صفحه اصلی آر اس اس ارتباط با ما    
تازه های خبری
آخرین گزارش ها
اخبار
اخبار موسسات و زیرمجموعه ها
اخبار > بزرگداشت شهيد آويني در فرهنگستان هنر برگزار شد


 
  بزرگداشت شهيد آويني در فرهنگستان هنر برگزار شد
 



«روایت یک حقیقت» عنوان نشستی بود که همزمان با گرامیداشت هفته دفاع مقدس و بزرگداشت شهید آوینی در تالار ایران فرهنگستان هنر برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی فرهنگستان هنر، این مراسم شامگاه دوشنبه 31 شهریورماه با حضور بهروز افخمی، کیومرث پوراحمد، حبیب احمدزاده، مسعود فراستی، حسین معززی‌نیا، مریم امینی همسر شهید آوینی و مصطفی دالایی به کوشش فرهنگسرای انقلاب و با همکاری فرهنگستان هنر و موسسه فتح برگزار شد.
در این مراسم که با اجرای کورش علیانی همراه بود، با طرح سوالی آغاز شد که اگر سید مرتضی آوینی امروز بود چه می‌کرد؟

مصطفی دالایی فیلمبردار روایت فتح و از دوستان شهید آوینی در پاسخ گفت: یکی از مهمترین مسائل فیلمسازی سید مرتضی آوینی تأکیدش بر نشان کردن حقیقت بود. این حقیقت از چیزهایی بوده است که در مورد آثار آقامرتضی تکرار می‌شود.

وی با اشاره به یکی از مستندهای شهید آوینی افزود: من هنوز در جمع گروه «روایت فتح» نبودم که مستندی را در تلویزیون دیدم؛ در این مستند یک درجه‌دار ارتش به شهید آوینی توضیح می‌داد که خرمشهر سقوط نخواهد کرد و به مردم نوید می‌داد که چطور خرمشهر را حفظ خواهند کرد. بعد از این مستند خرمشهر سقوط کرد و این دغدغه و مساله شهید آوینی شده بود که چرا این اتفاق افتاد. او این دغدغه را داشت که چون از دوربین او مساله به شکل دیگری نشان داده شده است حالا باید حقیقت این موضوع را دریابد که چرا این گفته درست از آب درنیامده است و چرا خرمشهر سقوط کرد.

دالایی در ادامه گفت: آوینی معتقد بود مردم حقشان است که تمام حقیقت را بدانند ولی محوریتی که سیدمرتضی به حقیقت می دید با فیلمسازی که در فرانسه فیلم می‌ساخت، تفاوت داشت. مرتضی به حقیقتی فراتر از واقعیت حسی نگاه می کرد. یک بک گراندی از حقیقت عالم (که خداوند است) وجود داشت که با نریشن‌هایش آن را محقق می‌کرد.

در ادامه مراسم بهروز افخمی با اشاره به صحبت‌های دالایی گفت: هر کسی بخواهد بداند که آقا مرتضی زنده بود چه می‌کرد، باید براساس فهم خودش از عالم این را پاسخ دهد. اما در مورد نریشن‌های روایت فتح باید بگویم کلماتی که در آن ادا می شد حاوی معانی بک گراندی بود که فهم کلام را منتقل می کرد. همین لحن موسیقی کلام حال عجیبی به مخاطب می‌داد.

وی با اشاره به اینکه نمی‌توانیم نریشن‌ها را به زبان های دیگر ترجمه کنیم افزود: اصلا اصطلاحاتی که سیدمرتضی در روایت فتح به کار می‌برد اصطلاحات فنی فلسفی بود و اهمیت زیادی نمی‌داد که این کلام ممکن است برای مخاطب تلویزیون قابل فهم نباشد. چون می‌خواست خودش را سانسور نکند و حرفش را بزند و به کمک ابزار دیگری چون لحن و موسیقی معنای کلام را به مخاطب می رساند.

این کارگردان سینما در پاسخ به سوال مجری مبنی بر اینکه آوینی اگر امروز بود چه می‌کرد، گفت: کاری که سیدمرتضی آوینی در ساخت مستند روایت فتح کرد همچنان ادامه دارد و اگر امروز بود به کمک همین بچه‌هایی که تربیت کرده بود مستندهایی مثل همین آخرین روزهای زمستان را می‌ساخت که خودم هم تحت تأثیر این مستند قرار گرفتم. یا فیلم‌هایی می‌ساخت که بر فلسفه مبتنی بر شعر تکیه داشت.

