صفحه اصلی آر اس اس ارتباط با ما    
تازه های خبری
آخرین گزارش ها
اخبار
اخبار موسسات و زیرمجموعه ها
اخبار > بناي خورهه يك خانه اربابي نه يك معبد


  مهدي رهبر در نشست تخصصي تاريخ هنر ايران:
  بناي خورهه يك خانه اربابي نه يك معبد
 



سومين نشست از سلسله نشست هاي تخصصي « تاريخ هنر ايران » با حضور « دکتر محمد رحيم صراف » و «استاد مهدي رهبر» در فرهنگستان هنر برگزار شد.

به گزارش روابط عمومي فرهنگستان هنر، سومين نشست از سلسله نشست‌هاي تخصصي«تاريخ هنر»، با حضور استادان، پژوهشگران و دانشجويان، در فرهنگستان هنر برگزار شد. در اين نشست «هنر و تمدن ايلام» توسط « دکتر محمد صراف » و مقاله « بناي خورهه نه يک معبد، يک خانه اربابي دوره اشکاني » با سخنراني « استاد مهدي رهبر » مورد بررسي قرار گرفت.

در ابتداي اين نشست، دكتر«ندا اخوان اقدام» دبير علمي نشست، ضمن تشکر از حضور اساتيد، به معرفي سخنران نخست مراسم پرداخت و گفت :«دکتر محمد رحيم صراف، فارغ التحصيل رشته باستان شناسي دانشگاه تهران و درجه دکترا از دانشگاه مونيخ آلمان است. از فعاليت‌هاي ايشان تشکيل سازمان ميراث فرهنگي، تدريس درگروه باستان شناسي و حضور در پژوهش‌هاي ميداني است. علاوه بر اين آثار متعددي در غالب کتاب و مقاله از ايشان به چاپ رسيده است.»

وي سپس در معرفي استاد مهدي رهبر گفت :«ايشان پس از تحصيل کشاورزي در ساري، به دانشگاه تهران وارد شد و در رشته باستان شناسي تحصيل کرد. در سال 1348 براي تحصيل عازم آتن شد. استاد رهبر در زمينه تدريس، کاوش و سرپرستي برخي از هيأت‌هاي باستان شناسي فعاليت داشت و مقالات و کتب زيادي از ايشان تاكنون منتشر شده است. وي در دومين بخش نشست، مقاله خود را با عنوان « خورهه نه يک معبد بلکه يک خانه اربابي » که بنايي است متعلق به دوره اشکاني ارائه مي‌دهد.

«محمد رحيم صراف» سخنان خود را با تحقيقات صورت گرفته بر هنر ايلام آغاز کرد و گفت: «اين قوم کمتر مورد تحقيق و بررسي قرار گرفته که علت آن را مي‌توان در عدم وجود متخصصين و عدم برنامه‌ريزي براي شناخت آن به شمار آورد. نخستين تحقيقات توسط هيأت فرانسوي و آمريکايي در شوش، مرودشت و ... و توسط هيأت ايراني نيز در هفت تپه و ... صورت گرفت.»

وي کشور ايلام را مربوط به هزاره چهارم ق.م تا 650 ق.م دانست و درباره اينکه اين قوم از کجا وارد ايران شد به نظريه جورج کامرون و مرحوم دکتر نگهبان اشاره کرد و گفت :« کامرون به دليل مشاهده نقش برجسته سرباز ايلامي سياه چهره، بر روي آجر لعاب‌دار کشف شده در شوش، نتيجه گرفت که اينها از آفريقا آمدند ولي دکتر نگهبان در مقاله‌اي اعلام كرد که اينها محلي هستند.»

دكترصراف موقعيت اين کشور را از لحاظ سياسي اينگونه تشريح كرد و گفت: «6 سلسله در طول 2500 سال در کشور ايلام، در خوزستان حکومت شاهي داشتند. اين کشور 4 ايالت داشت که 2 ايالت با نام‌هاي شوش، انشان يا انزان، تاكنون مشخص شده و در ضمن درباره محل اين چهار ايالت بحث‌هاي زيادي صورت گرفته ولي مشخص شده که منظور از چهار ايالت، چهار شهر است.»

