اخبار > گزارش دومين روز از هم‌انديشي ادبيات و سينما


گزارش دومين روز از هم‌انديشي ادبيات و سينما

 

دومين روز از «هم‌انديشي تعامل سينما و ادبيات» با كارگاه آموزشي بهمن فرمان‌آرا نويسنده و كارگردان سينما، با عنوان اقتباس ادبي و موانع آن آغاز شد.


دومين روز از «هم‌انديشي تعامل سينما و ادبيات» با كارگاه آموزشي بهمن فرمان‌آرا نويسنده و كارگردان سينما، با عنوان اقتباس ادبي و موانع آن آغاز شد.
به گزارش روابط عمومي فرهنگستان هنر، فرمان‌آرا ضمن توضيح تجربه‌هاي خود در زمينه اقتباس ادبي، درباره نحوه ساخت فيلم شازده احتجاب كه از رماني با همين نام اقتباس كرده پرداخت و گفت:«فيلم سينمايي به شما ديدگاهي مي‌دهد كه بايد همان را قبول كنيد و زيبايي سينما درست كردن يك تصوير از داستاني است كه شايد صد نفر آن را خوانده و برداشت خاصي از آن داشته‌اند اما حالا برداشت و تصوير شما را باور مي‌كنند.»

وي افزود: «اولين چيزي كه بايد در هر داستاني به دنبالش گشت، هستة دراماتيك و اصلي آن است تا به دنبال آن گره‌ها جابجا و زمان گره‌گشايي پيدا شود. »كارگردان خانه روي آب پيدا كردن رشته دراماتيك را براي وصل كردن عناصر چيده شده در كنار هم، مهمترين عامل دانست و پس از توضيحاتي درباره حد و حدود دخل و تصرف و حتي اضافه كردن در متن اصلي به سوالات حاضرين پاسخ گفت.
بخش دوم سمينار و افتتاحيه آن با سخنان دكتر بهمن نامورمطلق، دبير فرهنگستان هنر آغاز شد. نامورمطلق ضمن اشاره به اينكه برگزاري چنين همايش‌هايي خود گوياي آن است كه ما توانايي كار جمعي را داريم، گفت: « نگاهي به مكاتب هنري و حتي معماري سنتي ما نشان مي‌دهد كه ايجاد گروه و كار گروهي در كشور ما سابقه‌اي طولاني دارد، چرا كه در اكثر آنها يك نفر به عنوان سر گروه و رهبر حضور داشته و ديگران با نظارت و در كنار او به خلق اثر هنري پرداخته‌اند.»
وي افزود: «شالوده اين گونه فعاليت‌ها بعد از دوران صفويه بر هم ريخت و شايد تاكنون ضرورت اقتباس به معناي واقعي حس نشده كه تصور شده بايد ادبيات به حال خودش و سينما به حال خودش باشد.»
دبير فرهنگستان هنر گفت: «اگر قرار باشد اقتباسي از ادبيات صورت گيرد هيچ شاخه‌اي بهتر از سينما پاسخگوي آن نيست، چرا كه هيچ هنري به اندازه سينما قدرت به تصوير كشيدن را ندارد.»
پس از سخنان نامورمطلق، «جعفري جلوه» معاونت امور سينماي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به ايراد سخن پرداخت و گفت: «سينما امتداد ادبيات، خاصه ادبيات داستاني، نظم، نثر و ادبيات نمايشي است و از طرف ديگر امتزاجي است از اين دو با الهام از هنرها اعم از شعر، موسيقي، نقاشي، عكاسي و ديگر وجوه هنر و همين دليل آيا براي ابتناء سينما به ادبيات كافي نيست؟»
وي در بخش ديگري از سخنان خود ضمن تأكيد بر لزوم مديريت فرهنگي مناسب و تداوم آن گفت: «ديدگاه اين مديريت فرهنگي با ديد حكمي و ادبي معنا مي‌شود، سينماي بدون ادبيات و تمدن ايراني اسلامي رنگي ندارد و سينماي بريده از تاريخ و ارزش‌ها و همچنين فاقد هويت شرقي، براي تمام نسل‌ها فاجعه آفرين خواهد بود.»
پس از جعفري جلوه، رسول نظرزاده دربارة چگونگي حضور ادبيات در ساختار سينما، با توجه به ساختار ادبي سينماي ايران به دو رويكرد كلي در هنر كه در اقتباس هم تأثير گذاشته اشاره كرد و گفت: «هنرها در شكل مستقل و ناب خود، بدون نياز به هنرهاي ديگر و تنها متكي به عوامل و نشانه‌هاي خود رشد كرده‌اند، اما هنر در جايي كه شكل تركيبي و بينامتني به خود مي‌گيرد مي‌تواند از هنرهاي ديگر تغذيه كند و به حركت خود ادامه دهد.»
رسول زاده سينما و ادبيات را در چهار عنصر توصيف، روايت، سخن و زاويه مشترك دانست و گفت: «تئوري توصيف حركت راهي براي رهايي از بندهاي توصيف‌هاي داستاني است كه فرد را در دل مكان توصيفي با ماجرا پيوند مي‌زند.»