در ادامه نشست، حسین معززی نیا روزنامه نگار، منتقد سینمایی و سردبیر مجله سینمایی «24» در پاسخ به سوال علیانی گفت: یکی از دغدغه های همیشگی ما در حوزه سینمای داستانی و مستند پیدا کردن لحن ملی و بومی سازی سینما است که بارها برای آن همایش‌های بسیار برگزار شد و کتابها منتشر کردند. آوینی به اقتضای انقلاب با فرآیند فیلم سازی آشنا شد و از همان ابتدا تصمیم گرفت که سینما را برای خودش تعریف کند.

وی با اشاره به کتاب آیینه جادوی شهید آوینی گفت: آوینی در کتاب آیینه جادو می گوید براساس سوالاتی که برای من در پشت میز مونتاژ پیش آمد و در یک دوره هشت ساله ای جواب‌هایش را پیدا کردم. حاصل این جواب‌ها مقاله ی آیینه جادو بود.

این کارشناس سینما اضافه کرد: آوینی همیشه به دنبال پیدا کردن سوالهایش بود و در دوره‌هایی که مجموعه مستند یک حقیقت را می ساخت یا مستندهای دیگری را ساخت همیشه دنبال پیدا کردن پاسخ سوالاتش بود. در پروسه یافتن در سینما به دنبال بازتعریف مبانی سینما بود. و در اواخر به به مقاله عالم هیچکاک رسید که به نظر من در حوزه تئوریک یکی از بهترین مقاله‌هایی است که آوینی دارد و قابل عرضه جهانی است.

وی افزود: تلاش برای یافتن معانی و ابزار فیلم سازی و در کنار آن بازشناسی تعاریف سینمای دنیا باعث می‌شد که سیدمرتضی را تازه و نو به نو کند و اگر امروز بود حتما همین پیش رو بودن را حفظ می‌کرد چیزی که در سینمای امروز کمتر سراغ داریم.

بنابر این گزارش حبیب احمدزاده سخنران بعدی این نشست نویسنده کتاب های دفاع مقدس نیز در ادامه این نشست در پاسخ به سوال کوروش علیانی تصریح کرد: ما وقتی از شهدا حرف می‌زنیم انگار آنها باید زنده شوند و بیایند کاری انجام دهند. درحالیکه شهدا فلش و جهت هستند. شهید آوینی در همه مواقع نیازسنجی می‌کرد به طور مثال ابتدا درباره «خان‌»ها کار می‌کرد بعد به جهاد سازندگی و بعد به دفاع مقدس رسید.


احمدزاده با ذکر مثالی از تفاوت معنا بین آیین و نمایش گفت: ما باید بین آیین و نمایش تفاوت قائل شویم. یکی از مشکلاتی که داریم این است که آیین‌هایمان را به نمایش تبدیل کردیم. مثلا کسی که اعتقادی به آیین حجاب ندارد را ملزم می کنیم که به صورت نمایشی هم شده حجاب داشته باشد و در جایی می‌بینیم که از پس درک این حجاب برنمی‌آید.

این نویسنده دفاع مقدس در بخش دیگری از سخنانش گفت: کسی مثل شهید آوینی تلاش داشت که نمازدایی کند و پوسته وظاهر را از بین ببرد و حقیقت را آنگونه که هست نشان دهد نه دست به نمایش‌هایی از آیین بزند.

در این بخش‌ از صحبت های احمدزاده، افخمی حرف خود را درمورد فیلمسازی شهید آوینی پس گرفت و گفت: حال که به صحبت های احمدزاده گوش می‌دهم اینکه مجاز جای خودش را به حقیقت داده است و یا نمایش جای خود را به آیین داده است دلیل همین است. فکر می‌کنم اگر آوینی امروز بود فیلم نمی ساخت.

