همايش معماري و شهرسازي گردهمايي مكتب اصفهان صبح روز دوشنبه با سرود جمهوري اسلامي ايران و تلاوت آياتي چند از كلام الله مجيد با حضور اساتيد، انديشمندان، پژوهشگران، دانشجويان و تعداد زيادي از علاقه مندان در دانشگاه هنر اصفهان برگزار شد.

در ابتداي اين همايش دكتر فرهنگ مظفر رئيس دانشگاه هنر، ضمن خيرمقدم به همه بزرگان عرصه فرهنگ و تمدن برگزاري همايش معماري و شهرسازي را نقطه عطفي براي تبيين ديدگاه مكتب اصفهان دانست.
سپس مهندس سيدمحمد بهشتي به ارائه گزارش علمي مدير گروه معماري فرهنگستان دكتر باقر آيت الله زاده شيرازي پرداخت و گفت: «در هشت همايش، 56 مقاله و 8 خلاصه مقاله به دست ما رسيده و از بين اين 56 مقاله كه 8 خلاصه مقاله، 41 مقاله براي ارائه در همايش و چاپ پذيرفته شده كه 34 مقاله براي ارائه در جلسه انتخاب شدند، 8 مقاله از پژوهشگران خارجي رسيد كه 3 نفر از آن ها در همايش حضور دارند و مقاله هايشان را ارائه مي كنند.»

بهشتي در ادامه افزود:« ويژگي اين دوره تاريخي از جهات مختلف است، اصفهان متعلق به اصفهاني ها نيست، اصفهان مظهر تمدن سازي و فرهنگ سازي جامعه ايراني است و حتي متعلق به مردم اين چند قرن نيست بلكه به آيندگان نيز متعلق است. اولين باري است كه با همايشي مواجه هستيم كه همه هنر را از هر منظري مورد توجه قرار داده است. نكته ديگر حضور جوان ها و كارشناسان اهل هنر نسل هاي بعد از ما است كه مقاله هاي زيادي ارائه كرده اند.»
بهشتي در ادامه افزود:« بيش از 50 جلد كتاب به مناسبت اين گردهمايي در حال انتشار است. از اين 50 جلد، بيش از 12 جلد از اين كتاب ها، كتاب هايي است كه در ارتباط با رشته تاريخ معماري و شهرسازي است. كه عبارتند از: 3 جلد مسجد جامع اصفهان، كليساهاي جلفا –مجموعه مقالات هاروارد، رساله اي از خانم اهري ، نگاره هاي كاخ واره نائين و...»

سپس در ادامه همايش مهندس سيدمحمد هاشمي به ارائه مقاله خود با عنوان «مسجد مكان معراج مؤمنين» پرداخت و گفت:« مسجد محل برپايي نماز است. براي نماز يك صورت ظاهر و يك صورت باطن كه حج است وجود دارد. البته در نزد شيعيان نماز ظاهري دارد كه شريعت آدابش را مشخص مي كند و نيز باطني دارد كه وجه معنوي نماز است. طبعاً شيعيان در طول تاريخ تلاش مي كردند كه مسجد را هم شايسته و متناسب با وجه ظاهري نماز بسازند ؛ هم شايسته و متناسب با وجه باطني نماز . در دوره صفويه كه تشيع از حالت تقيه خارج مي شود ، در واقع فرصت پيدا مي كند كه مسجدها كاملاً متناسب با وجه باطني نماز باشد.»

سپس دكتر سيدمحسن حبيبي به ارائه مقاله خود با عنوان« مكتب اصفهان در شهرسازي گذر از سرزمين خيال به سرزمين خرد» پرداخت و گفت:« هر شهري نماد تمدن عصر خويش است و اين تمدن حاصل نمي آيد مگر از انباشت انديشه و خردهاي پيش از خرد. عصر صفوي جمع بندي آگاهانه و استادانه از حدود 10 قرن انديشه و بينش دوران اسلامي در ايران است، اگر دوران پيش از اسلام را در نظر نگيريم. اين جمع بندي آگاهانه و خردمندانه در ديگر زمينه هاي اجتماعي-فرهنگي از جمله معماري و شهرسازي نيز صورت مي پذيرد و با استفاده از هر آنچه ساخته شده و پرداخته شد، تعريفي جديد و نوآورانه از شهرسازي، طراحي شهري و معماري داده مي شود. مكتبي سرشار از اصول و معيارها و با زبان الگويي مشخص كه نه تنها دوران صفوي كه افشاريه و زنديه و قاجاريه را نيز تحت سيطره خود مي گيرد.»

در ادامه همايش دكتر حسن بلخاري به ارائه مقاله خود با عنوان «فلسفه معماري؛ بازآفريني عالم با ابتنا بر هندسه مقدس» پرداخت و گفت:« هنر و معماري در ذهن و انديشه شرقيان از يك سو و ايده و نظر انسان باستان از ديگر سو ، جلوه هايي از جهان شناسي انسان اند. به ويژه معماري كه در ساخت مكان مقدس تبلور مي يابد. ساخت اين مكان مقدس كه به منزله قرارگاهي براي رسيدن به سكون و آرامش روح و نيز اتصال روح انسان جدا شده به اصل خويش است مبتني بر برخي ايده هاي اعتقادي و كيهان شناختي بوده است. »
سپس خانم دكتر اهري مقاله اي تحت عنوان« ژرف سازه هاي طراحي شهري مباني شهرسازي مكتب اصفهان» را ارائه كرد و گفت: «دوران صفوي دوران رفاه اجتماعي، امنيت اقتصادي و رونق شهرنشيني است. از اين رو شهرسازي رشد و گسترش