اين استاد دانشگاه سخنان خود را با نمايش اسلايدهايي از تعدادي مدارک انتخاب شده، ادامه داد و مهمترين ويژگي ايلامي‌ها را غير از تشکيل اولين دولت در خوزستان، ابداع خط دانست که با خط تصويري يا پيکتوگرافي به صورت گل نوشته به جاي مانده است و افزود :« در روند پيشرفت اين نوع خط، خط تصويري، هجادار شد تا به ترتيب از بالا به پايين قابل خواندن باشد. در ضمن تحقيقي از بنده به چاپ رسيده که مربوط به مطالعه بر روي کتيبه‌اي است که از شوش پيدا شده به همراه کتابي که از آلمان آورده بودم مي شد. نام 73 الي 74 خدا از پادشاهان ايلامي نام برده شده در کتاب را، از داخل کتيبه بيرون آوردم و در جدولي مطرح کردم و متوجه شدم که چند خدا و کدام خدايان مورد پرستش ايلاميان بودند.»

وي سپس به آثاري که از اولين سلسله ايلاميان به دست آمده پرداخت و اشاره کرد: «اولين اثري که از نخستين سلسله ايلام بدست آمده، سنگي با نقش برجسته‌اي از شخصي در حالت زانو زدن است و همچنين يکي از چيزهايي که از ايلامي‌ها باقي مانده و بيشتر هم مدرک مذهبي است مجسمه و نقش برجسته خدايان است. براي نمونه آنچه که در مجسمه خدايان پيدا شده در شوش، اهميت دارد، اين است که، الهه اي که روي تخت نشسته کتيبه‌اي دارد که در آن گفته شده اين الهه پيروزي است و همچنين کتيبه اي که بر روي جام به دست آمده در حاجي آباد نقش رستم به جاي مانده، خطاب به تصوير الهه گفته،« اي الهه اين جام را تقدس کن.»

محمد رحيم صراف پس از نمايش تصوير شهر پانزدهم شوش و مدرسه کشف شده در آنجا به هفت تپه پرداخت و ادامه داد :« در حالي که آقاي کامبخش در شوش به کاوش‌هاي خود ادامه مي‌دادند، استاد نگهبان در رأس هيأتي به هفت تپه، در 10 کيلومتري شوش رفتند، آنچه که در حفاري دکتر نگهبان اهميت داشت اين بود که ايشان ضمن حفاري آثاري پيدا کرد که نشان مي‌داد درآنجا آرامگاهي وجود دارد. آرامگاه ديگري نيز توسط استاد يغمايي پيدا شد. آرامگاه اول با طاق هلالي در هفت تپه 100 سال قديمي‌تر از طاق هايي است که از چغازنبيل است. علاوه بر اين در آرامگاه دوم 23 اسکلت به صورت منظم دفن شده بودند.»

اين باستان شناس بعد از بحث نيمه هزاره دوم، به چغازنبيل در 30 کيلومتري هفت تپه اشاره کرد و افزود :« نتيجه حفاري در چغازنبيل، کشف 3 حصار بود و هم چنين در قسمت بالا خشت ديده شد. هيأت فرانسوي پس از کشف 2 دوره در آن تپه، مسأله خاصي را اتخاذ کرد که در زير توده خشتي چغازنبيل چه چيزي بايد باشد. تونلي را کندند و به يک کف آجري و يک ناودون که از طبقه بالا داخل آن توده خشتي رفته، رسيدند. گويا پادشاه ايلامي وقتي با زيگورات بين النهرين مواجه شد، به فکر ساخت زيگوراتي چون معبد عليا افتاد. در نتيجه با کمک گرفتن از مهندس‌هاي خودش، تغييراتي در آن داد.»

وي در پايان سخنراني خود، پس از نشان دادن پيکره و حيواني اساطيري از شوش و چغازنبيل با توصيفي در زمينه داستان واقعي روايت شده بر جام متعلق به ايلام گفت :« بعد از مقاله آقاي وطن پرست، روي اين موضوع کارکردم و مقاله‌اي منتشر و کل داستان را که مربوط به پادشاه ايلامي است، در آنجا مطرح کردم.»