در ادامه نشست دالایی تلاش داشت که شیوه فیلم سازی مستند آوینی را تشریح کند و گفت: سیدمرتضی توجه واقعی به انسان دارد وی در سیر آثارش انسان را محور قرار می داد. مرتضی برخلاف خیلی‌ها که امروز فیلم می‌سازند و می‌خواهند تکنیک را به رخ بکشند دنبال این اداها نبود. هیچ وقت تکنیک را اولویت قرار نمی‌داد تا انسان را مخدوش کند.

وی افزود: در همین فیلم‌های روایت فتح هیچگاه عراقی‌ها را تحقیر و خوار نمی‌کرد اگر فیلمبرداری هم تصویری می‌گرفت که سرباز عراقی را زبون شده نشان می داد از آن تصاویر استفاده نمی‌کرد.

وی همچنین به بخشی دیگر از آثار مستند روایت فتح اشاره کرد و گفت: درام از بیرون در آثار او بود برخلاف خیلی از فیلم ها که از درون فیلم درام داریم. همین باعث می‌شد که فیلم‌ها به واقعیت نزدیک شود و ادم‌ها شخصیت پردازی شوند.

در ادامه مراسم بهروز افخمی حرف هایش را اینگونه شروع کرد: گفتار متن روایت فتح شکلی لایه لایه و قابل تاویل داشت از طرف دیگر ما با فیلمی طرف هستیم که واقعیت را کشف می کند. در نگاه اول این دو با هم تعارض دارند. ولی سید مرتضی از نریشن ها استفاده می کرد و واقعیت را کشف می کرد. با تعریفی که امروز در سینما بوجود آمده است که سینما به جای نمایش و بازتاب واقعیت بیشتر به سمت بازنمایی می‌رود فکر کنم که آوینی اگر امروز بود دیگر فیلم نمی ساخت.

وی اضافه کرد: آن متن تاویل پذیر و چند لایه که در گفتار متن روایت فتح ظاهر می شد نمی توانست برای امروز کاربردی داشته باشد و ‌اوینی هم نمی توانست آن جنبه شاعرانه شخصیتش را دنبال کند. شاید از حرف‌های احمدزاده بود که این تردید در من شکل گرفت که سیدمرتضی اگر زنده بود فیلم نمی‌ساخت.

معززی نیا به بحث وارد شد و گفت: ما در مستند با یک تعریفی روبرو هستیم که در معنای سطحی آن باید واقعی و دارای سند باشد ولی سید مرتضی در سینمای مستند با اینکه به دنبال واقعیت بود تا آن را مشخص‌تر نشان دهد و کارهایی می کرد مثل اینکه دوربین از بدن فیلمبردار شود اما در جایی می‌بینیم که مثلا تصاویر زبونی عراقی‌ها و روزمرگی و شوخی‌های رزمنده‌های ایرانی برایش جذاب نبود. یا حتی حجم عظیمی از راش‌ها را دور می‌ریخت. همین حذف بخش‌هایی از واقعیت به گونه‌ای گزینش واقعیت جنگ بود که خود قابل بحث است.

دالایی در اینجای بحث، فقط گفت: من این حرف را قبول ندارم.

احمدزاده: ما دچار یک مظلوم نمایی دروغین از رزمندگان هستیم

اما گفت‌گوی نشست را احمدزاده این گونه ادامه داد: بعد از جنگ ما آدمهای جنگ را سه دسته تقسیم کردیم یکی آدمهایی که شیمیایی و جانباز شدند و رنج می‌برند دسته دیگر آنهایی که به سمت منافع خود رفتند وبرج ساختند و دسته سوم کسانی که در شلمچه نشان می‌دهیم که چرا جنگ تمام شد و ما فرصت شهادت پیدا نکردیم.

وی ادامه داد: یک کاری که آوینی کرده است و کمتر دیده می‌شود این که تعریف دیگری از ادمهای جنگ به ما می‌دهد. در مستند روایت فتح همه آدمهایی که در پشت جبهه برای رزمنده ها کمپوت می فرستند، و آدمهایی که برای پیروزی نبرد می‌کنند را با هم نشان می‌دهند. کننده های کار در مستند روایت فتح قهرمان نشان داده می شوند.

