شده كه پايدارتر از نسخه‌هاي جديد است؛ اما اين نسخه نيز نسبت به نسخه‌ ”بيروت“ اعتبار كمتري دارد.»
وي شاهنامه را يك فرهنگستان برشمرد و افزود: «شاهنامه داراي معاني و مفاهيم علمي، تاريخي، فلسفي، اجتماعي، آداب و سنن و غيره است به همين دليل شاهنامه را بايد يك دائره‌المعارف به شمار آوريم

 
 
 

زمان انتشار: يکشنبه ٢٥ ارديبهشت ١٣٩٠ - ١٢:٥٤ | نسخه چاپي

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




اخبار
;