سپس بهزور افخمي كارگردان فيلم گاوخوني دربارة نحوه ساخت و شيوة اقتباس در اين فيلم توضيحاتي را به جمع داد و گفت: « در ساخت اين فيلم بسيار به شيوة روايت دوم شخص مفرد وابسته بوديم و سعي كرديم دوربين را به جاي چشم يكي از قهرمانان بگذاريم و تنها آنچه او مي‌بيند را به تصوير بكشيم، بنابراين هر كسي هم كه مي‌خواست به قهرمان داستان نگاه كند يا به او نزديك شود بايد از داخل همين لنز نگاه مي‌كرد.»
افخمي گفت: «سينما تحت تأثير كلي ادبيات است و گريزي هم از آن ندارد چرا كه حتي شيوه‌هاي دكوپاژ در سينما تحت تأثير شيوه‌هاي داستان نويسي است.»
پس از افخمي، احمد ضابطي جهرمي درباره تصوير و توصيف سينمايي در شعر كلاسيك فارسي گفت: «بسياري از توصيفات و نقدآفريني‌هايي كه به لحاظ تصويرگري در شعر كلاسيك فارسي صورت گرفته، كمي داراي خصلت تصويري است كه اين ويژگي‌، از دوره سبك خراساني تا زمان حافظ به خوبي قابل مشاهده و بررسي است.»
جهرمي در نگرش سينمايي بر ادبيات را در چهار وجه تصويري، توصيفي،‌روايتي و تدويني بررسي كرد و گفت: «سينما و ادبيات از نظر تدوين خيلي به هم نزديك هستند و اگر تصوير سازي به كمك ايماژ صورت مي‌گيرد در سينما هم براي صنايع بديع از طريق مونتاژ همين موضوع صورت مي‌گيرد؛ در ادبيات با واژه و در سينما با دوربين، اما هر دو هدف به يك جا ختم مي‌شود.»
«مسعود اوحدي» در مقاله خود با عنوان نقدي بر نگره‌هاي فرماليستي گفت: «اولويت بيان در فيلم با داستان نيست بلكه بر پاية فرم يا شكل است، در حاليكه اولويت ادبيات داستاني بر پايه روابط علت و معلولي است.»
وي افزود: «از اواخر قرن 19 و بعد از فلسفه كانت، ريخت‌شناسي فرم مطرح شد و در آن بحث بر سر اين بود كه فرم به دور از محتوا و موضوع بايد داراي بسته فرهنگي و هويتي باشد و هر زبان فرمي مخصوص به خود را دارد كه برعكس آن هم صادق است.»
وي در بخش ديگري از سخنان خود وابسته بودن سينما به اقتصاد را يكي از عوامل جهش سريع آن در طي سال‌هاي اخير دانست و گفت: «در اين زمينه ظهور و پيشرفت تكنولوژي در سينما بسيار مؤثر بوده است حال آنكه در مورد ديگر هنرها مثلاً نقاشي اين پديده بر عكس عمل كرد.»
پس از اوحدي، سعيد شاپوري درباره اقتباس ديني از قرآن كريم گفت: « در موقعيت فرهنگي و سياسي جامعة ما، ضرورت اقتباس از منابع و مفاهيم ديني كه ريشه در تعاليم اسلام دارد ضروري به نظر مي‌رسد و به همين دليل بسياري از فيلم‌ها در طي سه دهه گذشته ابتدا بر همين محور تحقيق و نگارش و سپس ساخته شده.»
وي در ادامه ضمن اشاره به خاصيت روايتي قصص قرآن گفت: «هدف اصلي از آوردن قصص در قرآن تنها بيان سرگذشت آدم‌ها و پيامبران نيست بلكه در جهت بيان تم اصلي كه همان دعوت به ايمان است آورده شده پس اگر اقتباس سينمايي يا تلويزيوني اين ويژگي‌ اصلي را نداشته باشد و نتواند مخاطب را به سوي خدا بخواند، نمي‌تواند مدعي ديني بودن يا بيان كننده انديشه قرآني شود.»
آخرين سخنران همايش تعامل سينما و ادبيات «نغمه ثميني» بود كه مقاله‌اي را با عنوان «اقتباس سينمايي: انتقال رسانه‌اي يا ترجمان فرهنگي» قرائت كرد. ثميني گفت: «اگر هر محصول ادبي يا هنري قابل تفسير و تحليل را يك متن بخوانيم، در اين صورت اقتباس بيش از هر چيز بدل به گونه‌اي ترجمان بينامتني مي‌شود.»
ثميني گفت:« در ضعيف‌ترين شكل، اقتباس رابط دو متن از يك فرهنگ يكسان است كه در اين صورت در حين اقتباس نيازي به حل معادلات ترجمان فرهنگي وجود ندارد و اقتباس، صرفاً يك انتقال رسانه‌اي است.»
وي در بخش ديگري از سخنان خود افزود: «در شكل ديگر، جهاني شدن حاوي مفهومي فرهنگي است. بدين معنا كه هدف، ايجاد يك مكالمه فرهنگي است و اهداف اقتصادي در فرع اين هدف اصلي قرار مي‌گيرند.»
ثميني تأكيد كرد: «اقتباس بينا فرهنگي در سينما اگر با زمينه اين معنا از جهاني شدن صورت پذيرد نتيجه متفاوتي در بر خواهد داشت.»
اين هم‌انديشي با پخش فيلم گاوخوني ساخته بهروز افخمي و ميزگردي با حضور اكبر نبوي، بهروز افخمي و... به كار خود پايان داد.

 
 
 

زمان انتشار: چهارشنبه ١٨ آبان ١٣٨٤ - ١٠:٠٤ | نسخه چاپي

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج