اين عنوان وبلاگي از عبدالمحمد شعراني است كه امروز به پيشنهاد آقاي مرتضوي، سري به آن زدم! با خواندن مطالب و اخبار و ديدن عكسهاي مربوط به آن، بياختيار اشك از چشمانم جاري شد. بگيد اشك من نه از سر غم، بلكه بيشتر به خاطر شوق داشتن آموزگاري در كشورم بود كه بايد سرمشق خيلي از ما باشه. متأسفانه گاه من در مكانهايي كار كردم كه حتي رنگ مبلمان و ميز كارشون براشون مهم بود و حالا با كسي مواجه شدم كه با داشتن حداقل امكانات، بزرگترين كار فرهنگي كشور را انجام بده.
اين وبلاگ متعلق به آموزگاري 21 ساله است كه در روستاي «كالو»، چهار دانش آموز به نامهاي حسين، پريسا، حميده و برادرش مهدي داره. اين روستا در 180 كيلومتري شهر بوشهره و 40 سكنه داره. اين آموزگار خوش ذوق، وبلاگي راه اندازي كرده كه جهاني شده و روزانه بسياري بازديد كننده از سراسر دنيا داره و از طريق همين ارتباطات هم توانسته كمك و حمايت زيادي را جلب كنه. من به اين آموزگار جوان تبريك مي گم و فكر مي كنم دوستان فرهنگي هم بد نباشه سري به اين وبلاگ بزنند.