سپس در ادامه نشست مهدي رهبر سخنان خود را با بررسي خورهه به عنوان يک خانه اربابي در قالب تصاوير نمايش داده شده آغاز کرد و اظهار داشت: «اين بنا در خورهه محلات، در مسير جاده قم به اصفهان است. و باستان شناس مشهور با نام حسن قمي و هرسفلد تحقيقات دقيقي بر روي اين بنا انجام دادند. اولين باري که درباره خورهه بحث شد در کتاب «تاريخ قم» تأليف حسن قمي در سال 378 ه.ق بود، که در آنجا از اين بنا به عنوان کوشک ياد کرده است. هرسفلد نيز با نشانه قرار دادن دو ستون و درخت‌هاي انگور روي بنا تصور کرد که يک معبد است. همچنين در زمان ناصرالدين شاه به جهت علمي نيز، حفاري‌هايي صورت گرفت. در ادامه آقاي حاکمي در سال 1990 مقاله‌اي درباره خورهه نوشت و پلان اصلي بناي خورهه را پيدا کرد. اما اين پلان نيز در ادامه پژوهش‌هاي ما با اشکالات کوچکي مواجه بود. قسمتي از بنا مورد کاوش قرار نگرفته بود که ما اين قسمت را از زير خاک در آورديم و در پلان کشيده شده از بنا مشخص شد که يک بناي اربابي است که به هيچ وجه با معبد و آتشکده همخواني ندارد.»

استاد رهبر، خورهه را يک خانه اربابي دوره اشکاني تلقي کرد و تصريح كرد: «با توجه به سفال‌ها ، اشياء و سکه‌اي که به دست آورديم نشان داد که فقط در دوره اشکاني تا قرن دوم ق.م به بعد تا زمان ساسانيان اين بنا مورد استفاده بود. ولي در قسمت جنوبي اين بنا کوره‌هاي ذوب فلز، يک تنور و تعدادي سفال ملاحظه شد که نشان داد در دوره ساساني پس از ترک آن بنا، عده‌اي که حاشيه‌نشين بودند در آنجا سکونت داشتند اما بناي اصلي مربوط به دوره اشکاني است.»

اين استاد دانشگاه تاريخ گذاري خود را براساس دو کتيبه بدست آمده در خورهه انجام داده است و افزود: «يکي از اين کتيبه ها حديثي از حضرت محمد (ص) به تاريخ 770 هجري است و ديگري وقف نامه‌اي است که روي صفحه‌اي مربوط به قلعه بابا رستم کنده‌کاري شده است.»

وي سپس اظهار داشت :« در خورهه سه دوره داريم که در دوره ايلخاني نيز سطوح اين تپه به گورستاني تبديل شد که به عنوان گورستان اسلامي بود».

اين كارشناس باستان‌شناسي در مورد پلان خاص دوره اشکاني افزود: «اتاق‌هايي که دورتادور راهروهاي باريک مي‌چرخد و حياط مرکزي، از مشخصات پلان خاص اشکاني است. همچنين کف قسمت‌هايي از اين اتاق‌ها سنگ فرشي ديده شده که بسيار زيباست.»

وي در ادامه به نوآوري و ابتکارات اين بنا اشارع کرد و گفت: «خورهه شامل شش ستون و دو جرز در طرفين بود. اکنون دو ستون به جاي مانده که نه ستون‌هاي يوناني است و نه هخامنشي. همچنين براي ساختن طاق از خشت استفاده کردند و براي بهتر چسبيدن خشت، حفره‌هايي روي آن‌ها ايجاد شده تا علاوه بر سُر نخوردن از لرزش سقف نيز جلوگيري شود. تمام اتاق‌ها به طور قطع با سطحي از رنگ قرمز، نارنجي، زرد و سياه پوشيده شده بود و همه اتاق‌ها داراي شومينه يا بخاري ديواري بود.»

وي سپس با ارائه تصاوير ديگري از اتاق هاي بناي خورهه، نمونه‌هاي گچ بري، سفال‌هاي ظريف دوران اشکاني، قطعات چاقو تيزکن، مشته و ... را ارائه داد. وي سخنان خود را اين گونه به پايان برد که : « بعد از اتمام حفاري‌ها، آن را مرمت کرده و البته به همراه اعضاي هيئت نتايج نسبتا خوبي نيز کسب کرديم.»

 

   زمان انتشار: سه شنبه ١٩ آذر ١٣٩٢ - ١٣:١٦ | نسخه چاپي

خروج




کلیه حقوق متعلق به این پورتال برای فرهنگستان هنر محفوظ است.