صفحه اصلی آر اس اس ارتباط با ما    
تازه های خبری
آخرین گزارش ها
اخبار
اخبار موسسات و زیرمجموعه ها
اخبار > همبستگي‌هاي محتوايي، عامل پيوند ايران و چين


  گزارش سفر چين به زبان استاد مهدي حسيني
  همبستگي‌هاي محتوايي، عامل پيوند ايران و چين
 

 
23 اسفند1387 به اتفاق آقايان: بهمن نامورمطلق، استاد اميرخاني، حسن بلخاري و فيروززاده از طريق دوبي عازم پکن شديم. اين دومين باري بود كه به چنين سفر پر شور و خاطره انگيز مي‌رفتم. نخستين بار حدود بيست سال پيش بود كه با جمعي از هنرمندان، كه برخي از آنان از قيد حيات رسته و به عالم ملكوت پيوسته‌اند، به اين كشور خيال انگيز سفر مي‌كردم. سفر به كشور چين پيوسته براي من مثل سفر به دنياي روياهاست. ذهنم را به غليان مي‌اندازد، روحم سرشار مي‌شود، درونم آرام مي‌گيرد و در مجموع انسان تازه‌اي مي‌شوم كه در ديگر سفرهايم، به اقصي نقاط جهان، كمتر به تجربه در مي‌آيد. دليل آن را فرهنگ پر جاذبه، غني و بسيار گسترده و متنوع آن مي‌دانم و در هر گوشه از اين سرزمين تاريخي و پهناور، در هر سه‌كنج ديوار، روز هر برآمدگي چوب، روي هر گل ميخ در، نشان و ردي از ذهني خلاق، دستي توانا و انسان مسئول را مي‌توان شاهد بود كه در كمتر فرهنگي، نظير آن، يافت مي‌شود. نقاشي‌هاي سلسله‌هاي: يو آن، سونگ، مينگ و چينگ، با آن تنوع و گستردگي، ذهنم را به تحرك وا مي‌دارد و از اين همه وارستگي، عمق و استعلا كه در نهايت سادگي و با حداقل ابزار بيان تجسمي ‌(مركب، كاغذ و قلمو) براي مخاطب شكل پذيرفته‌اند، ‌به عالمي‌ بيرون از اين جهان مادي هدايت مي‌شوم.

در حقيقت آفرينندگان اين آثار نيات و هدفي نيز جز اينها در ذهن نداشته‌اند. چون عالم بيان تصويري (و اصولاً بيان هنري) عالم بسيار حساس و ظريفي است كه آنچه در مخيله شكل مي‌پذيرد بلافاصله روي كاغذ يا بوم عينيت مي‌يابد. با وجودي كه توان خواندن گاليكرافي چيني را ندارم، ولي با رويت طومارهاي گاليكرافي چيني همان تجربي استغنا و استعلا، كه به هنگام مشاهده آثار مناظر نقاشي به مخاطب منتقل مي‌شود، در ذهن مكرر مي‌شود و از حركت، پويايي و فضاهاي پر و خلوت آن محظوظ مي‌شوم. به لحاظ عدم توانايي خواندن گاليكرافي احساس مي‌كنم با يك فضاي انتزاعي متعالي روبرو هستم كه دنيايي فراتر از دنياي محسوس الهام بخش آن بوده است.

اگرچه هدف اصلي گروه ديدار از فرهنگستان‌هاي جمهوري خلق چين و امضاي چند پيمان همكاري فرهنگي بود، كه در همان روزهاي نخست و با درايت و هماهنگي مسئولان اجرايي فرهنگستان هنر به نحو شايسته‌اي صورت پذيرفت، ولي بازديد از ديگر مراكز فرهنگي و موزه‌ها نيز در برنامه سفر پيش بيني شده بود كه بدون آن اين سفر نمي‌توانست كامل باشد. از جمله: ديدار از شهر ممنوع معبد آسماني،‌ديوار چين و... در همه اين ديدارها انسان از اين همه خلاقيت، عظمت، احساس مسئوليت و نيز حفظ هويت و مقاومت در برابر اين همه تهاجم كه در قالب‌هاي گوناگون به اين مردم تحميل شد، احساس شگفتي مي‌كند. از ديگر برنامه‌هايي كه در اين سفر پيش بيني شده بود، سفر به خوان جو در نزديكي شانگ‌هاي بود. اين شهر مركز تجارت ابريشم چين در گذشته و اكنون است و داراي تنها موزه زنده تاريخ ابريشم در جهان به شمار مي‌آيد. اين شهر تميز و زيبا، بر خلاف ديگر شهرهاي معتبر چين از طريق صادرات فراورده‌هاي صنعتي ارتزاق نمي‌كند؛ بلكه عمده درآمد آن از طريق توريسم، توليد چاي سبز و فروش محصولات فرهنگي ابريشمي‌است.

به هر تقدير سياست فرهنگستان هنر مبني بر ارتباط با فرهنگ‌هاي خاور دور سياست بسيار سنجيده و مغتنمي‌است كه لازم است در جهت پيشبرد آن تلاش كرد. زيرا از گذشته دور نيز همبستگي‌هاي محتوايي بسياري نظير: درونگرايي، انديشگونگي و تأمل برانگيز بودن؛ دو فرهنگ ايران و چين را به يكديگر پيوند داده است.

 

   زمان انتشار: چهارشنبه ٢ ارديبهشت ١٣٨٨ - ١١:٥٦ | نسخه چاپي

خروج




کلیه حقوق متعلق به این پورتال برای فرهنگستان هنر محفوظ است.