بي سابقه اي پيدا ميكند. توسعه هاي جديد شهري كه به ويژه از دوران شاه طهماسب و در قزوين،دارالسلطنه صفوي آغاز شده بود با انتخاب شاه عباس اولابعاد بي سابقهاي سابقه اي مي يابد با اتخاذ رويكردي زبان شناسي مي توان نشان داد كه وجود انگاره ها يا ژرف ساخت هايي واحد در پس زبان شهرسازي اصفهان، علت وجود وحدت بيان و هماهنگي كلام اين شهرسازي است،»
در ادامه همايش محمدرضا اخوتي مقاله اي با عنوان «سلسله مراتب در مكتب اصفهان »ارائه كرد و گفت:« سلسله مراتب يكي از قابل حسن ترين اصولي است كه هر شخص با نگاهي به پديده هاي اطراف خويش آن را حس مي كند.

سراسر زندگي انسان تابع سلسله مراتب خاصي است، تولد او با پديده هايي متوالي و پياپي صورت مي گيرد و تا پديده ها تابع نظم سلسله مراتب دقيقي نباشد، نتيجه نهايي كه تولد موجودي زنده باشد حادث نخواهد شد و تا توالي دوران هاي كودكي، نوجواني و جواني و... برقرار نشود، دوره حيات تكامل نخواهد يافت و همچنين است تكامل معنوي به مانند تكامل مادي و جسماني. بنابراين همه اتفاقاتي كه در اطراف ما حادث مي شوند تابع يك نظم سلسله مراتبي از طلوع و تولد تا غروب و مرگ و در دوره حيات هستند.»
سپس مهندس فقيه زاده به ارائه مقاله اي تحت عنوان «تخت فولاد يادمان تاريخي اصفهان »پرداخت و گفت: «بافت ها و محوطه هاي تاريخي شهرها، بخشي از گنجينه هاي گرانبهايي از تاريخ و فرهنگ يك كشور را در خود به يادگار دارند. بدون شك شهر اصفهان به عنوان يك شهر تاريخي به علت داشتن جلوه هايي از هنر و معماري تا علم و ادب و عرفان، از جايگاه ممتازي برخوردار است. گورستان تاريخي تخت فولاد، بخشي از اين گنجينه نفيس است كه مجموعه اي از ميراث مادي،شامل فضاها و بناها و آثار گرانقدري ازسنگ لوحها و كتيبه ها را در روي خاك و گوهرهاي ارزنده اي را به عنوان ميراث معنوي در دل خاك پنهان دارد.

گورستان تخت فولاد را از دو جنبه مي توان مورد توجه قرار داد يكي كثرت بناهاي تاريخي و سنگ نوشته هاي نفيس، كه پنجره هاي زيادي را بر بسياري از جنبه هاي تاريخي مي گشايد، دوم وجود صدها تن از علما، فلاسفه، هنرمندان، سياسيتمداران و قهرمانان تاريخ در اين گورستان، آن را در رديف يكي از گورستان هاي مقدس و متبركه قرار داده كه مطاف اهل دل و ميعادگاه عاشقان علم و هنر است.»
در ادامه همايش دكتر ايرج اعتصام به ارائه مقاله اي تحت عنوان« معماري در بستر شهر و طبيعت اصفهان» پرداخت و گفت: «طبيعت و معماري در صورت هاي متفاوت هم زيستي با هم، به طور طبيعي در مراحل شكل گيري يكديگر اثر گذاشته و در عين آن كه هر يك ويژگي هاي منحصر به فرد خود را محفوظ مي دارند، در حال تجربه كردن ساختارهاي پويا و در هم تنيده با حالات و خصوصياتي مشترك هستند. چنين است كه كالبد بنا نه در تضاد با ساختار طبيعت و نه با سپردن عنان خود به دست آن، بلكه در همزيستي آگاهانه اي با آن شكل مي گيرد.»

در ادامه دكتر ويدا نوروز برازجاني به ارائه مقاله خود تحت عنوان پيوندهاي نهان در ميدان نقش جهان پرداخت.
در پايان همايش نيز دكتر محمد منصور فلامكي در مورد شكل گيري فراورده هاي معماري-شهرسازي اصفهان در دوره صفويه گفت:
« فراز و نشيب هايي كه آفرينش هاي هنري دوران صفويه به ويژه در پايتخت ماندگار اين حكومت ديده مي شوند، مي توانند موضوع ارزيابي اي قرار گيرند جلوه اي از برداشت هايي از ساير رشته هاي همزاد و همراه با معماري است و شهر را به مثابه محفلي فراگير عامل ها و متغيرها و نيز پديده هايي مي بيند كه محفلي پر تحرك و پويا را شكل
مي دهند. بيجا نيست يادآوري شود كه شناخت دست آوردهاي گذشتگان و توانمندي هاي موجود در زمان پادشاهان صفوي، از سوي اينان، به قصد پايداري بخشيدن به زندگي «اين جهاني» آنان تحقق مي يافت و اين بيش از هر قصدي ديگر گاه كه يكي از پرقدرت ترين پادشاهان صفوي، به روزي كه آماده گستردن و ريشه دار كردن نظام حكومتي اي بود كه قدر آن در تاريخ ايران به عنوان اقدامي ممتاز پذيرفته همگان است و از سوي ديگر، به كوششي كم نظير پي جوي آن بود كه تماميت كشور را تضمين كند.»
وب سايت ويژه گردهمايي مكتب اصفهان
اطلاعات بيشتر