وی با اشاره به فیلم‌هایی که بعد از جنگ در مورد دفاع مقدس ساخته شده است گفت: ما دچار یک مظلوم نمایی دروغین از رزمندگان هستیم اتفاقا بزرگترین فیلم هایی که بعد از جنگ نمایش داده شد اصلا تحت تأثیر آوینی نیست در فیلم‌های آوینی ما کسانی را می‌بینیم که کننده کار هستند. قهرمانهای آوینی آدمهای مظلومی نیستند که بعد از جنگ به آنها ظلم کنند.

در جمع بندی بخش اول این نشست ابتدا مصطفی دالایی گفت: شاخص‌های مستند سیدمرتضی آوینی شناخته نشده و در هیچ دانشگاهی اصلا به این موضوع نمی‌پردازند که آوینی و بچه های روایت فتح چگونه این مستند را ساختند وممکن است از بین برود.

افخمی گفت: کسانی که در مورد سیدمرتضی حرف می‌زنند براساس نظر شخصی خودشان سیدمرتضی را کشف می‌کنند.ما باید قبل از اینکه در مورد او حرف بزنیم آثار مستند و مقاله‌های سیدمرتضی را با نگاه به زمانه ای که او حضور داشت مطالعه کنیم وبعد حرف بزنیم.

معززی نیا هم در جمع بندی صحبت‌هایش گفت: سیدمرتضی آوینی حرف‌ها و کارهای غیرمنتظره‌ای می‌کرد و همین غیرمنتظره بودنش برای من جذاب بود و در آخر شهادت غیرمنتظره‌اش هم آن را تکمیل کرد.

احمدزاده در این بخش از نشست گفت: هیچ کس درمورد جنگ به خوبی حرف نمی‌زند تصویری که آوینی از جنگ داد بچه‌هایی بود که در مقابل دشمن ایستادند و کاری که آوینی کرد این بود که رزمنده‌ها را با مظلوم نمایی نشان ندهد.

در ادامه این نشست نامه «تلالو یک رویا» نوشته کیومرث پوراحمد خوانده شد، پوراحمد که تازه به مراسم آمده بود تنها به خواندن این نامه توسط مجری مراسم اکتفا کرد. این نامه در اردیبهشت 72 نوشته شده بود.

در بخش دوم این نشست درباره ابعاد شخصیتی شهید آوینی، مسعود فراستی منتقد سینما و مریم امینی همسر شهید اوینی حضور داشتند.

مریم امینی همسر شهید آوینی، با اشاره به نامه وحضور کیومرث پور احمد در این مراسم گفت: سریال قصه‌های مجید را آقای آوینی خیلی دوست داشت واقعاً آقای پوراحمد بعد از شهادت آقا مرتضی جزو دورترین کسانی بود که فکر می‌کردم درباره آقا مرتضی فیلمی بسازند.

وی با اشاره فیلمی که پور احمد در مورد شهید اوینی ساخته است گفت: مستند «مرتضی و ما» معتبرترین فیلم درباره آقا مرتضی است و تا حدی که امکان داشته وجوه مختلف را از بیان دیگران در فیلم گذاشته‌اند. شبی که با تمام گروه فیلمسازی در خانه ما جمع شدند دختر بزرگ ما ناراحت شد که چرا باید در خانه این کار را انجام بدهند یعنی احساس می‌کرد که آرامش بهم ریخته است که من این را به آقای پوراحمد انتقال دادم و ایشان دستور دادند تا همه ابزار آلات جمع شوند و گفتند من این صحنه را بازسازی می‌کنم.

همسر شهید آوینی: شهادت ایشان منجر به این شد که فرصت بازشناسی زندگی ایشان پیدا کنم

امینی تاکید کرد: من عمری با آقا مرتضی زندگی کردم ولی اتفاقی که در شهادت ایشان افتاد منجر به این شد که فرصت بازشناسی زندگی ایشان از ابتدا تا لحظه مرگشان پیدا کنم.

وی با اشاره به سال‌های آشنایی خود با شهید آوینی یادآور شد: من تقریباً 15 سالم بود که آقا مرتضی را شناختم و خیلی دلیل منطقی پیدا نمی‌کنم که بگویم آن موقع اشتباه نکردم. ولی یک کشش وجاذبه ای دو طرفه بین ما بوجود آمد و من قبل از انقلاب صحبتهایی در زمینه هنر باهم داشتیم. شکل متقاوت صحبت‌ها و برداشت او از ادبیات یکی از عواملی بود که عشق مطالعه را در من بیدار می‌کرد. زمانی که ایشان پایان‌نامه دانشگاهشان را می‌‌نوشتند در کارهای اجرایی به ایشان کمک کردم و در سالی که ایشان فارغ التحصیل شد من تازه وارد دانشگاه شدم ودر سال 56 بود که ازدواج کردیم.

