محمد علي معلم دامغاني، رييس فرهنگستان هنردر نشست نقد و بررسي كتاب زندگي و آثار خوشنويسي استادغلامحسين اميرخاني گفت: «استاد اميرخاني از برگزيدگان راه حق است.»

به گزارش روابط عمومي فرهنگستان هنر، كتاب زندگي و آثار خوشنويسي استادغلامحسين اميرخاني، عصر سه شنبه، 24 خرداد، با حضور استادان پيشكسوت عرصه فرهنگ و هنر در سراي اهل قلم، نقد و بررسي شد.
در اين نشست استاد محمد علي معلم دامغاني، رييس فرهنگستان هنر، استاد غلامحسين اميرخاني، استاد كرمعلي شيرازي، استاد كاوره تيموري، مؤلف اين كتاب و استاد جمشيد ياري شيرمرد، دبير نشست به سخنراني پرداختند.


استاد محمد علي معلم دامغاني، رييس فرهنگستان هنر نخستين سخنران اين برنامه بود. وي ابتدا استاد اميرخاني را به اعتبار سخن پيشينيان مردي از مردان سدهها و هزارههايي شمرد كه مامور و معذور به ميانجيگري ميان فيض اقدس و فيض مقدس هستند و در عالم دين اسلام از ذات حضرت مصطفي و حقيقت نبوي اطاعت ميكنند. سپس با ابياتي چند از اشعارخواجه شيراز افزود: «كسي كه حُسن خط دوست در نظر دارد/ محقق است كه او حاصل بصر دارد. چو خامه در ره فرمان او سر طاعت نهادهايم /مگر او به تيغ بردارد. کسی به وصل تو چون شمع يافت پروانه/ که زير تيغ تو هر دم سری دگر دارد...؛ حضرت لسانالغيب، آنچه گفتني است، فارغ از عصرها و نسلها به آن خاصيت كه نوع انسانهاي از جنس او دارند در روز و روزگاري بيان كرد كه امروز در عصر و زمانه ما نيز ميتوان اين معاني را درك كرد.»

استاد معلم در همين زمينه اشاره كرد و ادامه داد: «گفتار آن حضرت كه مستغرق مستغني در هفت درياي دانش بود و از تشنگي سخن ميگفت و به ما عرفناك حق معرفتك دادِ معني مي داد؛ تا روزگاري كه نور و ظلمت در هم پيچيده و همه حقايق معنوي و مينَوي، به ديده اهل نظر نميرسد نيز صادق است. هرچند كه قليان نور نسبت به گذشتهها، هزار برابر بيشتر است و اين خاصيت نور است كه چون بيش تابيده شود، چشم بيننده را از ديدار كور كند و مانع ديدن حقيقتِ مسئله ميشود.»
رييس فرهنگستان هنر تصريح كرد: «بسياري از لطايف در كار هنر است كه ميتواند موضوع سخن باشد از ابداع، بدعت و... كه در اين مجال فرصت نيست. امروز در سلسله بزرگان ما در هنر خوشنويسي استادان بسياري وجود دارد كه حضورشان پاينده و وجودشان افزاينده باد اما يكي از اين سلسله برگزيده ميشود.»
وي در پايان استاد اميرخاني را يكي از اين برگزيدگان راه حق دانست و براي او طلب بهروزي وسعادت نمود.

غلامحسين اميرخاني، استاد برجسته و نامدار عرصه خوشنويسي به عنوان دومين سخنران اين مراسم گفت: «وقتي در راه فرهنگ و هنر قدم برميداريم، توفيقي، بسيار ارجمند است؛ البته توفيق اصلي در اين راه آن است كه در هر قدمي كه باشي در مسير سلوك قرار گيري و گام برداري.»
وي در همين زمينه افزود: «من اين توفيق را دارم كه عظمت تمام عرصههاو صحنه ها و آثاري كه در فرهنگ و هنر خود داريم را ديدهام و از اين ميراث هرچه بگوييم، بسيار كم است و تا امروز اندكي از بسيار آن را ديده، در كتابها خوانده يا سينه به سينه از بزرگان شنيدهايم.»

وي شناسايي و اشاعه هنرها را تكليف بزرگ نسلمان دانست و در خصوص كتابي كه كاوه تيموري در مورد ايشان تاليف كرده، افزود: «هنري كه از گذشته ما به ميراث رسيده آنقدر به اصل و اساس توجه داشته و خود را فراموش كرده و در سلوك و عوالم معنوي غرق شده كه رسيدن به آن عالم كار بسيار سخت و عظيمي است و امروز كمتر آثاري را ميبينيم كه حاصل معارف و نتيجه سلوك و كمال باشد. به همين دليل كتابهايي از اين دست ميتواند به عنوان راهنماي راه، براي سالكان و مبتدياني باشد كه حق مسلم آنهاست كه در اين راه قدم به قدم راهنمايي و دستگيري شوند تا هنرمان را زنده نگه داريم. ما از اين بابت بايد از آقاي تيموري تشكر كنيم كه كاري كه ايشان كردند براي نسل جوان جايش خالي بود.»

وي از استادان مرحوم حسين و حسن ميرخاني، مرحوم استاد علياكبرخان كاوه و مرحوم استاد حسن زرين خط به عنوان ستونها و اركان هنر خوشنويسي ياد كرد و آنان را افراد سرنوشت سازي برشمرد كه دستگيري و هدايت اوليه را بعد از يك دوره فطرت از دوره قاجار تا آن زمان انجام دادند.
استاد اميرخاني در پايان سخنان خود از مرحوم استاد حسين ميرخاني ياد كرد و گفت:« استاد حسين ميرخاني، نه تنها در روشن كردن چراغي كه سالها خاموش شده بود گام برداشتند، بلكه در رفتار، سلوك، اخلاق و منش نيز نمونه بودند و هنرجويان را به گونهاي هدايت و تشويق ميكردند كه اگر آنها مقامي را كسب ميكردند موجب خوشنودي ايشان بود.»

استاد كرمعلي شيرازي سخنران بعدي اين جلسه ، دوره قاجار را به لحاظ خوشنويسي و خط به سه گروه تقسيم كرد و گفت: «در اين دوره يك دسته كساني بودند كه به عنوان خوش خطان قسمتي از رنج چاپ و كتابت را بر عهده داشتند و بخش عظيمي از فرهنگ و هنر كشورمان مديون اين دسته است. بخش دوم نيز استادكاران خوشنويس طراز بالايي بودند كه نزديك به هنر خوشنويسي بودند و دسته سوم هنرمندان خوشنويس چون ميرعماد، ميرحسين ترك و ميرزا غلامرضا كلهر و پس از آن عمادالكتاب را تشكيل ميدادند.»