علیانی مجری برنامه از امینی در مورد گرایش سیاسی شهید آوینی در آن سالها سوال کرد و او پاسخ داد: در سالهای قبل از انقلاب هیچ نوع گرایش سیاسی در من وایشان وجود نداشت. بعد از امدن حضرت امام بود که یک تغییرات در ایشان ایجاد شد.

مجری مراسم از بینش سیاسی شهید آوینی و نحوه آشنایی شان با امام در سالهای قبل از انقلاب سوال کرد و امینی بیان کرد: بینش سیاسی به آن معنایی که شما مدنظرتان است نه. آوینی از دایره هنر وعکاسی و چیزهایی که علاقه داشت، بیرون نمی رفت. نقطه عطف که برای تحول ایشان شکل گرفت از طریق حضور امام در تلویزیون بود.

وی اوفزد: ما بعد از ازدواج مستأجر مادر آقای فرهاد مهراد بودیم و از این موضوع خبر نداشتیم. بعد از مدتی یک دوستی بین ما شکل گرفت و اولین آشنایی آقا مرتضی با حضرت امام از طریق نواری بود که آقای فرهاد مهراد درباره شکست حکومت نظامی به ما دادند. این تنها چیزی از امام بود که در سالهای قبل از انقلاب برای آقا مرتضی بدست آمد.

امینی افزود: بعد از انقلاب بود که ایشان وارد جهاد سازندگی شدند شکل ظاهری و عادت‌ها و آیین‌هایشان تغییر کرد و با یقین بسیار بالای وارد عرصه‌ای شدند که وقتی این مسیر را نگاه می‌کنیم انتهای آن جز شهادت نخواهد بود.

علیانی سوال دیگری در مورد این که آوینی کتابهای قبل از انقلابش را سوزانده است پرسید که امینی اینگونه پاسخ داد: یک کتابی ایشان داشتند که با سرمایه شخصی برای چاپ آماده کردند و حجم زیادی از آن را دور ریختند. البته ما بخشی از این کتاب را برای یادگار نگه داشتیم و ایشان هم اطلاع داشتند.

فراستی: دوست دارم که بدانم چه شد که چنین تحولی در مرتضی شکل گرفت؟

مسعود فراستی نیز در ادامه این نشست با اشاره به سخنان همسر شهید آوینی گفت: من دوست دارم سکوت کنم و بیشتر از حرفهای خانم امینی وجوه شخصیتی شهید آوینی را بشناسم. مرتضی خیلی از خودش کم می گفت و وجوه شخصیتی اش آن چیزی نبود که همه می‌دیدند. برای من جذاب است که بدانم چه شد که چنین گذاری برای او بوجود آمد. حتما این تحول یک شبه نبوده است.

این منتقدسینمایی با اشاره به اینکه من به کمتر کسی باسواد می گویم تاکید کرد: مرتضی آدمی بود که در زمینه کاریش خیلی باسواد بود و این برای من سوال است که چنین فردی چه شد که به چنین تحولی رسید. آیا انقلاب مرتضی را از یک روشنفکر بی‌ربط با انقلاب به یک متفکر و هنرمند تمام عیار انقلاب تبدیل کرد یا اساساً مرتضی با جنگ بود که مرتضی شد؟

امینی: ویژگی جستجو کردن در معنای حقیقی، همیشه همراه آوینی بود

امینی در پاسخ به این سئوال فراستی عنوان کرد: مرتضی آدمی بود که حقیقتاً دغدغه و سوال داشت. اگر ما یکی از ویژگی‌های روشنفکری را سؤال داشتن می‌دانیم این ویژگی را مرتضی به شدت داشت. یعنی چیزی را که باعث می‌شود که این تحول قابل توجیه شود این است که این ویژگی جستجو کردن معنای حقیقی، همیشه دغدغه‌اش بوده و برای پیدا کردن جواب این سؤال‌ها بود که فلسفه و ادبیات برایش مهم بود و اینها را می‌خواند.

امینی در پاسخ به فراستی گفت: انقلاب و روبرو شدن با حضرت امام نقطه شروع تحول ایشان بود. نوشته های از ایشان است که مشخص می‌کند با آمدن حضرت امام به زندگیش، او خورشیدی که دنبالش بوده است را پیدا کرده است.

وی افزود: آقا مرتضی خیلی خالص بود و خودش را فریب نمی‌داد و هدفی جز رسیدن به حقیقت نداشت و هدف دیگری نداشت به جز اینکه به حقیقتی که پیدا کرده بود نزدیکتر شود.

علیانی بار دیگر سوال کرد آیا در زندگی شهید آوینی مقطع دیگری غیر از دید امام باعث تحول در شخصیت این شهید شد که امینی اینگونه گفت: اگر قرار بود که سید مرتضی با همه آن چیزی که از امام گرفته بود به همه‌ی آن غایتی که می خواست برسد، زندگی ش تمام می شد. در تمام دوره ای که برای تحقق فعالیتهای فرهنگی انقلاب تلاش کرد، در نگاه اول فکر می کنی که مسیرش تغییر کرده است مثلا جایی مستند می سازد و جایی سردبیر نشریه می شود یا در زندگی شکل متفاوتی داشت ولی برای من این ها تحول محسوب نمی شد و این مسیر را یک سیر واحد می بینم.

فراستی: ما هیچ کاری برای مرتضی نکردیم

فراستی در بخشی دیگری از این نشست با انتقاد نسبت به کم کاری دوستانش در شناخت شهید آوینی گفت : ما هیچ کاری برای مرتضی نکردیم. هر سال دور هم جمع می‌شویم در مورد سید مرتضی حرف می زنیم. حرفهای تکراری که عقب گرد است.

وی ادامه داد: مرتضی آدم خیلی منحصر به فردی بود. مستند روایت فتح بهترین ساخت مستند تاریخ سینمای ایران است. مرتضی به لحاظ اخلاق فردی هم کاملا منحصر به فرد بود. مرتضی بهترین حرفها را در زمینه فرهنگ زده است. من قول می دهم در سال بعد در هیچ مراسمی در مورد مرتضی حرفی نزنم تا بتوانم حرف تازه ای از او بزنم.

فراستی با اشاره به اینکه شهید آوینی در بحث نظری جدی بود گفت: من سر چند فیلم مثل فیلم بدوک با مرتضی دعوا کردیم. مرتضی در بحث نظری اصلا با کسی شوخی نداشت. مرتضی به شدت در نقد بی‌رحم بود. مرتضی نقدی درباره محسن مخملباف دارد که از نقد من بی‌رحم تر است.

فراستی با اشاره به صحبتهای بهروز افخمی در این نشست خاطر نشان کرد: اگر مرتضی زنده بود از فیلم‌هایی مثل یه حبه قند و این فیلمی که امروز به اسکار رفته دفاع نمی‌کرد. اگر مرتضی زنده بود اسیر چپ و راست نمی شد و قطعا فیلمی مثل «آخرین روزهای زمستان» که بهروز افخمی از آن خوشش آمده است را نمی ساخت. آوینی روشنفکری بود که بازی در نمی آورد. مرتضی از روشنفکری عبور کرده بود.

وی ادامه داد: البته عبور او از روشنفکری به خاطر این بود که این دوره را گذرانده بود. برخی می گویند که عیب است که گذشته قبل از انقلاب مرتضی را بگوییم. مرتضی هیچگاه تابع وضع نمی‌شد. ملاحظه سیاسی نمی کرد ودر سه سال آخر که من با او بودم او را تابع هیچ نگاه سیاسی ندیدم.

در پایان این نشست به بهانه بزرگداشت سید مرتضی آوینی باشگاه مستند فرهنگسرای انقلاب با حضور مریم امینی (همسر شهید آوینی)، حبیب احمدزاده، مصطفی دالایی، مسعود فراستی و حسین معززی نیا رونمایی و امضا شد.

 

   زمان انتشار: سه شنبه ١ مهر ١٣٩٣ - ١١:٣٠ | نسخه چاپي

خروج




کلیه حقوق متعلق به این پورتال برای فرهنگستان هنر محفوظ است.